Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 121598
تاریخ انتشار : 21 بهمن 1387 0:0
تعداد مشاهدات : 8

بزرگترين دستاورد جنبش دانشجويي خلق انقلاب دوم است

خبرگزاري فارس: عليرضا زاكاني گفت: بزرگترين دستاورد جنبش دانشجويي، خلق انقلاب دوم و جلوگيري از انحراف انقلاب اسلامي با تسخير لانه جاسوسي آمريكا بود. به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، يكي از گروه هاي موثر در پيروزي انقلاب اسلامي جنبش دانشجويي است و در اين جهت براي بررسي دستاوردها و آسيب هاي اين جنبش با عليرضا زاكاني نماينده مجلس و از فعالان عرصه دانشجويي به گفتگو نشستيم كه در پي مي آيد. فارس: با توجه به اينكه در سالگرد30 سالگي انقلاب قرار داريم، مردم بر اساس چه تحليلي به اين نتيجه رسيدند كه شاه را سرنگون كنند، به نظر شما زمينه هايي كه مردم بر اساس آن دست به اين قيام زدند چه عواملي بوده است؟ زاكاني: انقلاب ملت ايران يك انقلاب اسلامي است و بواسطه اسلامي بودن آن اساسش بر محور فرهنگ و اعتقادات است و اگر در عرصه هاي ديگر هم وارد شده از همين زاويه قابل بررسي است لذا معتقدم بنيان پيروزي انقلاب در ايران فرهنگي اعتقادي است البته بحث سياسي، اقتصادي و مسائل اجتماعي هم بواسطه آن موثر بوده است. ورود امام (ره) به عنوان بنيانگذار كبير انقلاب اسلامي در عرصه تقابل با شاه و بر نگاه هايي كه اعتراضات خود را بيان كرده اند نيز مويد اين موضوع مي باشد. حضرت امام (ره) با اعتقاد بنياني مبتني بر اسلام ناب محمدي (ص)، مولفه هاي اساسي از قبيل ضرورت مبارزه با انحرافات و توجه به مستضعفين و تقابل با فاسدين و ظالمين و نفي استبداد را مد نظر داشته و از طرفي نيز عنايتي خاص به استقلال مردم ايران مي نمودند، دقت در مسايل جهاني و نفي استكبار جهاني و غده سرطاني آن در منطقه يعني اسرائيل و توجه به سرنوشت مستضعفين و مسلمين جهان نيز مبتني بر همين مولفه هاي اعتقادي است. فارس: گروه هاي سياسي موثر در پيروزي انقلاب در آن برهه چه گروه هايي بودند؟ زاكاني: امام (ره) با يك مدل فعاليتي و مبتني بر انديشه ناب ديني به پيروزي رسيد. اولاً اولين دست نوشته اي كه از امام به يادگار مانده آيه شريفه " قل انما اعظم بواحده، ان تقوموا لله مثني و فرادي " است. اين حكايت از اين دارد كه ايشان از ابتداي جواني توجه اساسي به انجام تكليف و رسالتي داشته كه خداي بزرگ به فراخور توان هر كس عهده انسان ها گذاشته است. امام مبتني بر همين رسالت پذيري و تكليف مداري يك مسيري را طي كردند و توانستند با تاسي به روش انبياء الهي و حركت عمومي مردم اين انقلاب را به پيروزي برسانند. ايشان ابتدا از نظر اعتقادي و اخلاقي خود را ساختن و يك انسان خود ساخته شد. سپس به تبيين اسلام ناب به عنوان پايه اي مستحكم براي انتقال به ديگران پرداخت و شاگردان خويش و به تبع اين شاگردان ديگران را مورد تاثير قرار داد و با فعاليت هاي آنها توانست يك جريان فرهنگي را در كشور ايجاد كند. بعد از گام هاي اساسي اسلام شناسي و خودسازي، آموزش و كادرسازي براي يك حركت گسترده فرهنگ سازي نمود كه منجر به آگاهي و بيداري توده ها شد و يك حركت توده اي مبتني بر بيداري و آگاهي عمومي را در جامعه رقم زد و انقلاب مبتني بر آن به لطف الهي به پيروزي رسيد. فارس: مولفه هاي پيروزي حضرت امام (ره) چه بود؟ امام (ره) با پيروزي انقلاب اسلامي در سال 57 در ميدان هاي داخلي و خارجي در روش و انديشه به پيروزي رسيد. در داخل كشور در مقام انديشه در مقابل كساني كه دچار تحجر بوده و نوعي انديشه صلب و سختي را براي خود انتخاب كرده بودند مثل انجمن حجتيه و كساني كه در آن چارچوب فكري سير مي كردند از يك سو و از سوي ديگر در مقابل عناصر ملي گرا يا كساني كه در برابر انديشه غرب دچار خود باختگي بودند يا دچار التقاط از نوع غربي و يا شرقي آن بودند مثل نهضت آزادي و منافقين، حضرت امام با طرح اسلام ناب محمدي(ص) و تجلي اثرات آن با پيروزي انقلاب حقانيت آن را ثابت كرد و امام در ميدان انديشه به پيروزي رسيد. در ميدان عمل هم امام با بكارگيري روش انبياء و آگاهي توده ها حركتي عمومي را آغاز كرد. در مقام عمل و روش هم متحجرين كه وضع شان معلوم بود. جز توصيه به سكوت و تماشاي ظلم مشيي نداشتند و از طرفي خودباختگان و عناصر منفعل هم جزء از طريق حركت هاي پارلمان تاريستي حركتي را براي خود اختيار نمي كردند و مي گفتند شاه باشد و يك سلسله اصلاحات كافي است. يك سري هم بودند كه به حركت هاي مسلحانه محدود اتكا داشتند چون نمي توانستند گسترده كار كنند فقط فكر مي كردند از طريق مي توانند پيروزي را بدست آورد. اما امام با تاسي به روش انبياء و سير بيداري و آگاهي توده ها و به ميدان آوردن عموم مردم ثابت كرد كه در مقام عمل و روش هم روش امام برتر و فراتر از روش هاي ديگران بود. لذا در داخل اين حركت منجر به استبداد زدايي شد و امام پيروز ميدان عمل و انديشه گرديد. در مقام جهاني هم همين اتفاق افتاد. امام با طرح اسلام ناب و با مطرح كردن ضرورت استقلال ملت ها گفتماني جديد را در دنيا پايه گذاري كرد و مسير جديدي را فرا روي بشريت گشود و توانست تاثيرات عميقي در جهان بگذارد و دين را به عرصه جامعه بكشاند. تحت تبليغات ماركسيست ها دين را افيون جوامع مي دانستند و ليبراليست ها نيز دين را داراي كفايت لازم براي حضور در اجتماع ندانسته و آن را به درد كنج خانه ها و داراي نقش محدود در زندگي فردي مي دانستند. امام (ره) آمد و در مقام انديشه دو شعار شرق و غرب يعني برابري و آزادي را از دست آن ها گرفت و به درستي معنا كرد علاوه بر عدالت و آزادي واقعي، معنويت و دين داري را هم به جامعه بشري هديه نمود. در مقام روش مبارزه هم استقلال خواهي و نه شرقي نه غربي را مبتني برآموزه هاي اسلامي به بشر آموخت. در نهايت اينكه از قبل حركت جهاني امام استكباري جهاني دچار چالش اساسي شد. شرق و غرب در همه چيز با هم تضاد داشتند الا در برخورد با انقلاب اسلامي، لذا تلاش كردند انقلاب به پيروزي نرسد. شاه بر عليه كمونيست ها شعار مي داد اما دست آمريكا و شوروي مثل دو لبه قيچي بود كه دنبال زدن ريشه هاي انقلاب ايران بودند اما به لطف الهي امام (ره) آمد اين پيروزي ها را كسب كرد كه اثرات آن را امروز در جهان مستضعفين و در بين مسلمين مي بينيم و در آينده هم درخشانتر خواهد شد. فارس: در بين گروه هاي سياسي موثر در شكل گيري انقلاب براي روحانيت نقش ويژه اي قائل هستيد؟ زاكاني: در انقلاب ما همه اقشار دخيل بودند اما قشر روحاني به عنوان پيشتاز انقلاب بود آنهم به واسطه سنخيتي كه با حضرت امام داشت نوع بافت و حضور روحانيت در پيكره اجتماع، شرايط را به نحوي فراهم كرد كه امام براي تسري پيام خود به پايين ترين لايه هاي جامعه بتواند به بهترين نحو از آن بهره ببرد. مخاطب امام همه مردم بودند به طبع روشنفكران پيش از عموم مردم پيام امام را دريافت مي كردند و درجايگاه خود نقش داشتند. ولي انقلاب ما انقلاب مساجد بود از درون مساجد شكل گرفت پايگاه اصلي انقلاب مساجد بودند لذا با حركت در قم و كشتار مردم و چله گيري هاي مكرر مساجد تبديل شد به پايگاه اساسي بيداري و آگاهي عمومي و امكاني را ايجاد كرد كه پيام امام در دسترس عموم مردم قرار گيرد و مردم با هدايتي كه از درون مساجد شكل مي گرفت و روحانيت اصيل انقلابي پيشتاز آن بودند موارد را دنبال مي كردند و اين دليل ديگري به فرهنگي اعتقادي بودن زيرساخت هاي اساسي انقلاب اسلامي است اين يك زيرساخت جدي بود كه اقتصاد و سياست و مسائل اجتماعي هم بر آن بار مي شد و به آن عمق مي بخشيد. فارس: نقش جنبش هاي دانشجويي را در شكل گيري انقلاب در چه حد مي بينيد؟ زاكاني: بعد از تاسيس دانشگاه تهران يعني 1313حركت هاي دانشجويي در حد خيلي جزئي بود اما در دهه بيست جريانات دانشجويي فعالتر شده و موج اول آن موج عناصر ماركسيست است و موج دوم نيز در زمان ملي شدن صنعت نفت بيشتر گرايش هاي ملي گرايانه دارد و در اين جريانات جنبه هاي اسلامي بسيار كمرنگ است. بعد از كودتاي 32 مشاهده مي كنيد كه فروغ جريانات دانشجويي از بين رفته و مجدداً با حضور حضرت امام رويكردي اسلامي در جريانات دانشجويي ايجاد مي شود كه با نزديك شدن به انقلاب شاهد اثرات آن هستيم حضور دانشجويان در انقلاب و حضور جدي آنان در فعاليت هاي روشنگرايانه و فرهنگي در تسريع علميات انديشه اي و فرهنگي كه منجر به بيداري شد به وضوح نمايان است. جريانات سياسي كه در حوزه دانشجويي اتفاق افتاد متاثر از انديشه هاي امام بود (حتي زودتر از تاثيرپذيري مردم عادي از انديشه هاي امام) چه دانشجويان خارج و چه داخل كشور توانستند سهم جدي را در انقلاب داشته باشند. فارس: با توجه به تاثيرپذيري جنبش هاي دانشجويي از انديشه هاي امام با گذشت 3 دهه از پيروزي انقلاب جنبش هاي دانشجويي در اين مدت چه سمت و سويي را طي كرد؟ آيا توانسته در مسير افكار امام حركت كند يا نه؟ آيا دچار لغزش شده است؟ در كدام بخش ها؟ زاكاني: جنبش دانشجويي افتخاراتي براي خود خلق كرد كه در مقاطع تاريخي انقلاب اسلامي تاثير جدي در سالم سازي انقلاب و بالندگي آن گذاشت. نمونه بارز آن 13 آبان 58 است كه امام آنرا به عنوان انقلاب دوم بزرگتر از انقلاب اول خواند پس جنبش دانشجويي توانسته خدمات ارزشمندي را به انقلاب اسلامي، مردم ايران و دوست داران انقلاب در خارج از كشور ارائه دهد. دانشجويان در راه اندازي كانون هاي مختلف خدمت گذاري مثل جهاد سازندگي و سپاه پاسداران انقلاب اسلامي شركت داشتند. در دفاع مقدس بخش عمده اي از فعاليت ها را به خود اختصاص دادند و به ركن ركين و ستون فقرات دفاع مقدس تبديل شدند. در دوران بعد از دفاع مقدس بخش هاي مختلفي بازيگر عرصه جنبش دانشجويي كشور هستند انجمن هاي اسلامي و جامعه اسلامي، بسيج دانشجويي توانستند تاثير جدي داشته باشند. من برآيند كلي حركت را در دهه 60 يك برآيند مطلوب مي دانم ولي در دهه 70 دو جريان اتفاق مي افتد. يك جريان جريان انقلابي است و ديگري حركت هاي كوري كه به دنبال انحراف در مسير حركت جنبش دانشجويي بود. در بخش نخست مي توان به بسيج دانشجويي، انجمن هاي اسلامي، جامعه اسلامي و ساير حركت هاي اصلاح گرايانه و عدالتخواهانه اشاره كرد و در بخش بعدي قسمتي از انجمن هاي اسلامي به سمت افراطي شدن پيش رفتند و در