Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 110651
تاریخ انتشار : 5 مرداد 1387 0:0
تعداد مشاهدات : 5

مرصاد فروغ جاودان را در هم كوبيد

سال 68 به محض اين كه منافقين طي عملياتي به نام "فروغ جاويدان" از قصر شيرين وارد كشور شدند، بيش از 130 هزار بسيجي و خيل عظيمي از مردم روانه ي كرمانشاه شدند، آن قدر كه مسئولين جايي براي كنترل آن ها نداشتند و رزمندگان اسلام با حدود 10 گردان پرونده منافقين را بستند و با يك عزت عجيب آن مرحله را پشت سر گذاشتيم. سيدعلي بني لوحي يكي از فرماندهان دوران دفاع مقدس در گفتگو با خبرنگار فارس در اصفهان گفت: سازمان منافقين پس از پيروزي انقلاب اسلامي نيروهاي خود را در اختيار صدام گذاشتند و در عراق مستقر شدند و همچون ماجراي انرژي هسته اي در جاسوسي براي آمريكايي ها و خوش خدمتي به آنان از هيچ تلاشي فروگذار نكردند و در دوران دفاع مقدس نيز جاسوس صدام و رژيم بعثي در ايران شدند . وي با اشاره به اينكه آن ها در عراق تيپ هاي رزمي تشكيل دادند و براي تصرف مهران وارد عمليات شدند، افزود: منافقين در اين مقطع تحليلي داشتند كه اگر جمهوري اسلامي ايران قطعنامه ي 598 را بپذيرد اين به معناي فروپاشي نظام است و وقتي ما قطعنامه را پذيرفتيم با اين تصور كه تا تهران جلو مي آيند، حمله كردند و آنقدر با برنامه پيش رفته بودند كه 5 فرمانده براي 5 مرحله تا رسيدن به تهران مشخص كرده بودند. بني لوحي عمده نيروهاي منافقين را نيروهاي قديمي آن سازمان و كساني كه از ايران نيز رفته بودند و همچنين عده اي فريب خورده كه با تحليل غلط به آنها پيوسته بودند، عنوان كرد و اظهار داشت: به برخي از اين فريب خوردگان گفته بودند كه فردا در تهران هستيم، اما با اين وجود آنها در صحنه درگيري واقعيت را دريافتند. وي در ادامه گفت: منافقين نقش ارتش دوم را براي صدام بازي مي كردند،حدود 20 تيپ مكانيزه كه عراق به آن ها داده بود را سازماندهي كردند و پشتيباني كامل آن ها با عراقي ها بود، اما از اسلام آباد به بعد توسط خود منافقين انجام مي شد و حتي وقتي آن ها مي خواستند فرار كنند چند بالگرد عراقي مسئولين اصلي آنها مانند رجوي را فراري دادند. بني لوحي درباره ابعاد مختلف اين جنگ گفت: پس از پذيرش قطعنامه، ما در جنوب و خطوط اصلي درگير بوديم و عراقي ها در جنوب و مخصوصا به منظور تصرف خرمشهر با حدود 20 تيپ زرهي وارد شدند، منافقين هم در روز سوم مرداد 1367 عمليات خود را شروع كردند و عراقي ها آتش بسيار سنگيني روي خطوط ما ريختند، آنها تا گردنه ي پاتاق منافقان را از راه زمين همراهي كردند و با اينحال دو ساعت بعد "كرند" و ساعت ده شب "اسلام آباد" را تصرف كردند. آن ها بعداً از "اسلام آباد" هم عبور كردند و در آستانه ي انجام عمليات اصلي براي تصرف كرمانشاه قرار گرفتند كه نيروهاي اصلي ما جلوي آنها را سد كردند. اين در حالي بود كه اوضاع، بسيار آشفته بود و مردم كرمانشاه در حدود 80 - 90 درصد شهر را تخليه كرده و به خارج از شهر رفته بودند. وي در ادامه به نقش ويژه نيروهاي بومي منطقه در كنترل اين حمله اشاره كرد و گفت: همان بچه هاي بسيجي اسلام آباد كه خيلي هم شهيد دادند و برخي از آنان توسط منافقين در آن دو سه روز محاكمه و اعدام شدند، جلوي منافقين را در آغاز حمله ي آنان سدكردند، شايد همه ي آنان را كه جمع مي كردند، يك گردان مي شدند، منافقين واقعا ضعيف بودند و مردم درست مثل آب خوردن نابودشان كردند. اين فرمانده دوران دفاع مقدس تصريح كرد: به نظر من نكته ي جالب عمليات مرصاد كه در6 مرداد آغاز شد اين بود كه بيشتر بچه هاي بومي غرب كشور مسئوليت هاي اين عمليات را بر عهده داشتند. وي با اشاره به قدرت عمل نيروهاي رزمنده در كنترل اين جنگ گفت: عملياتي كه منافقين انجام دادند فروغ جاويدان نام داشت كه ناكام شد و اصلا فروغي نداشت و عمليات جمهوري اسلامي كه با پشتيباني هوانيروز و بيش از صد سورتي بمباران هوايي و عمليات گردان هاي سپاه انجام شد مرصاد نام گرفت. نقش شهيد صياد شيرازي در اين روزها بسيار موثر و تعيين كننده بود. بني لوحي درپاسخ به اين سوال كه چرا با گذشت سالها منافقين تصميم به ترور شهيد صياد شيرازي گرفتند تصريح كرد:اين طور گفته شد كه شهيد صياد شيرازي در انتقام از شكست منافقين در عمليات مرصاد، ترور و به شهادت رسيد، يكي از دلايل آن اين است كه منافقين دراين عمليات بيش از دو هزار كشته و هزار مجروح دادند، البته هنوز نيز، سازمان منافقين به عنوان يك سازمان تروريستي، تلاش مي كند نه تنها شخصيت هاي موثر جمهوري اسلامي را ترور ، بلكه اگر بتواند تمام مردمي را كه از اين نظام دفاع مي كنند، ترور كند. وي در خصوص نحوه بسته شدن عمليات فروغ جاويدان گفت: به محض اين كه منافقين از قصر شيرين وارد كشور شدند، بيش از 130 هزار بسيجي و خيل عظيمي از مردم روانه ي كرمانشاه شد، آن قدر كه مسئولين جايي براي كنترل آنها نداشتند؛ شايد حدود 100 گردان، در حالي كه ما با حدود 10 گردان پرونده منافقين را بستيم. اين نويسنده دفاع مقدس گفت: خدا آن عشق ، اخلاص و شايد به تعبيري توبه از كوتاهي برخي كه در دوران دفاع مقدس موفق به خدمت بيشتري نشدند را ديد و درهاي رحمت خود را گشود و ما با يك عزت عجيبي آن مرحله را پشت سر گذاشتيم و شرايط كاملا به نفع ما عوض شد و يك چيز كه غير ممكن بود به وقوع پيوست.


دیدگاه

تازه ها

آخرین اخبار

پربازدیدترین ها

تبلیغات