Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 128592
تاریخ انتشار : 16 خرداد 1388 0:0
تعداد مشاهدات : 565

صندوق ها و صندلي های رياست جمهوري

حسن فرازمند
حسن فرازمند صبح روز يازدهم آذرماه سال 1358 بود که آقاي هاشمي رفسنجاني در حالي که پرونده اي در دست داشت و از جلسة مديران کل وزارت کشور خارج مي شد، به خبرنگاراني که از ساعتي قبل در پشت در سالن جلسه جلسه منتظر او بودند، گفت: «نخستين دورة انتخابات رياست جمهوري ايران بزودي برگزار خواهد شد...»او آن روزها به عنوان سرپرست وزارت کشور، يادآوري كرد که براساس تصميمات اتخاذ شده، انتخابات رياست جمهوري کشور زودتر از انتخابات اولين دورة مجلس شوراي اسلامي برگزار مي شود. آقاي هاشمي رفسنجاني که آن روزها يکي از اعضاي مؤثر و اصلي شوراي انقلاب بود ادامه داد چون هنوز مجلس شوراي اسلامي تشکيل نشده است، کار نظارت برنحوة انتخابات رياست جمهوري (مصوب شوراي انقلاب) با هيأت هاي نظار است. با انتشار اين خبر از رسانه هاي سال 1358، کشور ايران در فضاي جديدي که از آن با عنوان «ادارة کشور توسط مردم» ياد مي شد، قرار گرفت و بحث رياست جمهوري که از مهمترين مسائل بعد از انقلاب بود، نقل همة محافل شد. در آخرين روزهاي پاياني آذر ماه 58 بود که دوباره آقاي هاشمي رفسنجاني از تهية لايحة قانون انتخابات رياست جمهوري در وزارت کشور خبرداد و يادآوري كرد کساني که به عنوان نامزد، قصد شرکت در انتخابات رياست جمهوري را دارند، مي توانند آمادگي خود را اعلام کنند. او دربارة شرايط کانديداهاي نخستين دورة انتخابات رياست جمهوري گفته بود: «تا آنجا که من مي دانم، محدوديتي براي کانديداها در نظر گرفته نشده، بلکه صلاحيت ها و شرايطي است که يک کانديدا بايد داشته باشد و افرادي که خودشان را به طور منفرد کانديدا مي کنند و يا يک حزب و گروه آنها را معرفي مي کند، وزارت کشور پس از بررسي، اسامي را به نظر امام خميني مي رساند و امام (طبق يکي از اصول مواد قانون اساسي) آن را تصويب مي کند و آنهايي که صلاحيت شان از سوي امام تأييد شد، از سوي وزارت کشور رسماً اعلام خواهند شد...» و درپي همين اظهارات بود که متن کامل قانون انتخابات رياست جمهوري اسلامي ايران در رسانه ها منتشر شد. «جبهة ملي ايران» از همان ابتدا با اعلام مواضع مجدد، خود نخستين گروهي بود که اعلام کرد در اين انتخابات شرکت نخواهد کرد. در همين حال گفته شد که جمعيت ها و گروههاي زيادي خواهان کانديدا شدن «ابوالحسن بني صدر» دراين دوره از انتخابات شده اند. وزارت کشور روز پانزدهم دي ماه سال 58 با صدور اطلاعيه اي، فهرست 106 نفر را به عنوان داوطلب نخستين دورة رياست جمهوري ايران اعلام كرد. سپس گفته شد که هر 106 نفر داوطلب کانديداتوري رياست جمهوري مي توانند فعاليت تبليغاتي خود را شروع کنند. سرانجام آقاي هاشمي رفسنجاني سرپرست وزارت کشور، در روز بيستم دي ماه سال 59، زنگ شروع نخستين دورة انتخابات رياست جمهوري را به صدا درآورد و از همة استانداريها، فرمانداريها و بخشداريها خواست که همة امکانات لازم را براي برگزاري اين انتخابات به کار گيرند و بدين سان نخستين انتخابات رياست جمهوري ايران، روز جمعه پنجم بهمن ماه سال 1358 مطابق با 7 ربيع الاول 1400 هجري قمري برگزار شد. اما پيش از برگزاري انتخابات، موسوي خوئيني ها نخستين کسي بود که به حضور 106 کانديدا در انتخابات اعتراض کرد و برخي از آنها را فاقد هرگونه صلاحيت دانست و يادآوري کرد: «بسياري از اين افراد وقتي با من صحبت کردند، متوجه شدم از اين وظيفة خطير هيچ گونه آگاهي ندارند.» وي در روز بيست و يکم دي 1358 در مراسم نماز جمعه تهران گفته بود: «هدف يکي ازهمين کانديداها، فقط بدست گرفتن يک ميکروفن و مقداري حرف زدن بوده است!» جلال الدين فارسي که از او به عنوان «سرسخت ترين رقيب ابوالحسن بني صدر» ياد مي شد، به دليل اين که در شناسنامه اش مليت ايراني ثبت نشده بود، از شرکت در اين دوره محروم شد و در نهايت اعلام انصراف کرد، اما چند چهرة سرشناس اوايل انقلاب مثل دکتر حسن حبيبي، سيد احمد مدني، داريوش فروهر، صادق طباطبايي، کاظم سامي و صادق قطب زاده در صحنه حضور يافتند؛ گرچه ديدگاه عمومي از ابتدا بر پيروزي ابوالحسن بني صدر بود و درنهايت نيز اين چنين شد. پنج روز بعد از برگزاري انتخابات، نتايج قطعي آن اعلام شد که براساس آن، کل آرا اخذ شده در داخل و خارج کشور 14 ميليون و 152 هزار و 887 رأي اعلام بود و ابوالحسن بني صدر با 10ميليون و 709هزار و 330 رأي به عنوان اولين رئيس جمهوري اسلامي ايران انتخاب شد. بعد از او، سيداحمد مدني با 2ميليون و 224 هزار و 554 رأي، دکتر حسن حبيبي 674 هزار و 859 رأي، داريوش فروهر 133 هزار و 478 رأي، صادق طباطبايي 114 هزار و 270 رأي، صادق قطب زاده 48 هزار و 547 رأي را به خود اختصاص دادند و بقية کانديداها نيز توانستند در مجموع تنها 2 هزار و 110 رأي را براي خود کسب کنند. در همان حال وزارت کشور اعلام کرد که در نخستين دوره انتخابات رياست جمهوري، 20ميليون و 993 هزار و 643 نفر واجد شرايط رأي داده بودند که 24/67 درصد آنها در اين دوره از انتخابات شرکت کردند. *نخستين رئيس جمهور ابوالحسن بني صدر متولـــد 1312 در روستاي باغجه، از توابــع همدان و فرزند آيت الله سيد نصرالله بني صدر و نوة صدر العلماي همداني بود. او پس از اخذ مدارک ابتدايي و متوسطه درسال 1334 وارد دانشگاه و 4سال بعد در رشتـــه اقتصــــاد فارغ التحصيل شد ودرهمان سال بود که با آيت الله طالقاني وجلسات تفسيرقرآن او در مسجد هدايت تهران آشنا شد. بني صدر تا قبل از پيروزي انقلاب، براي مردم کشور چهره اي ناشناخته بود، اما تلاش ها و فعاليت هايي که هنگام عضويت درجبهه ملي در اروپا ازخود نشان مي داد(در طول سال 57 و هجرت امام خميني