Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 120656
تاریخ انتشار : 15 بهمن 1387 0:0
تعداد مشاهدات : 175

چرا از ایران نمی آموزیم؟ - ٥

*اشاره : کتاب «چرا از این نمی آموزیم؟» توسط پایگاه اطلاع رسانی دستاوردهای انقلاب اسلامی جمع آوری، تدوین و منتشر شده است. در این کتاب گفته ها و نوشته های سیاستمداران، دانشمندان و ... خارجی در مورد دستاوردهای انقلاب اسلامی ثبت شده و گاه به مناسبت موضوع توضیحی در پاورقی داده شده است. پایگاه اطلاع رسانی دستاوردهای انقلاب اسلامی به مناسبت سی امین سالگرد پیروزی انقلاب به ترتیب این کتاب را بر روی سایت اینترنتی خود قرار می دهد. اینک خوانندگان گرامی را به مطالعۀ این مجموعه دعوت می کنیم. *ايران مرکز صلح و دوستي «لورا بلوم » هنرمند نقاش آمريکايي که تابلوهايي در زمينه فرهنگ و هنر ايراني کشيده و آنها را در محل ورودي درب اصلي سازمان ملل با عنوان شيراز شهري از بهشت ، به نمايش گذاشته است در يک کنفرانس مطبوعاتي گفت : وقتي براي اولين بار به ايران رفتم ، با وجود همه تبليغاتي که قبل از سفر شنيده بودم ، احساس کردم آغوش گرم مردم ايران به روي من باز است و آنها با حسي که ريشه در مهربان و فرهنگ غني آنها دارد با من به گونه ايرفتار کردند که حس کردم در خانه خود هستم . وقتي به باغ ارم رفتم ، حس کردم از بچگي در درونم اين جا را مي شناسم و احساس کردم به دنياي دروني خود و به بهشتي که از بچگي در ذهن خود داشتم سفر کرده ام . فرهنگ ايراني آنقدر عميق است که حتي من به عنوان يک آمريکايي متولد نيويورک ، بخشي ناشناخته از وجود خود را بعد از آشنايي با اين فرهنگ والا دريافتم . مفاهيم عميق ادبيات ايراني مي تواند سرمايه بزرگي براي بشريت باشد و اميدوارم تمامي فرهنگهاي دنيا بتوانند باشناخت دقيق تر از فرهنگ و تمدن ايراني از آن ياد بگيرند و غنا و عمق آن را دست مايه تحولات خود کنند . *پيچيدگي هاي ملت ايران «عبدالفتاح المنيعي» طي مقاله اي که در روزنامه «الوطن» چاپ بحرين منتشر کرد ، نوشت: جامعه ايراني داراي ويژگي ها و پيچيدگي هاي خاص خود است ، پيچيدگي هايي که کمتر از پيچيد گي قالي هاي مشهور آن نيست . اين ويژگي به ديرينه تاريخي و تمدن ريشه دار اين ملت باز مي گردد . ريشه هايي که در اعماق تاريخ فرو رفته است . در سرزمين ايران دهها تمدن قديم و مدرن آميزش يافته است تا جامعه ايراني شکل و ساختار معاصر را به خود بگيرد . براي رسيدن به درک صحيحي از جامعه معاصر ايران ، ابتدا بايد به نحوه ورد اسلام به اين کشور و تحول گرايش ايراني ها به سوي اين دين جديد پرداخت و سپس نحوه ذوب شدن آنها در فرهنگ اين دين را ذکر کرد و اعتراف کرد که ايراني ها چه خدمات بزرگي به آن کردند و در تاريخ هم اين مسئله ثابت شده است. امروز حدود چهارده قرن است که ايراني ها عقايد گذشته خود را کنار نهاده و به دين اسلام گراييده اند. امروز شايد تنها عربستان باشد که نسبت مسلمانان به کل جمعيتش بيشتر از ايران است . از اواخر قرن چهارم هجري که فرهنگ اسلامي از طريق تاسيس مدارس در اقصي نقاط ايران گسترش يافت . اين فرهنگ بر ديگر اديان و فرهنگها چيره شد و فرهنگ فارسي با ويژگي هاي اسلامي آميخته گشت و کار تعليم ادبيات عربي و دين اسلامي در اين کشور رونق يافت . به نحوي که مي توان آن را به وضوح در ادب و شعر فارسي به خوبي مشاهده کرد . بي شک اين مسئله بيانگر آن است که فرهنگ اسلامي در ايران ، فرهنگي با ريشه هاي محکم و استوار است . به ويژه اگر به اين مسئله نقش مراجع فکري و فقهي که ايراني ها در شکل گيري آن سهم بزرگي داشتند را بيافزاييم . اين توصيف هم در زماني که ايراني ها مذهب سني داشتند و چه بعد از آن که تشيع وارد اين کشور شد و تاثير بزرگي در فرهنگ اسلامي آن به وجود آورد ، کاملاً مشهود است .١ *من بيش از شما ايراني هستم 20 کتاب ، 150 مقاله و صدها سخنراني در تشريح و تبيين تمدن و فرهنگ غني ايرانيان ، حاصل عمر پروفسور «ريچارد نلسون فراي» استاد ايران شناس دانشگاه هاروارد است . اين استاد 87 ساله آمريکايي آنقدر شيفته فرهنگ ، تمدن، آداب و سنن ايراني است که وصيت کرده است پس از مرگش او را در کنار زاينده رود اصفهان به خاک بسپارند که اين درخواست با موافقت مقامات عالي رتبه ايراني روبرو شده است .