واقع عده اي فرصت طلب از اين مجموعه ارزشمند سوء استفاده كرده و با وابستگي هايي كه براي خود ايجاد كردند به جايي رسيدند كه امروز نمايندگانشان در كنگره آمريكا صحبت مي كنند و زير چتر نظام سلطه حيات خود را سپري مي كنند. همين جرياني كه در مساله غزه با محكوم كردن بعضي حركت هاي حماس به نوعي از اسرائيل جانبداري كردند. لذا جنبش دانشجويي بخش عمده اي دارد كه در راستاي انقلاب وظايف خود را انجام داده است ولي بخش ديگر آن به نام دانشجويان و به كام ديگران مسيري را انتخاب كرده كه توانسته صدماتي را هم به دانشجو بزند و حتي در مقاطعي به صورت مكرر در اين صدد بوده كه اساس دانشگاه را به تعطيلي بكشاند. متاسفانه برخي از اينها امروز با يك چرخش از رويكرد سياسي يك سلسله حركت هاي اخلاقي را دنبال مي كنند و موجي از حركت هاي لاابالي گري را پيگيري مي نمايند تا در دانشگاه ها نهادينه كنند به اعتقاد من اين هم زنگ خطر است اما دانشجو و دانشگاه نمي گذارد اين شرايط اعمال شود. فارس: دستاوردهاي جنبش دانشجويي در اين چند سال چه بود؟ زاكاني: در ادامه نيز تاثيرگذاري جنبش دانشجويي به عنوان مرجع در افكار عمومي و تحريك و بسيچ گري آنها براي حضور در عرصه هاي مختلف، نكته ديگر ايجاد شور و نشاط عمومي در كل جامعه بخصوص در دانشگاه ها و ارتقاء پايه هاي اساسي و دانسته هاي معرفتي و بصيرتي كه در جامعه مي تواند اثرگذار باشد حركت هاي آينده را تحت تاثير خود قرار دهد. در دوره دوم خرداد نيز كه در ايجاد آن نقش جريانات دانشجويي برجسته بود تلاش مي شد دانشگاه و مطبوعات بعنوان دو پايگاه اصلي براي پيشبرد خواست هاي نادرست افراد افراطي و ساختار شكن مورد استفاده قرار گيرد جريان دانشجويي انقلابي در ناكام گذاشتن آنها و جلوگيري از انجام خواسته ناصواب آنان نقش اساسي داشت. جنبش دانشجويي به عنوان يك مجموعه فعال در راستاي كادرسازي براي انقلاب عملاً تلاش كرده است. جنبه هاي مقابله با مسائل فسادانگيز و چالشي كشور و حركت مطالبه گرانه در جهت رفع فساد و عدالت اجتماعي حركتي بود كه در جنبش دانشجويي رونق بيشتري داشت گرچه انتظار بيشتر از اين بود. حركت هاي دانشجويان نماد اساسي تقابل با استكبار به عنوان صداي رساي ملت ايران قرار مي گيرند و با رصد ظلم انجام گرفته در عرصه بين الملل به ويژه اتفاقي كه در حوزه غزه رخ داد و... اعتراضات و مطالبات بحقي داشتند. فارس: آسيب هاي جريان دانشجويي چه بود؟ زاكاني: چون اين مجموعه ارزشمند است لذا آسيب هاي آن نيز زياد هستند خلاء فكري و تئوريك يكي از آنها است. عدم خودسازي اخلاقي از ديگر مشكلات است. يكي ديگر اينكه جريانات دانشجويي دچار روزمرگي شوند و از آرمان گرايي دست بردارند و بي خاصيت شوند و يا در مقابل در حوزه آرمان گرايي سيري احساسي داشته باشند و جنبه هاي عقلانيت خود را فراموش كرده و به يك مجموعه مخرب تبديل شوند. با اقتضائات و پتانسيل بالايي كه در جريان دانشجويي است بايد موازنه اي بين عقل و احساس شكل گيرد كه نه جنبه احساسي غلبه كند و نه با روزمره گي و يا حسابگري سطحي دست از آرمان گرايي بردارند. نكته پنجم پيوستگي جريان دانشجويي به قدرت و انتظار سهم داشتن است. جنبش دانشجويي نبايد با قبول مسئوليت ها و يا حمايت هاي افراطي و چشم بسته و ياد دوري از واقعيت گرايي در جامعه براي خود آسيب هاي ايجاد كنند كه به جاي آرمان خواهي مديحه سرا شوند. نكته بعدي دست كشيدن از