Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 121607
تاریخ انتشار : 21 بهمن 1387 0:0
تعداد مشاهدات : 10

دستاوردهاي انقلاب اسلامي در يك نگاه

خبرگزاري فارس: در اين مقاله ما از تفصيل درباره دستاوردها و آثار جهاني انقلاب چشم پوشي مي كنيم و اغلب آثار داخلي انقلاب اسلامي را مورد ارزيابي قرار خواهيم داد. يادآوري اين نكته ضروري است كه اين نوشتار تنها درصدد بيان عناوين است و قصد شرح و توضيح ندارد. پس از ظهور اسلام و راه يابي آن به ايران ،نقش گرانسنگ ايرانيان در طرح ريزي و گسترش تمدن اسلامي ، آنان را به عنوان بنيانگذاران يكي از بزرگترين تمدن هاي بشري معرفي كرد. اين پيشينه تاريخي از يك سو و موقعيت استراتژيك ايران در معادلات جهاني از سوي ديگر موجب مي شود كه تحولات ايران فراتر از مرزهاي ملي آن تأثير گذار باشد و تبعات و انكاساتِ خارجيِ قابل توجهي را موجب شود. انقلاب اسلامي ايران را از اين منظر مي توان نوعي تحول جهاني قلمداد كرد و آثار و دستاوردهاي اين دگرگوني اجتماعي را در معادلاتي گسترده تر از مرزهاي جغرافيايي آن جستجو نمود. انقلاب اسلامي به عنوان يكي از مردمي ترين انقلاب هاي جهان در عصري كه تأثير مستقيمِ مردم در تحولاتِ سياسي كمرنگ شده است ، حركتي بي نظير و تاريخي است . اين در حالي است كه جهت گيري اين سيل خروشان به سمت مسيري سوم در جهان دو قطبي آن دوره به شمار مي رود. در زمانه اي كه هر دو قطبِ جهان، چه چپ و چه راست ، داعيه دار مدرنيته اند و با ويران كردنِ هر چه نشاني از سنت دارد، مي كوشند تا دين و ارزش هاي غير مادي را در حاشيه ي زندگي بشر محبوس كنند ،ملتي با تكيه بر سنت هاي دينيِ خود، فضاي سومي را در ميان مرزهاي به هم تنيده اين دو جريان ايجاد مي كند. اين شكاف بزرگ ،آن هم در يكي از نقاط مهم جغرافياي سياسي و بازرگاني جهاني ،براي هر دو قطبِ قدرتِ جهان ضربه اي سنگين به شمار مي رفت . چرا كه از سويي كمربند ايمني آمريكا و همپيمانانش را از هم مي گسست و هرم امنيتي ايجاد شده به نفع آن ها را دگرگون مي كرد و از سوي ديگر هم تهديدي بزرگ براي نظام ضد ديني شوروي و همراهانش ارزيابي مي شد و وقتي در كنار اين مسايل ،اقبال جهاني مردم از اين تحول را قرار دهيم ،خصوصاً در كشورهاي مسلمان و در آن ميان شيعيان ،به روشني ديده مي شود كه اين حركت سيستم دو قطبي جهان آن روز را متزلزل مي كند. از همين روست كه هر دو قطب جهاني از گسترش اين انديشه بيمناك مي شوند و مي كوشند تا اين حركت را كند و ضعيف كرده و در نهايت از مسير اصلي خويش خارج كنند. در اين مقاله ما از تفصيل درباره دستاوردها و آثار جهاني انقلاب چشم پوشي مي كنيم و اغلب آثار داخلي انقلاب اسلامي را مورد ارزيابي قرار خواهيم داد. يادآوري اين نكته ضروري است كه اين نوشتار تنها درصدد بيان عناوين است و قصد شرح و توضيح ندارد. در يك تقسيم ساده مي توان حركت انقلاب اسلامي را به سه دوره تقسيم كرد. الف ـ از شكل گيري انقلاب تا پيروزي آن (42 تا 57) ب ـ از پيروزي انقلاب تا تثبيت نظام (بهمن 57 تا 60) ج ـ دوره تثبيت نظام (60 به بعد) اين تقسيم نوعي تقسيم تاريخي اجتماعي است و از همين رو تابع گسترش زماني و انسجام اجتماعي هر دوره است . الف ـ دستاوردهاي انقلاب اسلامي از شكل گيري انقلاب تا پيروزي آن در اين دوره از انقلاب از آن رو كه تا مدت ها انسجام لازم وجود ندارد و در مقاطعِ گوناگونِ زماني تحولاتي صورت مي گيرد ،نمي توان به تقسيمي دقيق از دستاوردها رسيد. اما در عين حال مي توان دستاوردها را در دو حيطه ارزيابي كرد ؛ يكي آنچه در صفوف انقلابيون اتفاق مي افتد و دوم ضرباتي كه به رژيم شاهنشاهي وارد مي شود. بايد توجه داشت كه دستاوردهاي اين دوره عمدتاً به عنوان مقدمات پيروزي انقلاب يا زيربناي حركت هاي بعدي آن به شمار مي رود. الف 1/1 ـ انسجام نيروهاي انقلابي و تجمع آنها تحت رهبري واحد. پس از قيام 15 خرداد، به مرور زمان با گسترش روح انقلاب در ميانِ اقشارِ مختلفِ مردم ،نيروها و گروه هاي مختلفِ مخالفِ رژيم خواسته يا نخواسته به اين سيل عظيم پيوست و تحت رهبري واحد امام خميني قرار گرفت . اين مؤلفه را مي توان از علل اصلي پيروزي انقلاب دانست . الف /1/2 ـ قرار گرفتن اسلام به عنوان مهمترين انگيزه و آرمان انقلاب نهضت هاي معاصر. حركتهاي اصلاح طلبانه عمدتاً بر محورهايي چون گسترش آزادي ها، مشروطه خواهي ، مليت گرايي و يا خلق محوري استوار بود كه به واسطه تك بعدي نگري و سطحي بودن نمي توانست پايه ريز حركتي عميق و گسترده باشد، اما حركت انقلاب مردم ، به واسطة دخالتِ مستقيم مرجعيت ديني و روحانيت متعهدِ الهام گرفته از اسلام و براي احياي آن صورت گرفت و از مسيرهاي انحرافي ديگر اجتناب كرد كه همين امر علاوه بر پايه ريزي اتحاد ملي ،انقلاب را در خارج از مرزهاي سياسي نيز گسترش مي داد. الف /1/3ـ افزايش رشد سياسي توده مردم در دوره اي كه حكومت با بي تفاوت كردن مردم نسبت به امور سياسي و سرگرم كردن آنها به بازي هاي سياسي مي كوشيد تا قدرت نهفته ملت را نسبت به حضور خود خنثي كند ،حركت امام خميني و استقبال مردم از آن ،امور سياسي را يكي از محورهاي مورد توجه انديشمندان و سخنوران قرار داد. در اين ميان روحانيت با توجه به تماس مستمر و روشنگر خود با توده مردم روز به روز بر آگاهي هاي سياسي مردم مي افزود و با بيان ريشه هاي اسلامي حركت انقلاب ،بينش آنان را در مسايل عميق تر و گسترده تر مي كرد. الف /1/4 ـ تغيير اهداف حركت هاي مردمي از اصلاحات به تغيير رژيم تاريخ معاصر ايران همواره شاهد مبارزات انقلابي و سياسي بوده است ، اما اغلب اين حركت ها خصوصاً در دوره پهلوي خواستار گسترش آزادي هاي سياسي يا انجام برخي اصلاحات در ساختار مديريت كشور بودند و شايد تندترين نظريه اين بود كه شاه سلطنت كند نه حكومت ،اما انقلاب اسلامي با هدف سرنگوني رژيم شاهنشاهي توانست حركت هاي مردمي را به اين سمت هدايت كند. الف /2/5 ـ لغو قانون انجمن هاي ايالتي و ولايتي رژيم شاه در جهت اعمال سياست اسلام زدايي در 16 مهر 1340 با تصويب قانون انجمن هاي ايالتي و ولايتي براي قسم خوردن به جاي قرآن ، كتاب آسماني را مطرح