ازنجف به پاريس ) نام او را بر سرزبان ها انداخت و روز ورود امام خميني به کشورمان (12بهمن 57 ) يکي از افرادي بود که هم زمان با امام خميني به تهران آمد. بني صدر درمرداد 58 به عنوان نمايندة مردم تهران در مجلس خبرگان، عهده دار نقشي در تدوين قانون اساسي شد و هنگام تدوين اصل 115 قانون اساسي (که مي گفت رئيس جمهور بايد ازميان رجال مذهبي و سياسي، ايراني الاصل وتابع ايران، مديرومدبر، داراي حسن سابقه، امانت وتقوا، مؤمن ومعتقد به جمهوري اسلامي ومذهب رسمي کشورباشد) به مخالفت صريح با اجزايي از اين اصل پرداخت واعلام کرد که براي رئيس جمهورشدن، تخصص وتوان مديريتي کافي است ولازم نيست که آن شخص دين باور و متقي باشد. اين نظريات او با عکس العمل هاي شديدي از سوي ديگرنمايندگان حاضر در مجلس خبرگان (که آن روزها مجلس مؤسسان ناميده مي شد) مواجه شد. همين نقطه نظرات او رفته رفته، اختلاف وشکاف زيادي ميان او وديگر رجال سياسي هم دورة او ازجمله شهيدبهشتي ايجاد كرد. بني صدر بعد از انتخاب شدن به عنوان رئيس جمهور نيز مسيراختلاف با ديگران را در پيش گرفت وتلاش داشت که فقط مجري نقطه نظرات و ايده هاي خودباشد. همين موضوع چندبارميان او و ديگر مسئولان قضايي ومقننه و رهبري، تنش هاي جدي ايجاد كرد و حلقه مخالفت ها با رفتارها و آداب سياسي او هر لحظه تنگ تر شد. سرانجام امام خميني در 30 خرداد 1360 وي را از فرماندهي نيروهاي مسلح برکنار کرد و همزمان با اوج گرفتن مخالفت هاي عمومي با سياست هاي وي در اوضاع داخلي و جنگ، 130 تن ازنمايندگان مجلس شوراي اسلامي طرح «عدم کفايت سياسي رئيس جمهوري» را دردستور کار خود قراردادند و يک روز بعدازآن يعني در 31 خرداد اين طرح با 177 رأي موافق وتنها يک رأي مخالف و 12 رأي ممتنع به تصويب رسيد و در نتيجه رياست جمهوري او از پس از حدود يک سال و 3 ماه به پايان رسيد و او بعدازمدتي کوتاه زندگي مخفيانه، به همراه مسعود رجوي رهبر سازمان مجاهدين (منافقين ) به پاريس گريخت و پناهنده شد. *رئيس جمهور دوم با فرار بني صدر به پاريس وآغاز درگيري هاي مسلحانه توسط طرفداران او و ايجاد تنش ها وآشوب هاي داخلي که درنتيجة آن، حادثه انفجار حزب جمهوري اسلامي در هفتم تير ماه، ترور آيت الله خامنه اي و بسياري ديگرازحوادث ناگوار رخ داد، کشور علاوه بردرگيرشدن با نيروهاي بعثي مهاجم درشهرهاي مرزي،دستخوش حوادث ومشکلات زيادي شد، با اين حال مسئولان وقت براي پرکردن خلأ رياست جمهوري مجدداً دست به کارشدند و زمينه را براي يک انتخابات ديگر فراهم كردند. هنوز گردوغبار حوادث خرداد 60 فروننشسته بود که جهانگيرسليماني، مديرکل انتخابات وزارت کشور، خبر از برگزاري يک انتخابات پرشور ديگر رياست جمهوري در دوم مرداد همان سال را به مردم داد واز داوطلبان اين پست خواست که با حضور در وزارت کشور ثبت نام کنند. پيرو آن، شرايط نامزدهاي دومين دورة رياست جمهوري از سوي آيت الله مهدوي کني که آن روزهـا وزيرکشور بود، اعلام شـد. تا پايان روز 17 تيرماه (10 روز بعد از فاجعة هفتم تير) 71 نفر داوطلب رياست جمهوري شدند، اما 2روز بعد سخنگوي شوراي نگهبان رسماً اعلام كرد که اکثر کانديداهاي ثبت نام کرده صلاحيت احراز اين پست را ندارند و در همان روز جامعة روحانيت مبارز تهران از «محمدعلي رجايي» نخست وزير دولت بني صدر، به عنوان بهترين و صالح ترين نامزد اين دوره ياد کرد و او را به عنوان کانديداي جامعه روحانيت مبارز اعلام نمود. پس از آن نيز گروه هاي زيادي از رجايي حمايت کردند. با اين حال 3 تن از چهره هاي معروف سياسي آن روزگار، يعني عباس شيباني، علي اکبر پرورش و حبيب الله عسکر اولادي مسلمان، از رقباي محمدعلي رجايي بودند که با تمام قوا پا به عرصة انتخابات دومين رئيس جمهوري ايران گذاشته بودند. صبح روز ششم مرداد بود که رسانه ها اعلام کردند که در اين دوره از انتخابات که تعداد واجدين شرايط 22 ميليون و 687 هزار و 17 نفر بوده و 14 ميليون و 573 هزار و 803 نفر (24/64 درصد) شرکت کرده اند که از آن ميان 12 ميليون و 970 هزار و 162 نفر به محمدعلي رجايي (2 ميليون بيشتر از بني صدر)، 629 هزار و 375 نفر به عباس شيباني، 464 هزار و 551 نفر به علي اکبر پرورش، 253 هزار و 432 نفر به عسکر اولادي و نيز 465 هزار و 175 نفر به ديگر کانديداها رأي داده اند. به اين ترتيب، دومين رئيس جمهوري ايران نيز برگزيده شد اما از زمان تنفيذ حکم او توسط امام خميني در روز نهم مرداد 1360 تا روز 8 شهريور همان سال که او به همراه دکتر باهنر (نخست وزيرش) در فاجعة انفجار ساختمان نخست وزيري شهيد شد، تنها يک ماه رئيس جمهور ايران بود. شهادت او و نخست وزير محبوب او توسط عوامل بمب گذاري سازمان مجاهدين خلق(منافقين)، خشم عمومي را عليه عوامل سرسپرده و آشوبگران برانگيخت. مردم انقلابي در تشييع پيكر آنها، پيمان بستند که راه آنها را ادامه دهند و سرود «راه رجاء بسته نيست، گرچه رجايي برفت» از همان روز بر سرزبان ها افتاد. *رجايي که بود؟ در مورد شخصيت محمدعلي رجايي مقالات، کتاب ها و گفت و گوهاي زيادي ظرف سال هاي گذشته منتشر شده است، اما هنوز هم عده اي بر اين باورند که متن دستنويس شهيد رجايي در معرفي خودش پس از انتخابات رياست جمهوري، بهترين متن براي شناخت چهرة ساده زيست، مهربان و صميمي او بود. رجايي در اين متن نوشته بود: «من محمدعلي رجايي، در سال 1312 در قزوين در خانواده اي مذهبي متولد شدم، پدرم پيشه ور بود و در بازار مغازة خرازي داشت، در چهار سالگي او را از دست دادم و مسئوليت ادارة زندگي ما به عهدة مادر و برادرم افتاد که تنها 13 سال داشت. من به دبستان مي رفتم و درسم را تا کلاس ششم ابتدايي ادامه دادم و بعد از آن، به کار در بازار پرداختم و شاگردي را از مغازه دايي ام که خرازي داشت، شروع کردم. حدود 14 سال داشتم که قزوين را به قصد تهران ترک گفتم. در تهران، ابتدا در بازار آهن فروشان و مدتي را به دستفروشي گذراندم که مصادف شد با دوران حکومت رزم آرا، که او تصميم گرفت همة دستفروش هاي سبزه ميدان را جمع کند و اين باعث شد که بساط کاسبي ما را هم جمع کردند. همان موقع نيروي هوايي با مدرک ششم ابتدايي براي گروهباني استخدام مي کرد و من هم با همان مدرک وارد نيروي هوايي شدم...» او در اين متن دستنويس دلنشين، همچنان دوران پرفراز و نشيب زندگي سياسي و حضور 27ساله در کلاس هاي آيت الله طالقاني و مبارزاتش را شرح مي دهد و از آشنايي با دوستان مبارزش در هيئت مؤتلفه آن روزها و دوستي با شهيد باهنر در زندان قزوين، ادامه تحصيل، فارغ التحصيلي از دانشسراي عالي، به عضويت درآمدن در نهضت آزادي و آشنايي با مهندس بازرگان، حضور در جلسات شهيد بهشتي، دستگيري در 1353 و شکنجه هايش سخن مي گويد، و اين که آبان ماه سال 57 در اثر گسترش مبارزات مردمي از زندان و شکنجه هاي سخت ساواک، جان سالم به در برد و آزاد شد. اين روزها از شهيد رجايي بسيار ياد مي شود. او در همان دورة کوتاه عمر رياست جمهوري، الگويي از ساده زيستي، مهرباني و مردم دوستي ارائه كرد که تا امروز همچنان در ذهن ها باقي است. پرداخت مستمري به از کارافتادگان روستايي که به «طرح رجايي» معروف شد، از يادگارهاي دوران کوتاه نخست وزيري و رياست جمهوري اوست که هنوز در اشکال مختلف اجرا مي شود. *رئيس جمهور سوم عليرغم شرايط سخت جنگي، وقوع رخدادهاي غمبار و حوادث ناگوار براي مسئولان ارشد نظام و طبقاتي از مردم و بعد از فرو نشستن غبار اين حوادث، مسئولان تصميم قاطع خود را براي انتخاب سومين رئيس جمهوري (ظرف 2 سال) اعلام کردند. روز 21 شهريور همان سال، محمدحسين سروالدين، معاون سياسي وزارت کشور در آن روزها از برگزاري انتخابات رياست جمهوري دورة سوم سخن به ميان آورد و تاريخ برگزاري آن را روز جمعه دهم مهرماه اعلام کرد. ظرف مدت قانوني تعيين شده 46 داوطلب پست رياست جمهوري در ساختمان وزارت کشور حضور يافته و ثبت نام کردند، اما به د ليل آنکه در آن شرايط، رسانه ها به حاشيه هاي اين دوران (مثل امروز) نمي پرداختند، آثار و اسامي زيادي از داوطلبان انتشار نيافت. شوراي نگهبان پس از بررسي هاي نهايي، نام 5 نامزد انتخابات اين دوره را به اين شرح به رسانه ها اعلام كرد: 1- سيدعلي اکبر پرورش 2- سيد علي خامنه اي 3-سيدرضا زواره اي 4- حسن غفوري فرد 5-محمدرضا مهدوي کني دکتر سيدکمال الدين نيک روش که آن روزها وزير کشور بود، در اطلاعيه اي، از مردم خواسته بود که از ميان اين 5 کانديدا به يک نفر که بيشتر از همه روي آن شناخت دارند، رأي بدهند - اما هنوز زماني کوتاه از اعلام اسامي کانديداها نگذشته بود که موج حمايت هاي يک پارچه مردمي، حوزه هاي علميه و جوامع دانشگاهي از حجت الاسلام سيدعلي خامنه اي که آن روزها عهده دار مسئوليت سپاه پاسداران کشور بود، شكل گرفت. سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، دفتر تحکيم وحدت، انجمن هاي اسلامي و سازمان هاي دانشجويان مسلمان و دانشگاه ها، جامعه روحانيت مبارز، جامعة مدرسين حوزه علميه قم، حزب جمهوري اسلامي، سازمان فجر اسلام، انجمن اسلامي معلمان، انجمن اسلامي بازاريان در ائتلاف با ديگر همفکران خود، از حاميان آقاي خامنه اي بودند. همة نظرسنجي ها حکايت از آن داشت که او با رأي قاطع، سومين رئيس جمهوري کشورمان خواهد شد. سرانجام چهار روز پس از برگزاري انتخابات در روز 14 مهرماه 1360 رسماً اعلام شد که مجموع آراء به صندوق ريخته شده، 16 ميليون و 847 هزار و 717 رأي بوده است که 16 ميليون و 8 هزار و 579 رأي آن به حجت الاسلام خامنه اي اختصاص داشته، 341 هزار و 874 رأي متعلق به علي اکبر پرورش، 62 هزار و 162 رأي متعلق به سيدرضا زواره اي، 78 هزار و 691 رأي متعلق به حسن غفوري فرد بوده است. به اين ترتيب آقاي خامنه اي با 5 ميليون رأي بيشتر از بني صدر سکان رياست جمهوري کشور را بدست گرفت. حضور بيشتر از 74 درصد واجدين شرايط در انتخابات، نشانگر محبوبيت چهرة رئيس جمهوري برگزيدة ملت بود. آقاي خامنه اي، سومين رئيس جمهوري ايران روز 22 مهرماه سال 1360 کار خود را در دفتر رياست جمهوري آغاز كرد و سيل پيام هاي تبريک به سوي او روانه شد. او سه روز بعد، با حضور در دانشکدة افسري، سردوشي دانشجويان دورة سوم اين دانشکده را اعطا کرد. در ابتداي ماه آبان که هيأت دولت به رياست رئيس جمهوري تشکيل جلسه داد، مهندس ميرحسين موسوي که آن روزها وزير امور خارجة کشور بود گزارشي را تقديم هيأت دولت کرد که حکايت از حرکت هاي رو به جلو و فعال تر شدن آن وزارتخانه داشت. بعد از رأي عدم تمايل مجلس به نخست وزيري دکتر ولايتي، رئيس جمهوري 5 نفر را شايسته احراز پست نخست وزيري دانست و به مجلس معرفي كرد که عبارت بودند از: مهندس موسوي، علي اکبر پرورش، محمد غرضي، ميرسليم و حسن غفوري فرد. مجلس آن روزگار که به رياست آقاي هاشمي رفسنجاني در اين باره تشکيل شده بود ميرحسين موسوي را به عنوان نخست وزير مورد تأييد قرار داد و حکم مهندس موسوي توسط رئيس جمهوري (آقاي خامنه اي) صادر شد. *چهارمين انتخابات پيش از آن که دورة نخست رياست جمهوري آيت الله خامنه اي به پايان برسد، زمزمه هاي زيادي مبني بر اين که وي در دورة آينده انتخابات نيز رأي خواهد آورد، شنيده مي شد، کارشناسان سياسي معتقد بودند که دورة 4 ساله اول رياست جمهوري، دورة بازگشت نسبي آرامش به اوضاع داخلي بوده است. هنوز تيرماه سال 64 تمام نشده بود که مصطفي تهراني، مديرکل ستاد انتخابات وزارت کشور، روز جمعه 25 مرداد آن سال را زمان دقيق برگزاري انتخابات دورة چهارم رياست جمهوري اعلام كرد و داوطلبان آن دوره را براي ثبت نام به وزارت کشور فرا خواند. طولي نکشيد که 50 نفر داوطلب نامزدي رياست جمهوري در چهارمين دوره شدند، اما شوراي نگهبان روز نهم مرداد ماه سال 64 با صدور بيانيه اي تنها نام سه تن را براي آن دوره مورد تأييد قرار داد و در کنار نام آقاي خامنه اي، نام هاي حبيب الله عسکراولادي مسلمان و دکتر سيد محمود کاشاني را به عنوان چهره هاي موجه براي رقابت در اين دوره معرفي کرد.