آرمان ها و دنيا زدگي است كه مايه طمع ديگران در آنها نيز خواهد شد. آفت ديگر عقب افتادگي از سيل خروشان ملت و جا ماندن از حركت انقلاب است. خستگي و فر توتگي از آفت هاي ديگر است كه سبب مي شود در مسير خود دچار بي اعتقادي شوند و مسير را رها كنند. در مورد هر يك از اين آفت ها مي شود مصداق هايي را بيان كرد. با عدم دقت كار به جاي مي رسد كه برخي در مقابل آرمان هاي انقلاب و ملت مي ايستند و وابسته به عناصر معارض داخلي و يا خارجي مي گردند و با اساس انقلاب مخالفت مي كنند گرچه اين تعداد هميشه حداقلي از مجموعه دانشجويي بوده اند ليكن نبايد نسبت به آن بي توجه بود. فارس: با توجه به اينكه وارد دهه چهارم انقلاب مي شويم به نظر شما فرصت هاي جنبش دانشجويي در دهه چهارم در چه حوزه هايي است؟ زاكاني: تحقق عدالت اجتماعي در جامعه يك اصل اساسي و زبر بنايي جدي شكل گيري جامعه اسلامي است جنبش اجتماعي در تحقق عدالت اجتماعي در جامعه مي تواند بعنوان يك حقيقت كه همه اش زيبايي و خوبي است موثر واقع شود. دهه آينده دهه عدالت و پيشرفت است جريان هاي دانشجويي در بعد عدالتخواهي به صورت برجسته مي توانند. حاضر و فعال شوند و حركت جدي را به ظهور و بروز برسانند. به طبع آزادي خواهي كه هميشه از خواسته هاي جريان هاي دانشجويي است در دل اين عدالتخواهي وجود دارد. جنبه هاي بعدي كار را مي شود با اين آرمان بزرگ كشور رقم زد بسط عدالت اجتماعي زمينه اي است كه آن جهش و پيشرفت هاي اساسي در دل خود ايجاد خواهد شد. به نظر من اگر جريان دانشجويي همين عدالتخواهي و مبارزه با فساد در ابعاد گوناگون آن را بعنوان يك آرمان براي خود اختيار كند بزرگترين خدمت را به جامعه ايران كرده است و بزرگترين كمك را در بقاي انقلاب خواهند داشت. فارس: وقتي به عملكرد جنبش دانشجويي نگاه مي كنيم، مي بينيم هر گاه گروه هاي مخرب داخلي يا دشمنان خارجي مي خواهند در ساختارهاي كشور نفوذ پيدا كنند همواره دنبال اين هستند كه جنبش دانشجويي را بعنوان ابزار در اختيار خود قرار دهند. به نظر شما در دهه چهارم انقلاب جريان هاي دانشجويي چه مسيري را انتخاب كنند كه جلوي اين نفوذها را بگيرند؟ زاكاني: جريانات دانشجويي بايد يك آرمان مشخص را براي خود انتخاب كنند اين آرمان بايد دست يافتني و مورد نياز جامعه باشد و جوانب ديگري را مثل آزاديخواهي و ظلم ستيزي را در درون خود پرورش دهد كه مطالبه گري دانشجو بر آن استوار شده و راه را براي نفوذ و رسوخ ديگران خواهند بست. لذا كسب معرفت، بصيرت و تلاش براي افزايش روزافزون آگاهي و تخلق به اخلاق اسلامي و انتخاب درست يك آرمان و سر دست گرفتن آن و برانگيخته شدن براي حركت در مسير شكل گيري آن آرمان يك اصل است و از طرفي دقت نظر در خصوص اجزاي جنبش و جلوگيري از اشكالاتي كه ممكن است بعداً براي اجزاء ايجاد شود نيز مهم است. فارس: با توجه به اينكه در 30 سال گذشته جنبش دانشجويي به واسطه ارتباط قلبي با روحانيت توانسته در مسير ارزش ها حركت كند در دهه چهارم انقلاب جنبش دانشجويي بايد چگونه ارتباط خود را با روحانيت وسعت بخشد تا در اين مسير گام بردارد؟ زاكاني: انقلاب ما انقلاب اسلامي است برداشت هاي سطحي و منحرفي كه ممكن است ديگران در قالب عرضه كردن اسلام ناب به جنبش دانشجويي القا كنند يكي از موانع جدي است لذا ارتباط با انديشمندان مسلمان و روحانيت اصيل يك اصل است كه هم در جنبه معرفتي بسيار كار ساز است هم در حوزه اخلاقي و رشد فضائل موثر واقع مي شود. در حوزه شناختي نيز اين مقدمات دانشجو را اهل تشخيص مي كند بطريقي كه كسي نتواند براي او كسيه بدوزد و سرش را كلاه بگذارد و او را دچار انحراف كند. پس روحانيت انقلابي و انديشمندان عزيز و فريخته هم مي توانند مسائل فكري و اعتقادي آنها را تامين كنند هم سلامت نفس آنها را، در نهايت امر امكان فرقان و كسب تشخيص با حركت در مسير درست فراهم مي شود. فارس: برخي مواقع مشاهده مي شود كه گروه هاي سياسي و احزاب براي رسيدن به مطامع خود و دستيابي به قدرت از جنبش دانشجويي بعنوان ابزار استفاده مي كنند، فكر مي كنيد در دهه چهارم انقلاب جنبش بايد در چه مسير حركت كند كه در اين مطامع نيفتد؟ زاكاني: جنبش دانشجويي بايد قيمت بالاي خود را درك كند ديگران كه خود فاقد اين ارزش هاي دانشجويي هستند حاضرند هزينه پرداخت و آن را به نفع خود مصادره كنند عدم اقبال مردم به برخي گروهها و عدم توان آنها در ايجاد و جريات اجتماعي عميق باعث شده تا آنها دنبال كنند اين امر را جريان دانشجويي بر عهده بگيرد و به نوعي باركش آنها شود يادمان نرفته كه يكي از همين عناصر فعال دوم خرداد ذكر مي كرد كه مقام جنبش دانشجويي مقام مصرف كنندگي است حق بيشتري ندارد اگر خيلي به آن عزت بگذاريم مي تواند توزيع كننده فكر ما هم باشد لذا جريانات دانشجويي بايد يا دقت حركت كنند كه ديگران نتوانند از آنها سوء استفاده كنند و آنها را ابزار دست خود كنند. فارس: با توجه به نكته اي كه در خصوص توليد محتوايي جنبش دانشجويي فرموديد، مقايسه اي بين جنبش دانشجويي فعلي و سه دهه قبل داشته باشيد. احساس مي شود جنبش دانشجويي فعلي دچار نوعي كمبود محتوا شده اين موضوع بعنوان يك آسيب چگونگي قابل رفع است؟ زاكاني: محتوايي كه عرض مي كنم از نوع انديشه محض نيست محتوا از نوع يك سلسله اموراتي است كه دانشجو را نسبت به موقعيت و جامعه اش در موضع فعال قرار مي دهد. مقدمه آن آگاهي و معرفت و بصيرت و همزمان داشتن انگيزه بالا است جريانات دانشجويي ابتداي انقلاب هم زمان با آموخته هاي علمي انگيزه كسب معرفت و بصيرت داشت و براي خود جايگاه ويژه اي قائل بود. در آن موقع مي ديديد در مواجه هاي مختلف كه به نوعي تهديد كننده بودند تك تك عناصر جريانات دانشجويي مي توانستند در مقابل اين موج ها بايستند و مسائل را تجزيه و تحليل كنند و فعالانه با آن برخورد كنند نمونه عملي آن اينكه سه تا دانشگاه كنار هم نشستند و تصميم مي گيرند لانه جاسوسي را تسخير كنند. در دهه چهارم بهترين آرمان عدالتخواهي است و مبتني بر آن دانشجويان بايد كسب معرفت و بصيرت كنند و حس و انگيزه حضور در صحنه را داشته باشد امروز شرايط اول انقلاب نيست اما رسالت هاي انقلابي ما وجود دارد و كار سخت تر نيز شده است. همراه رشد و پيروزي نظام اسلامي در عرصه هاي مختلف و كسب مولفه هاي قدرت، استكبار و عوامل آن نيز دچار پيچيدگي خاصي شده اند از اين رو بايد هم نگاه به امروز داشت و خود را براي مواجهه با هر توطئه اي مهيا كرد و هم كوشش نمود توشه اي مناسب براي آينده كسب كرد. آينده اي كه ايران اسلامي الگويي موفق و قابل تكثير در ديگر جوامع قرار گرفته و انشاء الله در پرتو استقامت ملت ايران با تاثير پذيري ساير ملت ها تمدن اسلامي محقق شود و در اين راه نقش دانشجويان و بخصوص جنبش دانشجويي بي بديل و ممتاز خواهد بود. * منبع : www.farsnews.com، دوشنبه ٢١بهمن ١٣٨٧