كرد و شرط مسلمان بودن را براي نمايندگان لازم ندانست . اين اقدام كه مورد اعتراض مراجع و مردم قرار گرفت جرقة اوليه انقلاب اسلامي را به وجود آورد. قانون ياد شده به واسطه فشارهاي مردمي و مخالفت علما در آذرماه همان سال لغو شد. الف /2/6 ـ شكست حربه هاي سياسي رژيم شاه مانند انقلاب سفيد و حزب رستاخيز و نخست وزيري بختيار رژيم شاه در فواصل گوناگون براي متوقف كردن حركت هاي مردم نوعي اصلاحات ظاهري را مطرح مي كرد كه عدم اقبال عمومي و گسترش روز افزون مبارزات انقلابي آنها را محكوم به شكست مي كرد. در اين ميان مي توان به عدم استقبال از رفراندوم انقلاب سفيد (بهمن 41) و همچنين بي اعتنايي به حزب رستاخيز (53) كه موجب انحلال آن (57) شد ،اشاره كرد. آخرين اين حربه ها نخست وزيري بختيار بود كه چهره اي ملي و اصلاح طلب به شمار مي رفت ،اما درك بالاي مردم اين حركت را نيز عقيم گذاشت . الف /2/7 ـ افشاي چهره واقعي رژيم شاه در حالي كه شاه مي كوشيد با تظاهر به اسلام و استقلال فكري خود پايه هاي سلطنت خود را محكم كند جريان انقلاب اسلامي هيبت پوشالي نظام پهلوي را در هم شكست و از عمق وابستگي و فساد دروني رژيم خصوصاً دربار شاه پرده برداشت . الف /2/8 ـ سقوط پي در پي كابينه ي دولت با اوج گيري انقلاب در سالهاي 56 و 57 شاه براي جلوگيري از حركت سريع انقلاب و در پي آبرو ريزي هاي سياسي دولت ها، با تغيير آنها مي كوشيد كه وانمود كند كه تغييراتي صورت مي گيرد اما هر دولتي با آغاز كار خود در برابر شور انقلابي مردم قرار مي گرفت و سرنوشتي جز سقوط نداشت . الف /2/9 ـ فرار شاه گسترش روز افزون حركت هاي انقلابي تا جايي ادامه يافت كه شاه ديگر نتوانست در كشور بماند و در 26 دي ماه 57 از كشور گريخت . الف /2/10 ـ انحلال شوراي سلطنت پس از خروج شاه از كشور، شوراي سلطنت امور كشور را به دست گرفت ؛ اما اين شورا نيز نتوانست در برابر حركتهاي مردمي ايستادگي كند و چند روزي پيش از ورود امام خميني به ايران (3 بهمن 57) منحل شد. ب ـ دستاوردهاي انقلاب اسلامي از پيروزي انقلاب تا تثبيت نظام اين دوره به نوعي دوران گذار از نظام شاهنشاهي به نظام جمهوري اسلامي است . از همين رو به واسطه عدم ثبات و كوتاهي اين دوره نمي توان در حيطه هاي فرهنگي و اقتصادي انتظار تحولات چشمگيري داشت . اما از نظر سياسي ـ اجتماعي اين دوره از اهميت خاصي برخوردار است . با توجه به آنچه بيان شد ،برخي از دستاوردهاي اين دوره را در چهار حيطه 1ـ سياسي 2ـ اجتماعي 3ـ اقتصادي 4ـ فرهنگي يادآور خواهيم شد. ب /1/11 ـ الغاء رژيم شاهنشاهي حركت انقلابي اسلامي نهايتاً در بيست و دوم بهمن ماه 1357 موجب سقوط رژيم پهلوي شد و بساط چندين قرن پادشاهي را از اين سرزمين برچيد. ب /1/12 ـ تأسيس نظام جمهوري اسلامي نظام جمهوري اسلامي بزرگترين دستاورد انقلاب اسلامي به شمار مي رود. با تأسيس جمهوري اسلامي ، سيستم حكومتي در اين سرزمين تغيير كرد و به تبع آن تحولات عظيمي در ساختار سياسي كشور ايجاد شد كه مي توان به چند نمونه از آنها اشاره كرد : 1ـ تدوين قانون اساسي جمهوري اسلامي 2ـ عملي كردن نظريه ولايت فقيه 3ـ افزايش حقوق و آزادي هاي ملت 4ـ استقلال قوا ب /1/13 ـ استقلال سياسي با تغيير نظام و سردمداران آن ،سرسپردگان و خود فروختگان كنار زده شدند و كشور با استقلال راي در امور سياسي ،حياتي تازه را آغاز كرد.