علي اکبر ناطق نوري که آن روزها وزير کشور بود، ضمن اعلام رسمي اسامي نامزدهاي با صلاحيت، از مردم خواسته بود که همچون گذشته به پاي صندوق هاي رأي بروند و به نامزدهاي مورد علاقة خود رأي دهند. اين بار نيز جامعة روحانيت تهران، جامعة مدرسين حوزة علمية قم و ديگر مراکز مردمي و احزاب و گروه ها حمايت يکپارچة خود را از آقاي خامنه اي اعلام کردند و مردم صبح روز جمعه 25 مرداد سال 64 پاي صندوق هاحضور يافتنتد. در اين دوره از انتخابات 25 ميليون و 993 هزار و 802 نفر واجد شرايط رأي دادن بودند با اين حال تعداد شرکت کنندگان در انتخابات رياست جمهوري، رقم 14 ميليون و 238 هزار و 587 نفر، يعني معادل 87/54 درصد شرکت کنندگان را نشان مي داد. تحليلگران مسائل سياسي در آن روزها، تعداد کم کانديداها و نيامدن رقباي شناخته شده به عرصه اين دوره از انتخابات را دليل کاهش آرا ذکر کردند با اين حال 12 ميليون و 203 هزار و 870 رأي که معادل 85 درصد کل آرا بود، اين بار نيز به آقاي خامنه اي اختصاص يافت. ساعتي بعد از اعلام نتايج اولية اين دوره از انتخابات، حبيب الله عسکراولادي مسلمان، پيروزي قاطع آيت الله خامنه اي را از طريق يک پيام راديويي به او تبريک گفت.در چهارمين دوره انتخابات، سيد محمودکاشاني توانست يك ميليون و 402 هزار و 16 رأي و عسکراولادي 283 هزار و 297 رأي را به خود اختصاص دهد. در اين دوره، تعداد 355 هزار و 47 رأي باطله نيز شمارش شد.شوراي نگهبان روز 10 شهريور سال 1364 صحت انتخابات دورة چهارم را تأييد كرد و بدين ترتيب، آقاي خامنه اي دومين دوره از رياست جمهوري خود را با نخست وزيري مهندس موسوي و کابينة جديد او در ابتداي مهرماه سال 64 شروع کرد. *پنجمين رئيس جمهور ايران گمانه زني ها در محافل سياسي براي انتخابات پنجمين رئيس جمهوري ايران، 3 ماه قبل از پايان دورة دوم رياست جمهوري آقاي خامنه اي آغاز شد. بيشتر کارشناسان مسائل سياسي معتقد بودند که اگر علي اکبر هاشمي رفسنجاني وارد عرصة انتخابات شود، با رأي قاطع پيروز اين ميدان خواهد بود. با اين حال علي اکبر محتشمي که آن روزها وزير کشور کابينة مهندس موسوي بود، تا پايان ارديبهشت سال 1368 دربارة زمان برگزاري پنجمين انتخابات رياست جمهوري چيزي نگفت، اما پس از رحلت حضرت امام(ره)، با اطلاعيه اي که روز 29 خرداد از سوي او در مطبوعات به چاپ رسيد، انتخابات دورة پنجم رياست جمهوري کليد خورد. او بعد از انتشار اين اطلاعيه، به طور رسمي به خبرنگاران گفت که پنجمين دورة انتخابات رياست جمهوري، روز جمعه ششم مرداد ماه (سال 68) برگزار مي شود، در حالي که قرار بود و گفته مي شد که قرار است انتخابات در تاريخ 27 مرداد برگزار شود، اما محتشمي تصريح کرد که در شرايط پس از ارتحال بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران و به دليل انتخاب آيت الله خامنه اي به عنوان رهبر انقلاب، اين انتخابات 3 هفته زودتر از موعد برگزار خواهد شد. وقتي انتخابات رياست جمهوري دورة پنجم کليد خورد، به غير از آقاي هاشمي رفسنجاني، 169 تن ديگر به ستاد انتخابات مراجعه كردند و داوطلب حضور در انتخابات دورة پنجم رياست جمهوري شدند اما ستاد انتخابات کشور از تعدادي از آنها به علت ناقص بودن مدارکشان ثبت نام به عمل نياورد. آقاي هاشمي رفسنجاني نيز ساعت 10 و 25 دقيقه روز نهم تيرماه سال 64 به ستاد انتخابات وزارت کشور رفت و با ارائه مدارک خود، ثبت نام کرد. در همين حال دکترعباس شيباني که عده اي معتقد بودند از رقباي سرسخت هاشمي است، در همان روز ثبت نام کرد و در آخرين فرصت يعني روز يازدهم تيرماه آن سال، اسامي 79 نفر از داوطلبان براي بررسي دقيق به شوراي نگهبان ارسال شد؛ در حاليکه محمد صدر معاون سياسي وزارت کشور همان روز به خبرنگاران گفته بود که تا پايان وقت مقرر، 170داوطلب به ستاد انتخابات مراجعه کرده اند.وي همچنين براي نخستين بار اعلام کرده بود که در اين دوره از انتخابات، «کميسيون تبليغات» براي تقسيم مساوي امکانات رسانه ها ميان نامزدها تشکيل مي شود که مرکب از دادستان کل کشور، وزير کشور، مديرعامل صدا و سيما و يا نمايندگان آنان است. شوراي نگهبان نيز حق داشتن يک نماينده در اين کميسيون را داشت، کميسيوني که در قانون انتخابات کشور نيز پيش بيني شده بود. يک هفته بعد، سخنگوي ستاد انتخابات کشور به خبرنگاران گفت: از 80 داوطلب نامزدي رياست جمهوري دورة پنجم، تنها صلاحيت آقاي اکبر هاشمي رفسنجاني و دکتر عباس شيباني مورد تأييد قرار گرفته است و تنها اين دو مي توانند به رقابت با هم بپردازند. *انتخابات بدون تبليغ عليرغم آن که ستاد انتخابات وزارت کشور شروع تبليغات انتخابات رياست جمهوري را در روز 18 تيرماه 68 رسماً اعلام كرد، خبرنگاران و شاهدان مسائل جاري، خبر از تشکيل نشدن ستادهاي انتخاباتي اين دو کانديدا مي دادند. يکي از نزديکان دکتر عباس شيباني، روز 18 تيرماه 68 به خبرنگار روزنامة کيهان گفته بود که دکتر شيباني حتي عکس و پوستر هم چاپ نکرده و تنها تبليغاتش، همان مصاحبه هايش در راديو تلويزيون و مطبوعات است. آقاي هاشمي رفسنجاني نيز چند روز قبل از اعلام رسمي تبليغات رياست جمهوري، در سمينار ائمه جمعه و جماعات سراسر کشور، از آنان خواسته بود تا ترتيبي اتخاذ کنند که در تبليغات انتخاباتي، هيچ گونه تبليغي براي او صورت نگيرد. بعد از اعلام رسمي اسامي دو نامزد انتخاباتي دورة پنجم، حمايت از آقاي هاشمي در سطح