Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 128594
تاریخ انتشار : 17 خرداد 1388 0:0
تعداد مشاهدات : 41

با شقايقهاي زاگرس 3

فتح الله آملي گزارشي از سفر مقام معظم رهبري به استان کردستان ـ3
فتح الله آملي دشت شقايق با صداي زنگ تلفن از خواب بيدار مي شوم. ساعت پانزده دقيقه گذشته از 5 صبح است. آقاي حرمي است كه مي گويد: هنوز راه نيفتاده اي؟ مي گويم: حاجي جان حالا خيلي وقت داريم. مگر نگفتي 6 صبح فرودگاه باش؟ خب، خانه ما تا فرودگاه ده دقيقه راه است من هم ساعت را گذاشته بودم روي پنج و نيم كه بلند شوم ، نماز را بخوانم و بيايم فرودگاه، حالا كه خيلي مانده ... مي گويد: نه بنده خدا، من گفتم ساعت 6 پرواز است... بلند مي شوم. دست و صورتي مي شويم و دوگانه اي بجاي مي آورم و ... تلفن بعدي مضطربم مي كند: آقاجان اعلام كرده اند كه مسافران براي سوار شدن وارد گيت شوند. كجايي؟ مي گويم: حاجي جان خيلي خب مي رسم... چه طور شده كه اين دفعه هواپيما مي خواهد سر وقت بپرد؟... از شانس من اين دفعه انگار هيچ تأخيري در كار نيست. حتي براي يك دقيقه. ده دقيقه اي به فرودگاه مي رسم امّا همه راه يكطرف و ترافيك انساني وروديّه ترمينال يكطرف... اوّل صبح آن هم ترمينال چهار پر است از آدمهايي كه براي رساندن خودشان به گيت ها و خروجي ها عجله دارند. هر جوري هست خودم را مي رسانم. حميد حرمي جوان برومند حاجي كارت پرواز را به من مي دهد و مي گويد: بابا رفته اند و كارت شما را به من داده اند... وقتي كارت را به مسؤل گيت خروجي مي دهم مي گويد: آقا شما كجا هستيد؟ سوار اتوبوس فرودگاه كه مي شوم آقاي حرمي نفس راحتي مي كشد و راه مي افتيم... * * * همينكه از فرودگاه سنندج بيرون آمديم چشمانمان يك دل سير غرق تماشا شد و كيف كرد. عجب استقبالي مي كند دشت از چشم... و چه تمثيلي دارد اين تپه روبروي فرودگاه... مرغزار سبزي چشم نواز. در بستر يك تپه بلند و طولاني كوهپايه اي... سبز سبز و دانه هاي سرخ شقايق نشسته بر دل آن... شقايق ها از دل اين مرغزار سبز سر كشيده اند. به نشانه شهداي مظلوم خطه كردستان شايد... جاي جاي اين خطه سبز است و سرخ... تا چشم كار مي كند اين منظره در دسترس است. چندي بعد بغض آسمان مي تركد و سنندج هم مثل ساير شهرهاي ايران، بهاري پر باران را تجربه مي كند. بهار كردستان امّا اشك شوق هم از ديده مي فشاند... شوق ديدار هم دارد... شهر و مردمانش تازه فهميده اند كه مهماني در راه است. رهبر انقلاب، نخستين سفر به ديار مردخيز كردستان را پس از بيست سال، در چند روز آينده انجام مي دهد... در راه كه مي آمديم از اتوبان خوبي گذشته ايم. نشانه توسعه شهر... در كناره هاي اتوبان مجتمع هاي مسكوني چندي ديده مي شود كه شهركهاي تازه ساز است. اين سنندج با سنندجي كه من در ياد داشته ام، تفاوتهاي بارز و آشكاري دارد. خيلي بزرگتر شده است... براي خوردن صبحانه به اقامتگاه فرهنگيان مي رويم. مهمانسراي قشنگ و آبرومندي است. بروبچه هاي دفتر هم آمده اند و بساط نان و پنير و گردو و چاي شيرين مهيّاست. محوطه هتل هم جاي باصفايي است. از بلنداي حياط مهمانسرا و در زير نم باران قشنگي كه ريز ريز مي بارد درحاليكه در ميان باغچه اي پر از گل و سبزه و شقايق قدم مي زنم و منتظر اتومبيلي هستم كه ما را به اقامتگاه ببرد، به شهري چشم مي دوزم كه در برابر چشمانم در آنسوتر دامن گشوده است. سنندج چه بزرگ شده است. به همّت آقاي محمودي و آقاي حيدري اتومبيلي آماده شده است تا به محل اقامت برويم. يك سوئيت در باشگاه خبرنگاران جوان در اختيارمان قرار مي گيرد. بارو بنديلمان را برمي داريم و به اتفاق آقاي حرمي حركت مي كنيم. تك و توك عكسها و بنرهايي ديده مي شوند كه چند اداره و ارگان، زده اند. امّا من دنبال نحوه برخورد مردم با سفر پيش رو هستم. همين كه به محل اقامتمان در باشگاه خبرنگاران جوان مي رسم كه بار و بنديلم را بگذارم از آقاي صلاحي، كه مهماندار خوش اخلاقمان در محل اقامت بود، پس از سلام و حال و احوال مي پرسم: راستي شما كه اهل همينجايي و از برادران اهل سنت شهر هم هستي درباره سفر رهبري چه فكر مي كني؟ بدون شيله پيله مي گويد: آقا مردم خيلي خوشحالند. مي دانند كه سفر رهبر به استان چقدر خوب است. همين يكي دو روزه كه مردم فهميدند، انتظارشان شروع شده است. براي كردستان خيلي خوب مي شود كه ايشان بيايند... اقامتگاه ما درست روبروي ساختمان صدا و سيماست. نام خياباني هم كه در آن هستيم جام جم است. خياباني پرشيب، و صدا و سيما هم نشسته بر بلنداي اين خيابان... آقاي حرمي مي گويد استراحتي بكنيم كه از بعدازظهر كارمان شروع مي شود. جلسه اي دارم كه تو هم باشي بد نيست. در فرصتي كه دارم شروع مي كنم به مطالعاتي درباره كردستان، يك ويژه نامه مربوط به كردستان را هم از خود حرمي گرفته ام. كتابهايي را هم درباره كردستان بايد ببينم تا تصوير شفاف تري از اين استان سرسبز و مردخيز داشته باشم. * منبع : www.ettelaat.com، یکشنبه 18 خرداد 1388


دیدگاه

تازه ها

آخرین اخبار

پربازدیدترین ها

تبلیغات