اگر بخواهيم مصاديقي براي اين مسأله ذكر كنيم مي توان به موارد زير اشاره كرد : 1ـ لغو پيمان هاي استعماري مانند پيمان سنتو و كنسرسيوم نفتي 2ـ فروپاشي شبكه هاي فراماسونري در كشور 3ـ قطع رابطه با اسرائيل به واسطه به رسميت نشناختن آن 4ـ قطع رابطه با آفريقاي جنوبي به واسطه نظام نژادپرستي آن 5ـ قطع رابطه با آمريكا به دنبال دخالت در امور داخلي و فتنه گري ب /1/14ـ شناسايي مردم به عنوان سرچشمه قدرت به دنبال انقلاب اسلامي حق حاكميت مردم بر سرنوشت سياسي ـ اجتماعي شان به رسميت شناخته شد.و مردم منشاء قدرت معرفي شدند كه اين نوعي ،تغيير در فلسفه سياسي كشور به شمار مي رفت ،چرا كه سلطنت به واسطه قدرت و غلبه به دست مي آمد و به صورت موروثي منتقل مي شد اما به واسطه قانون اساسي جمهوري اسلامي قدرت از آن مردم است و حتي ولي فقيه كه حاكم مشروع الهي است توسط مردم انتخاب مي شود. ب /2/15 ـ حضور مردم در تمام صحنه هاي سياسي ـ اقتصادي و... از تحولات مهم اجتماعي در كشور پس از پيروزي انقلاب اين بود كه مردم در تمامي امور مشاركت يافتند و مسايل كشور با مراجعه به آراء مردم انجام گرفت . ب /2/16 ـ ايجاد و گسترش نهادهاي مردمي ب /2/17 ـ جلوگيري از فساد و تعطيل كانون هاي فساد و فحشا ب /3/18 ـ ايجاد تحول در ساختار اقتصادي كشور ب /4/19 ـ آزادي بيان پس از پيروزي انقلاب شاهد رشد مطبوعات و احزاب هستيم كه هر كدام به راحتي به بيان عقايد و آراء خود مي پردازند. سال هاي اوليه انقلاب از بعد تعدد احزاب و مطبوعات دوره درخشاني در تاريخ ايران به شمار مي رود. ب /4/20 ـ گسترش فرهنگ اسلامي و مبارزه با مظاهر غرب و شرق ؛ در اين دوره ارزش و سنت هاي فراموش شده اسلامي در سطح جامعه احيا و نهادينه شد. ب /4/21 ـ انقلاب فرهنگي انقلاب فرهنگي كه به واسطه خواست دانشجويان (1359) و در پي دستور حضرت امام انجام شد، فضاي دانشگاه ها را از حضور افراد وابسته و خود فروخته خالي كرد و نظامات دانشگاهي را دچار تغييرات اساسي نمود. ج ـ دستاوردهاي انقلاب اسلامي پس از تثبيت گام هاي اقتصادي و فرهنگي انقلاب اسلامي عمدتاً پس از تثبيت نظام جمهوري اسلامي مستحكم مي شود و آثار آن قابل بررسي است ؛ در اين دوره كشور از نظر سياسي و اجتماعي به نوعي ثبات دست يافته و كمتر دستخوش تحول است ،اما تحولات در بخش هاي اقتصادي و فرهنگي همچنان ادامه دارد. البته بديهي است با توسعه اقتصادي و فرهنگي ،سياست و اجتماع نيز دچار دگرگوني هايي خواهد شد ؛ اما اين پديده ها زماني طولاني مي طلبد. در اين دوره واقع شدن جنگ تحميلي هر چند در ابعاد اقتصادي لطمات سختي به كشور وارد ساخت اما از بعد فرهنگي موجب سرعت بخشيدن به برخي تحولات مثبت و ايجاد برخي زمينه هاي جديد اقتصادي شد كه در جاي خود