گسترده اي آغاز شد. هيأت مؤتلفه، دفتر تحکيم وحدت، جامعة مدرسين حوزة علميه قم، انجمن اسلامي معلمان و جامعه روحانيت مبارز تهران از جمله گروه هاي حمايت کننده از آقاي هاشمي رفسنجاني بودند که به ميدان آمدند. دفتر تحکيم با صدور اطلاعيه اي اعلام کرد که هاشمي رفسنجاني براي تشکيل دولتي قدرتمند براساس اصلاحات مورد توجه در قانون اساسي، قادر خواهد بود بدون مشکلات گذشته، در جهت تعميم عدالت اجتماعي و رفع محروميت از توده هاي مستضعف حرکت کند. اشارة اين اطلاعيه، به اصلاحات موادي ازقانون اساسي بود که همزمان با برگزاري انتخابات رياست جمهوري دورة پنجم به همه پرسي گذاشته شد و مردم بايد به آن رأي «آري يا نه» مي دادند. اسدالله بادامچيان در آن روزها، درگردهمايي هاي بازاريان تهران گفته بود آقاي هاشمي رفسنجاني آنقدر براي اين پست اصلح است که اگر از تنها رقيبش (دکتر عباس شيباني) هم بپرسيد به چه کسي رأي مي دهد، خواهد گفت به هاشمي رأي مي دهم! ديري نپاييد که خانه کارگر، جمعيت زنان، کانون هنرمندان و نويسندگان مسلمان، اتحادية انجمن هاي اسلامي مراکز تهيه و توزيع کالا و انجمن اسلامي مدرسين، به صف حمايت کنندگان از هاشمي پيوستند. خبرنگار روزنامة اطلاعات در آن روزها گزارش داده بود که 4 روز بعد از برگزاري انتخابات دورة پنجم رياست جمهوري، آقاي هاشمي رفسنجاني با کسب 51/94 درصد آرا ريخته شده به صندوق ها، پنجمين رئيس جمهوري ايران شد. در اين دوره از انتخابات که در نخستين سال بعد از جنگ انجام شده بود، 16 ميليون و 439 هزار و 247 نفر پاي صندوق رفته و 97 درصد از آنان نيز به بازنگري قانون اساسي رأي مثبت داده بودند. دکترعباس شيباني بعد از حضور در سه دوره از انتخابات رياست جمهوري، در اين دوره 5 هزار و 822 رأي کسب کرد، نخستين کسي بود که با ارسال پيامي براي آقاي هاشمي رفسنجاني، پيروزي او را تبريک گفت. پس از او، سيل پيامهاي داخلي و خارجي به سوي دفتر رياست جمهوري روانه شد. نام علي اکبر هاشمي رفسنجاني از سال هاي قبل از انقلاب براي محافل مذهبي و مبارزاتي نامي آشنا و شناخته شده بود. او از نخستين چهره هايي بود که در اثر اوج گرفتن مبارزات مردمي در سال هاي 56 و 57 و پيروزي انقلاب، در رديف مطرح ترين و فعال ترين چهره هاي انقلابي قرار گرفت. هاشمي رفسنجاني هنگام معرفي خود در تلويزيون، براي کانديداتوري پنجمين دوره انتخابات رياست جمهوري به مردم گفت: «من علي اکبر هاشمي رفسنجاني، متولد سوم شهريور 1313 در بهرمان از توابع شهرستان رفسنجان در استان کرمانم، پدرم به باغداري پسته مشغول بود و من در کنار 8 فرزند ديگر او بزرگ شدم...» *انتخاب مجدد هنوز 5 ماه به پايان نخستين دورة رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني باقي مانده بود که شايعات و گمانه زني هاي انتخاباتي در محافل سياسي واجتماعي و فرهنگي کشور اوج گرفت و بسياري از صاحبنظران سياسي، انتخاب مجدد آقاي هاشمي رفسنجاني را به رياست جمهوري يک امر طبيعي مي دانستند و معتقد بودند درآن شرايط، هيچ کس بهتر از او براي انجام طرح هاي زيربنايي و اجراي سياست هاي سازندگي وجود ندارد. اين شايعات و گمانه زني ها سرانجام آقاي هاشمي را واداشت تا هنگام بازديد طرح هاي در دست اجراي آبياري قطره اي دريکي از شهرهاي شرقي کشور، به سؤال خبرنگار واحد مرکزي خبر سمنان پاسخ دهد و آمادگي خود را براي حضور مجدد درانتخابات رياست جمهوري دورة ششم اعلام کند. هنوز ثبت نام رسمي کانديداهايي که در اين دوره، خود را رقيب سرسخت هاشمي رفسنجاني مي خواندند، آغاز نشده بود که عده اي از طرفداران آقاي هاشمي اقدام به نصب پلاکاردهاي بزرگ در گردهمايي هاي ورزشي و اجتماعي کردند که روي آن نوشته شده بود: «رأي ما فقط هاشمي» روزنامة « سلام» که يکي از رسانه هاي منتقد دولت اول هاشمي هم بود، درآن روزها با چاپ عکس هايي ازاين پلاکاردهاي بزرگ، ازآن به عنوان «تبليغات زودرس و بي هنگام» يادکرد. ديري نپاييد که روزنامه هاي کشور اعلام کردند که 127 نفر خود را داوطلب کانديداتوري ششمين دورة رياست جمهوري کرده اند و به تصور رقابت با آقاي هاشمي، به ستاد انتخابات کشور مراجعه کرده اند، اما پرونده 80 نفر ازآنان براي شوراي نگهبان ارسال شد و شوراي نگهبان پس از بررسي هاي لازم، تنها دکتر جاسبي، احمد توکلي، رجبعلي طاهري و آقاي هاشمي رفسنجاني را براي رقابت در ششمين دورة انتخابات مورد تأييد قرارداد و رقابت ميان آنها آغاز شد؛ با اين تفاوت که در اين دوره چاپ پوسترهاي تبليغاتي کانديداها، نصب پلاکاردهاي بزرگ و کوچک در ميدان ها، خيابان ها و معابر و مكان هايي که محل فعاليت ستادهاي انتخاباتي آنها بود به طور گسترده اي موجب حيرت عمومي شد. تبليغاتي که هيچ وجه تشابهي با دورة قبلي نداشت. احمد توکلي و دکتر جاسبي که خود را رقباي جدي آقاي هاشمي مي دانستند، با برپايي مراسم، جلسات و سخنراني هاي گسترده برنامه هاي خود را اعلام كردند و مصاحبه هاي زيادي از آنها در روزنامه هاي وقت به چاپ رسيد که طي آن گوشه هايي ازسياست هاي دولت آقاي هاشمي را مورد نقدوبررسي قرار مي دادند. احمد توکلي در يکي از سخنراني هاي خود، به جوانان کشور قول داد که اگر رئيس جمهوري بشود، پوشيدن پيراهن آستين کوتاه را براي جوانان آزاد خواهدکرد و از آن پس هيچ کس مزاحم آقايان آستين کوتاه نخواهد شد. او خودش نيز با پوشيدن يک پيراهن آستين کوتاه، به مسجد امام زمان(عج) شهر ورامين رفت و به همه نشان داد که از نظر او، پوشيدن پيراهن آستين کوتاه، جرم و عيب نيست. دکتر جاسبي اما گرفتن بسياري از ساختمان هاي بلااستفاده دولتي و در اختيار مردم گذاشتن آنها را، راه حلي براي مشکل مسکن جوانان ذکر کرد. او درآن روزها تأکيد مي کرد كه غيبت تشکل هاي سياسي در کشور، موجب رشد باندهاي سياسي مرموز خواهد