٢ وي مي گويد: مرحوم دهخدا در دوران مصدق به من لقب ايران دوست داد . من به ايرانيان گفتم ، من بيشتر از شما ايراني هستم ، تمام عمر به شما ارادت دارم ! شما در ايران متولد شديد و آن جا زندگي کرديد ، اما من در آمريکا متولد شدم ولي هميشه در ايران بوده ام . متاسفانه آمريکا و دانشگاههاي آمريکا خيال مي کنند که ايران کوچک است و گم شده است . اما لازم است آنها ايران را خوب بفهمند . اين مشکل جدي آمريکايي ها است که ايران حقيقي رانمي شناسند تا امروز آمريکاييان خيال مي کنند ايرانيان توريست هستند . آنها نمي دانند که در ايران يهودي ، کليمي ، زرتشتي ، مسيحي ، مسلمان باهم زندگي مي کنند . آمريکاييها نمي دانند که اولين بار در جهان ، ايرانيان کانون حقوق بين المللي و حقوق بشر را ساختند .٣ آنها نمي فهمند که ايرانيان نه فقط براي ايرانيان ، بلکه براي تمام خاورميانه ، جهان و اسلام اهميت دارند. ايرانيان از دين اسلام از يک مذهب و دين مخصوص به اعراب ، يک دين بين المللي ساختند . فرهنگ ايران خيلي اهميت دارد . کجاي دنيا شعري مانند شعر ايران دارد ؟ رودکي ، حافظ ، سعدي کجاي دنيا هستند ؟ اين اهميت دارد . فرهنگ ايران مهم است . اما متاسفانه آمريکاييها اين را نمي فهمند . ايرانيان همواره در طول تاريخوجود و حضور داشتند . ايرانيان صرف و نحو عربي و نجوم را به عربي نوشتند . از دوره ساساني ها تا دوره اسلامي و تاکنون ايرانيان همواره در تاريخ حضور قوي داشتند . پس بايد اهميت ايران را درک کرد و اين کشور با فرهنگ را دوست داشت . پی نوشت ١ - علامه شهيد مرتضي مطهري مي گويد : «ايرانيان بيش از هر ملت ديگري نروهاي خود را در اختيار اسلام قرار دادند و بيش از هر ملت ديگر در اين راه صميميت و اخلاص نشان دادند . در اين جهت هيچ ملتي به پاي ايرانيان نمي رسد . حتي خود ملت عرب که دين اسلام در ميان آنها ظهور کرد . ايرانيان شاهکارهاي خود را در راه خدمت به اسلام به وجود آوردند و جز نيروي عشق و ايمان ، نيروي ديگري قادر نيست نيست شاهکار خلق کند . خدمات ايرانيان مسلمان در جبهه هاي مختلف صورت گرفته است . جبهه نشر و تبليغ و دعوت ملتهاي ديگر ، جبهه سربازي نظامي ، جبهه علم و فرهنگ ، جبهه ذوق و صنعت و هنر » خدمات متقابل اسلام و ايران ، ص 327 و 328 ٢ - پروفسور جيمز راسل ، استاد دانشگاه هاروارد آمريکايي: «من پروفسور فراي را ستايش مي کنم و معتقدم که خاک مقدس ايران هر کسي را شيفته و عاشق خود مي سازد . آرزوي پروفسور فراي براي دفن شدن در ايران ، نشان دهنده تاثير بزرگي است که او از اين کشور پذيرفته است . من بيشتر دوست دارم که افراد در زمان حياتش در ايران باشند تا اين که پس از مرگ چهره در نقاب خاک اين کشور بکشند . ضميمه روزنامه اطلاعات ، 7 آبان 1386 ، ش 43-24 ، ص 2 ٣ - اين نبشته در سال 538 پيش از ميلاد به فرمان کورش بزرگ هخامنشي و به هنگام ورود به شهر بابل نويسانده شده است . از زمان نگارش اين فرمان تا به امروز (1384) 2545 سال مي گذرد ، ترجمه و انتشار فرمان کورش بزرگ (کوروش دوم ) پرده از نادانسته هاي بسيار برداشت و به زودي به عنوان «منشور آزادي » و «نخستين منشور جهاني حقوق بشر» شهرتي عالمگير يافت و نمايندگان و حقوقدانان کشورهاي گوناگون جهان در سال 1348 خورشيدي با گردهمايي در کنار آرامگاه کورش در پاسارگاد از او به نام نخستين بنيادگذار حقوق بشر جهان ياد کردند و او را ستودند . با وجود اين که منشور کورش بزرگ را «نخستين اعلاميه حقوق بشر» مي دانند ، اما نوآوري چنين فرماني از کورش نبوده است . بلکه اين فرمان فرايند فرهنگ ايراني بوده است . فرهنگي که هرگز دستور به غارت و آدم کشي و ويراني نداده است و کورش اين رفتار را از مردمان سرزمين خود ، از نياکان خود ، از فرهنگ رايج کشورش ، در آغوش مهرآميز مادر و از پرورش او آموخته بوده و به کار بسته است . سرافرازي نخستين بيانه جهاني حقوق بشر نه تنها براي کورش بلکه هم چنين براي فرهنگ کشوري است که سراسر پهنه پهناور آن از کهن ترين روزگاران تابش گاه انديشه نيک و کردار نيکي بوده است و از پس هزاران سال مردمان جهان در آرزو و آرمان فراهم ساختن آن هستند . منشور کورش هخامنشي ، نخستين بيانيه جهاني حقوق بشر ، رضا مرادي غياث آبادي ،ص 9 تا 14 ادامه دارد...