قابل توجه است . دستاوردهاي اين دوره را مي توان در چند بخش مورد توجه قرار داد. 1 ـ سياسي 2ـ اجتماعي 3ـ اقتصادي 4ـ فرهنگي 5ـ نظامي و بين المللي ج /1/22 ـ توسعه مشاركت مردمي در دوره سوم حركت انقلاب ،مشاركت مردم در تمام عرصه هاي كشور خصوصاً در تصميم گيري هاي سياسي جايگاه واقعي خود را پيدا كرد و انتخابات منظم مجلس و رياست جمهوري و مجلس خبرگان و بعدها، شورا همگي زمينه هاي مشاركت بيشتر مردم را در زمينه تصميم سازي سياسي اجتماعي فراهم آورد. ج /1/23ـ دستيابي به ثبات سياسي در سالهاي اوليه ي بعد از پيروزي انقلاب هر چند نظام جمهوري اسلامي مورد تأييد مردم قرار گرفته بود ،اما كار شكني هاي احزاب مخالف و گروهك هاي معاند مانع از ثبات در فضاي سياسي كشور بود، كه استقامت مردم و رهبري پويا و قاطع امام خميني ، كشور را از اين برهه به سلامت گذراند و ثبات سياسي را بر كشور حاكم كرد، بعدها دستيابي به اين مؤلفه زمينه ساز نهادينه شدن بسياري از زمينه هاي مشاركت مردمي شد. ج /2/24ـ شناسايي و اعمال حقوق و آزادي هاي اساسي افراد سال هاي بحراني اول انقلاب مانع از آن مي شد كه بتوان آزادي هاي اساسي و حقوق پيش بيني شده ملت را به طور كامل تأمين كرد ،اما در دوره سوم انقلاب ،به مرور به واسطه ايجاد نهادهاي مختلف حمايتي زمينه تحقق بيشتر آزادي ها و احقاق حقوق اساسي فراهم شد. ج /2/25ـ گسترش تأمين اجتماعي و انواع بيمه هاي حمايتي در سال هاي اخير تأمين اجتماعي و بيمه ،گسترش روز افزون داشته و به خدمات خود مي افزايد.به عنوان مثال تعداد بيمه شدگان اصلي كاركنان دولت از 000/200/1 نفر در سال 1368 به 000/700/1 نفر در سال 1373 رسيده است . همچنين بيمه شدگان تحت پوشش تأمين اجتماعي در بين سالهاي 68 تا 73 ،40 ميليون نفر افزايش يافته است . تصويب قانون كار را مي توان در همين راستا ارزيابي كرد. ج /2/26 ـ گسترش بهداشت عمومي طبق آمار در سال 1357 كشور داراي 357 بيمارستان در كشور بود كه اين تعداد در سال 1368 به 625 و در سال 1373 به 744 بيمارستان افزايش يافته است . از سويي ديگر دانشجويان گروه پزشكي از 000/22 نفر در سال 1357 به 000/45 نفر در سال 1368 و 000/100 نفر در سال 1373 افزايش يافته است . جمعيت هلال احمر و كميته امداد امام خميني از جمله مؤسساتي بودند كه در اين سالها با گسترش كمي و كيفي خود توانسته اند بسياري از مشكلات اجتماعي را تحت كنترل درآورند. ج /2/27 ـ سواد آموزي ج /3/28 ـ افزايش صادرات غير نفتي ج /3/29 ـ توسعه كشاورزي و دامداري در اين دوره ميزان واردات گندم به نصف و ميزان واردات برنج به يك سوم رسيد و ارزش صادرات محصولات كشاورزي به دو برابر افزايش يافت . ج /3/30ـ ايجاد و توسعه صنايع مادر ج /3/31ـ ايجاد مراكز توليدي ـ صنعتي ج /3/32ـ پرداخت ديون خارجي ج /3/33 ـ توسعه عمران و آباداني مناطق محروم ج /3/34ـ توسعه شهر سازي ج /3/35ـ توسعه شبكه مخابراتي كشور ج /3/36ـ توسعه و گسترش بخش انرژي در تمام زمينه هاي گاز، برق (سد سازي )، نفت (توسعه پالايشگاه ها) و انرژي هسته اي ج /3/37ـ توسعه بخش تعاون ج /3/38ـ توسعه شبكه حمل و نقل كشوري ج /3/39ـ تغيير ساختار و محتواي هنر و ايجاد مضامين والاي انساني در آن ج /4/40ـ رشد چشمگير ادبيات كودكان و نوجوانان ج /4/41ـ تكوين و رشد ادبيات انقلاب اسلامي و ادبيات مقاومت ج /4/42ـ گسترش و توسعه مطبوعات ج /4/43ـ پيشرفت كمي و كيفي سينما رشد 107 درصدي توليد فيلم ، برگزاري جشنواره هاي فيلم فجر و جهاني شدن فيلم هاي ايراني در اين بخش قابل توجه است . ج /4/44ـ ايجاد و توسعه مجامع علمي و مراكز تحقيقي ـ پژوهشي ج /4/45ـ گسترش مراكز آموزش عالي تأسيس دانشگاه آزاد اسلامي ، دانشگاه امام صادق (ع )، مدرسه عالي شهيد مطهري ، دانشگاه مفيد و افزايش دانشجويان كشور از 160 هزار نفر (1357) به 350 هزار نفر در سال 67 ج /4/46ـ گسترش فرهنگ قرآني . ج /5/47ـ تشكيل بسيج مستضعفان بسيج مستضعفان نيروي مقاومت مردمي در جنگ تحميلي بود كه توان انساني و معنوي اين نيرو سهم بسياري در پيشبرد اهداف جنگ به عهده داشت . ج /5/48ـ تشكيل و گسترش سپاه پاسداران انقلاب اسلامي . پس از پيروزي انقلاب اسلامي با توجه به ضعيف شدن ارتش و درهم ريختگي اوضاع ،ضرورت پاسداري از انقلاب منجر به تأسيس سپاه پاسداران انقلاب اسلامي كه وظيفه حفاظت از انقلاب و برخورد با ضد انقلاب را به عهده گرفت ، گرديده اين نيرو در جنگ به مرور گسترش يافت و به نيرويي مستقل و كامل در كنار ارتش بدل شد. ج /5/49ـ ترميم و بازسازي ارتش ج /5/50ـ اداره موفقيت آميز 8 سال دفاع مقدس ج /5/51ـ توسعه صنايع نظامي ج /6/52ـ پي ريزي يك قطب جهاني در دنياي اسلام ايران پس از پيروزي انقلاب با تكيه بر تفكر اسلامي كوشيده است تا وحدتي در آراء و جهت گيري هاي بين المللي كشورهاي مسلمان به وجود آورد كه اين خود باعث ايجاد قطب اسلام در معادلات سياسي جهان شده است . ج /6/53ـ بيداري ملت هاي مسلمان انقلاب ايران بر مسلمانان كشورهاي مختلف اسلامي اثري عميق داشته و نهضت هاي اسلامي جهان را فعال تر گردانيده است . اين امر وقتي بيشتر مورد توجه قرار مي گيرد كه عده اي از مسلمانان ، رهبر انقلاب را رهبر سياسي ـ عقيدتي خود مي شناسند. ج /6/54 ـ احياي اسلام در دوره اي كه دين از صحنه معادلات اجتماعي كنار گذاشته شده بود ،انقلاب اسلامي ، اسلام را به عنوان ديني كه براي تمام شئون زندگي برنامه دارد معرفي كرد و استقبال مسلمانان از اين انديشه ،اسلام را در عرصه جهاني بار ديگر مورد توجه قرار داد. ج /6/57ـ توسعه روابط خارجي و كسب اعتبار جهاني در حالي كه در سالهاي آغازين تشكيل جمهوري اسلامي ،بسياري از كشورها مي كوشيدند تا با منزوي كردن ايران در سطح جهان ،مردم ايران را تحت فشار قرار دهند ،اما مواضع صريح و شفاف و همچنين صلح جويانه ايران برخلاف خواست برخي كشورهاي استعمارگر ،هر روز بيش از گذشته جايگاه جهاني ايران را تعالي داد تا جايي كه امروزه ايران به عنوان كشوري مهم در معادلات سياسي جهان به شمار مي رود. * منبع : www.farsnews.com، دوشنبه ٢١بهمن ١٣٨٧


دیدگاه

تازه ها

آخرین اخبار

پربازدیدترین ها

تبلیغات