شد. دکتر جاسبي يکي از برنامه هاي مهم خود را در سال 1372 رسيدگي سريع به مشکلات ازدواج جوانان و تهيه مسکن و جهيزيه براي آنان اعلام کرد. مهندس رجبعلي طاهري که تا آن زمان براي افکارعمومي چهره اي ناشناخته بود نيز درتشريح برنامه هاي رياست جمهوري خود مي گفت: «من با برنامه هاي توسعه مخالف هستم، چون پيکرة اقتصاد کشور به شدت بيماراست و نياز به معالجه دارد.» اما مهندس بهزاد نبوي که درآن روزها به صف منتقدان هاشمي رفسنجاني پيوسته بود، در گفت وگويي مشروح با روزنامة سلام اعلام كرد: «نتيجة انتخابات از قبل روشن است، ما يک کانديداي اصلي بيشتر نداريم که قطعاً انتخاب خواهد شد و تبليغات موجود هم با دوهدف انجام مي شود، يکي بالا بردن آراء انتخابات، دوم شناساندن کانديداهاي ديگر براي مقاصد ديگري جز انتخاب آنها به عنوان رئيس جمهوري...» با اين حال، عبدالله نوري وزيرکشور وقت، دو روز مانده به برگزاري انتخابات، به تشريح نحوه برگزاري آن پرداخت و خاطرنشان كرد كه بيش از 29 ميليون نفرواجد شرايط رأي دادن هستند. به گفتة او، تمام متولدان 21 خرداد 57 مي توانستند در انتخابات شرکت کنند و همه حتي بادردست داشتن شناسنامه هاي قديمي مي توانستند رأي بدهند. سرانجام روز 21 خرداد سال 1372 آقاي هاشمي رفسنجاني توانست با 10 ميليون و 566 هزار و 499 رأي از کل 16 ميليون و 796 هزار و 499 رأي ريخته شده به صندوق ها (بيش از 63 درصد)، صندلي ششمين دوره انتخابات رياست جمهوري را به خود اختصاص دهد. ديگر رقباي او به ترتيب احمد توکلي 4 ميليون و 216 هزار و 879 رأي، عبدالله جاسبي يک ميليون و 498 هزار و 84 رأي و رجبعلي طاهري 378 هزار و 655 رأي به دست آوردند. به اين ترتيب، آقاي هاشمي رفسنجاني بار ديگر از رقباي خود پيشي گرفت و ششمين رئيس جمهوري ايران شد. *روزهاي پرماجرا تا انتخابات نهم ماههاي آخر سال 1383 باز هم كشور در التهاب يك جنبش مردمي ديگر فرو رفت و در حالي كه اصلاح طلب ها حدود 7 سال و نيم مديريت اجرايي را در دست داشتند، تلاش تازه اي را براي آماده كردن اذهان عمومي براي دورة بعدي رياست جمهوري آغاز كردند. نخستين زمزمه ها نيز از زماني آغاز شد كه سيدمحمد خاتمي به خاطر دردهايي كه در كمرش بروز كرده بود، مجبور به استراحت چند روزه از سوي پزشك شده بود. عده اي فشارهاي بيش از حد كاري، تقاضاهاي عقب مانده و به نتيجه نرسيده و كارهاي روي زمين مانده را از دغدغه هاي اصلي خاتمي در آخرين ماههاي دولت او مي دانستند و عده اي نيز معتقد بودند او هنوز از توان اجرايي زيادي براي رهبري جنبش دوم خرداد و پشتيباني آن پس از پايان دورة رياست جمهوري دارد و بدين وصف، وداع با سيدمحمد خاتمي براي دوستداران و هواداران اصلاح طلب او بسيار مشكل مي نمود. شايد به همين دليل بود كه براي دورة بعدي رياست جمهوري به سياق 8 سال قبل از آن بار دگر سراغ مهندس ميرحسين موسوي رفتند. روزنامة همشهري نخستين جريده اي بود كه در آذر ماه سال 83 مطلبي را دربارة «مردي كه در سه راه «امين حضور» مشغول گرفتن پنچري چرخ پيكان شخصي اش بوده» نوشت و از او به عنوان يك سياست مدار ساده زيست مردمي ياد كرد؛ مردي با موهاي جوگندمي صاف، عينكي ذره بيني و چهره اي ساده كه پس از عبور از 8 سال دوران نخست وزيري و سالها مشاور رئيس جمهوري بودن و داشتن پست هاي بالاي مملكتي، اكنون خودش پنچري پيكانش را مي گيرد، جك را در صندوق عقب مي گذارد و دست هايش را با دستمالي پاك مي كند و سوار مي شود كه به راه خود ادامه دهد. اما گزارشگر روزنامة همشهري كه او را شناخته سر صحبت را با او باز مي كند و.... بعد از آن روزنامه هاي ديگري هم بودند كه سر اين نخ را از دست همشهري گرفتند و با رفتارهاي سياسي ويژة خود، خبر و حكايت هايي راجع به آمدن مهندس موسوي به دورة نهم رياست جمهوري دادند. *درخواست از موسوي حجت الاسلام اسدالله بيات، يكي از اعضاي برجسته مجمع روحانيون مبارز در بيست و دوم مرداد سال 83 به خبرنگاران گفت: «اگر مهندس موسوي وارد اين دوره از رقابت ها بشود، اكثريت آراء مردم را بدست خواهند آورد.» او به خبرنگاران گفته بود كه «آيات عظام و حجج اسلام موسوي بجنوردي، توسلي، كروبي، محتشمي و انصاري با مهندس ميرحسين موسوي ملاقات هايي داشته و نتيجه بحث ها و تحليل هاي كلي آنها اين است كه او مي تواند بهترين گزينه براي رياست جمهوري دورة نهم باشد و در صورت كانديدا شدن، صد درصد از او حمايت مي كنيم.» آن روزها كه اصلاح طلب ها به دلايل بسيار زيادي، طعم تلخ شكست را در انتخابات شوراي شهر تهران و نيافتن اكثريت كرسي هاي مجلس شوراي اسلامي تجربه كرده بودند، تلاش داشتند تا فرصت طلايي بعدي خود را در انتخابات رياست جمهوري دورة نهم از دست ندهند.آنها كه موضوعاتي چون: قهر برخي گروهها و احزاب، حضور كمرنگ مردم در انتخابات، اعمال سليقه هاي شخصي و سياسي دست اندركاران نظارت بر انتخابات و برخوردهاي حذفي ـ خطي را با كانديداهاي مجلس شوراي اسلامي (دوره هفتم) و شوراي شهر تهران و نيز كنار گذاشتن طيف عظيمي از افراد صالح و جريانات هوادار آنها را از دلايل اصلي دو شكست خود مي دانستند، اين بار مي خواستند پيروز ميدان رقابت ها در انتخابات رياست جمهوري باشند.ديري نپاييد كه آمدن مهندس موسوي به عرصة انتخابات، يكي از دغدغه هاي اصلي سياستمداران، احزاب، گروهها و هواداران احزاب شد و چهره هاي بارز اصلاح طلب، يكي بعد از ديگري، از نياز روزگار در سال 84 ـ 83 به كانديداتوري مهندس موسوي صحبت به ميان مي آوردند. حجت الاسلام موسوي تبريزي، دبير كل مجمع محققين و مدرسين حورة علميه قم نيز گفته بود «مهندس موسوي هم از طرف مردم مقلوبيت دارد و هم سياسيون و نخبگان او را قبول دارند و رقيب موسوي ـ هر كه باشد ـ نمي تواند او را حذف كند.» در اين ميان نيز كساني هم بودند كه به هر طريق سعي داشتند موسوي را از آمدن به چنين صحنه اي منصرف كنند و مقالات سراسر «اگر» و «اما»ي روزنامه كيهان از جمله آنان بود. مهندس بهزاد نبوي نيز پس از چندي، نتايج مذاكرات خود و همفكرانش در سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي و حزب مشاركت را با مهندس موسوي «به بست رسيده» اعلام كرد و در نتيجه مهندس موسوي مثل 8 سال قبل از آن (دوم خرداد 76) باز هم از آمدن به ميدان رقابت صرف نظر كرد. *ورود آقاي هاشمي رفسنجاني هنوز آبها از آسياب آمدن ـ نيامدن ميرحسين موسوي نيفتاده بود كه تشكل ها و گروهها و احزاب سياسي در چرحش ها و انعطاف هاي عجيب و غريبي دست به دامان هاشمي رفسنجاني شدند تا بار ديگر پاي به ميدان انتخابات بگذارد. آقاي هاشمي رفسنجاني از رفتارهاي نه چندان سالم برخي تشكل هاي دوم خردادي و تندروي هاي آنان در انتخابات مجلس دورة ششم كه موجبات و زمينه هاي اصلي انصراف از حضورش در آن مجلس را فراهم كرده بود، دل چندان خوشي نداشت، با اين حال مذاكرات گروه هاي موافق و مخالف هاشمي كه اين بار براي حضور هاشمي در صحنة انتخابات به يك اجماع و وحدت روية موقت يا همان تاكتيك موضعي انتخاباتي دست يافته بودند، نتيجه بخش افتاد و او پس از چندي تأمل در اين زمينه، در نهايت پذيرفت كه وارد صحنة انتخابات نهمين دورة رياست جمهوري بشود. با اعلام نظر نهايي هاشمي رفسنجاني و ورود او به اين دوره از انتخابات، فضاي انتخاباتي كشور شور و نشاط بيشتري گرفت و بحث هاي تند و داغ عمومي پيرامون رقابت هاي آتي مردان سياست روز با هاشمي رفسنجاني، نقل تمام محافل سياسي و غيرسياسي شد و چهره هاي سياسي آن روزگار يكي بعد از ديگري آمادگي خود را براي رقابت با هاشمي رفسنجاني اعلام كردند؛ از جمله محمود احمدي نژاد (شهردار تهران)، محمدباقر قاليباف (فرماندة كل نيروي انتظامي كشور)، محسن رضايي(دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام)، دكتر مصطفي معين (وزير علوم كابينه آقاي خاتمي)، محسن مهرعليزاده (رئيس سازمان تربيت بدني)، مهدي كروبي(عضو مجمع روحانيون مبارز)، احمد توكلي و دكتر علي لاريجاني (رئيس سابق سازمان صداوسيما). *شعارهاي كانديداهاي دورة نهم اكبر هاشمي رفسنجاني با شعار توسعة دمكراتيك، علي لاريجاني با شعار ايجاد هواي تازه و برپايي يك دولت مُدرن، مهدي كروبي با شعار لزوم تداوم يافتن و زنده بودن جريان اصلاحات، محسن رضايي با شعار ايجاد يك دولت كارآمد و مردمي، دولت نو ـ برنامه هاي نو و نيز دكتر معين با برشي از غزل معروف خانم سيمين بهبهاني «دوباره مي سازمت وطن...» و شعار ديگري چون شهروند توانمند، مهرعليزاده با شعار دولت رفاه، قاليباف با شعار زندگي خوب برازندة هر ايراني و محمود احمدي نژاد با شعار «ما مي توانيم»، نخستين مصاحبه هاي مطبوعاتي خود را با تعداد بي شمار نشريات و روزنامه هاي رو به افزايش ماههاي پاياني دولت هاي اصلاحات انجام دادند و همة آنها نيز معتقد بودند كه شعارهاي آنان مورد وثوق مردم است و باعث آوردن آراء بسياري خواهد شد. در اين ميان مصطفي معين در مصاحبه هاي متعدد يادآوري كرد كه در صورت پيروزي، مناقشه و اختلافات 25 سالة ميان ايران و آمريكا را پايان خواهد داد و نيز گفته بود كه قانون سربازي بايد در جهت تشكيل ارتش حرفه اي تغيير كند و شرايط و فضاي بيشتري از دايره هاي اجرايي كشور در اختيار زنان قرار گيرد. محمدباقر قاليباف نيز در صحبت هايش، از عبارات و برنامه هايي چون اقتصاد زندگي خوب، دولت كوچك و كارآمد، كارآفريني خانوادگي، تأمين اجتماعي ابزاري براي جبران عدالت و اصلاحات در آموزش و پرورش استفاده مي كرد. محمود احمدي نژاد دائم در سخنراني ها و مصاحبه هايش، بر اين نكته تاكيد داشت كه «كسي كه مي خواهد مسئوليت دولت را برعهده بگيرد، نبايد وامدار هيچ شخص، گروه، دسته، جناح و حزبي باشد؛ او فقط بايد وامدار ملت، مكتب و فرهنگ اش باشد...» در اين ميان احمد توكلي كه نمايندة مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي بود مي گفت: اگر عده اي در جناح چپ معتقدند كه رياست جمهوري وظيفه اش تداركات چي بودن است، آن را به جناح ما واگذار كنند تا اقتدار اين پست را برايشان معنا كنيم.» وي معتقد بود كه «توسعه سياسي، يك ضرورت براي كشور است، امّا وقتي مردم ببينند كه چرخش ثروت و قدرت در دست افراد معدودي است، مسلماً در انتخابات شركت نخواهند كرد.» احمد توكلي امّا در ميانة راه انصراف خود را اعلام كرد. محسن رضايي نيز در آن روزها عبارت «دولتي مي خواهيم كه در مواجهه با آمريكا ثبات را برقرار كند» را چند بار در مصاحبه هايش بر زبان آورد، گرچه او نيز به نفع ديگران كناره گيري كرد. امّا زماني كه روزنامة ابرار به نقل هفته نامة انگليسي زبان «اكونوميست» اعلام كرد كه «هاشمي رفسنجاني شناخته شده ترين ايراني براي چانه زدن با آمريكاست»، ناگهان همة چشم هاي سياسي ايران در آن دوره از انتخابات، متوجه او شد. *تفاوت هاي دورة نهم دورة نهم انتخابات رياست جمهوري از هر لحاظ با 8 دورة پيشين آن تفاوتهاي بسياري داشت: صادق زيبا كلام استاد دانشگاه و صاحب نظر مسائل سياسي در آن روزها گفته بود «8 سال اصلاحات در ايران موجب شروع شدن تمرينات جدي دمكراسي در كشور شده و اين دوره از انتخابات، يكي از جدي ترين تمرينات سياسي و دمكراسي در ايران در سالهاي پس از انقلاب است.» *انبوه داوطلبان زماني كه جهانبخش خانجاني، مديركل روابط عمومي و سخنگوي وزارت كشور، نام نويسي داوطلبان رياست جمهوري را از 20 ارديبهشت سال 83 رسماً اعلام كرد، تعدادي از چهره هاي مطرح نيز خود را براي احراز اين پست آماده و اصلح نيز مي دانستند، از جملة آنها مي توان به ناصر حجازي دروازه بان سابق تيم هاي ملي و استقلال تهران اشاره كرد كه به خبرگزاري فارس گفته بود «براي انتخابات رياست جمهوري ثبت نام خواهم كرد». اسماعيل ططري (نمايندة سابق كرمانشاه در مجلس شوراي اسلامي) نيز گفته بود «من كانديداي اصلح اين انتخابات هستم ولي به خاطر مهدي كروبي شركت نمي كنم.» در نهمين دورة انتخابات رياست جمهوري، يك هزار و 14 نفر خود را داوطلب نامزدي انتخابات كردند كه حتي با دورة هشتم كه 814 نفر داوطلب در آن ثبت نام كردند، قابل مقايسه نبود و ركورد جديدي در اين باره به ثبت رسيد. امّا رد صلاحيت اولية تعداد بسيار زيادي از اين كانديداها پديده اي بود كه در اين دوره از انتخابات رخ داد. بين افراد رد صلاحيت شده، نام دكتر معين، مهرعليزاده و سيد رضا زواره اي به چشم خورد كه اعتراض هاي گسترده اي را در پي داشت. سرانجام مجلس شوراي اسلامي در نامه اي به رهبر انقلاب، خواستار تجديدنظر شوراي نگهبان در بررسي صلاحيت هاي كانديداهاي رياست جمهوري شد كه مورد تاييد مقام معظم رهبري نيز قرار گرفت و ايشان هم در نامه اي به آقاي جنتي، خواستار تجديدنظر دربارة صلاحيت اين سه نفر شد. شوراي نگهبان به تبعيت از دستور مقام معظم رهبري، صلاحيت آنها را مجدداً بررسي كرد و مورد تصويب قرار داد و فعاليت هاي ستادهاي انتخاباتي آنها نيز در سطح شهرها و روستاها آغاز شد. *فيلم هاي تبليغاتي يك فيلم تبليغاتي كوتاه كه متعلق به سيدمحمد خاتمي بود، در جريان انتخابات دورة هفتم رياست جمهوري (2 خرداد 76) تأثير بسزايي در بدست آوردن آراء و تمايل افكار عمومي به سوي او داشت و بدين وصف، ساخت مستندهاي تبليغاتي انتخابي از همان سال مورد توجه ويژه كانديداهاي انتخابات رياست جمهوري در دورة هشتم و نهم قرار گرفت. اين فيلم تبليغاتي را بهروز افخمي و سيف الله داد به طور مشترك ساخته و كارگرداني كرده بودند كه سرآغاز ساخت مستندهاي انتخاباتي در كشورمان محسوب مي شود. در دورة هشتم نيز بهروز افخمي براي خاتمي و ضياءالدين دري براي احمد توكلي فيلم ساختند. در دوره نهم انتخابات رياست جمهوري، كمال تبريزي و رسول صدرعاملي براي اكبر هاشمي رفسنجاني، جواد شمقدري براي احمدي نژاد، احمدرضا درويش براي قاليباف، سعيد ابراهيمي فر و بهروز غريب پور براي دكتر معين، بهروز افخمي براي كروبي، زنده ياد رسول ملاقلي پور براي محسن رضايي، محرم زينال زاده براي مهرعلي زاده و مهدي فخيم زاده و داود ميرباقري براي علي لاريجاني فيلم هاي مستند تبليغاتي ساختند. *اينترنت و ماهواره يكي ديگر از تفاوت هاي دوره نهم با ديگر دوره ها، فعال شدن سايت هاي اينترنتي بود. استفاده از اين تكنولوژي جديد در جريان انتخابات در طيف وسيعي آغاز شد. در بسياري از سايت هاي مربوط به كانديداها، مسائل و مشكلات موجود، پرسش و پاسخ با هواداران و مخالفان و نيز برنامه هاي آنان، فيلم هاي تبليغاتي و شعارهايشان ارائه مي شد و بدين روش، انتخابات دورة نهم با يك رويكرد جديد به سمت استفاده از پديده هاي الكترونيكي و اينترنتي و شرايط جديدي را تجربه كرد. كانديداها البته به استفاده از اين وسايل هم اكتفا نكردند و بسياري از فيلم ها و برنامه ها و سخنراني هاي آنان، با واسطه يا بدون واسطه، از شبكه هاي ماهواره اي پخش مي شد و اكثر شبكه هاي فارسي زبان خارجي نيز از اين فرصت براي پوشش اخبار و وقايع انتخابات استفاده كرده و توانستند طيف هاي وسيعي از مردم را حداقل براي چند ماه بعد بينندة خود كنند.شفافيت در ارائه برنامه هاي كانديداها نيز باعث روي آوردن تعداد بي شماري از علاقه مندان و طرفداران كانديدا به شعارهاي آنان شده بود، از جمله مي توان به شعار «50 هزار تومان به هر ايراني» متعلق به مهدي كروبي اشاره كرد كه باعث بحث ها و جنجال هاي زيادي در ميان اقتصاددانان سال 83 و 84 شد.با فرا رسيدن روزهاي پاياني ارديبهشت سال 1384 شور تبليغاتي، پوسترچسباني به در و ديوار، سخنراني ها، نصب بيلبوردهاي انتخاباتي، توزيع لوازم انتخاباتي، شعارنويسي و برپايي محافل كوچك و بزرگ انتخاباتي در سراسر كشور آغاز شد و سرانجام در يك رقابت تنگاتنگ و سخت نتايجي بدست آمد كه يك شوك سياسي بزرگ به همة كانديداها و طرفداران آنان وارد ساخت و موجب شد كه رقابت نهايي ميان احمدي نژاد و هاشمي رفسنجاني به دور دوم كشيده شود. *نتايج انتخابات دورة نهم نتايج قطعي نخستين دوره انتخابات دور نهم رياست جمهوري روز 28 خرداد 1384 توسط وزارت كشور به اين شرح اعلام شد: 1ـ علي اكبر هاشمي بهرماني: 6 ميليون و 159 هزار و 435 رأي 2ـ محمود احمدي نژاد: 5 ميليون و 710 هزار و 354 رأي 3ـ مهدي كروبي: 5 ميليون و 66 هزار و 316 رأي 4ـ محمدباقر قاليباف: 4 ميليون و 75 هزار و 189 رأي 5 ـ مصطفي معين: 4 ميليون و 54 هزار و 304 رأي 6 ـ علي لاريجاني: يك ميليون و 740 هزار و 163 رأي 7ـ محسن مهرعليزاده : يك ميليون و 289 هزار و 333 رأي. تعداد همة آراي مأخوذه از صندوق ها 29 ميليون و 317 هزار و 42 رأي اعلام شد كه تعداد يك ميليون و 221 هزار و 940 رأي آن به دلايل مختلف باطله بود. با توجه به اينكه براساس قانون انتخابات رياست جمهوري، «اگر هيچ يك از نامزدها نتواند 1+50 درصد آراء مأخوذه را به خود اختصاص دهد، انتخابات به دور دوم كشيده مي شود و رقابت ميان دو نامزدي كه بيشترين آرا را به خود اختصاص داده اند، انجام خواهد شد» اين انتخابات نيز به دور دوم كشيده شد. *نتايج دور دوم در مرحلة دوم نيز بيش از 27 ميليون و 958 هزار نفر به پاي صندوق ها رفتند كه در مقايسه با مرحلة اول، با 5 درصد كاهش روبرو بود. هم چنين اعلام شد 46 ميليون و 786 هزار و 418 نفر واجد شرايط رأي دادن در كشور وجود دارند، در يك رقابت تنگاتنگ محمود احمدي نژاد (كه پيش از آن شهردار تهران بود) توانست 63 درصد آراء اين دوره از انتخابات را به خود اختصاص دهد و نهمين رئيس جمهوري ايران شود. * منبع : www.ettelaat.com، شنبه 16، 17، 18، 19 خرداد 1388