Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 130630
تاریخ انتشار : 22 تیر 1388 0:0
تعداد مشاهدات : 263

استقلال و ضداستعماری شدن دانشگاه ها

اهمیت و نقش دانشگاه ها به عنوان عالی ترین مراکز آموزش کشور در عرصه های مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی بر کسی پوشیده نیست. تربیت نخبگان و اندیشمندان جامعه، تأثیرگذاری بر سایر اقشار و عرصه های اجتماعی، تربیت و پرورش مدیران و مسؤولان عالی رتبه کشوری که در حوزه های مختلف؛ قدرت سیاسی؛ اقتصادی، فرهنگی، صنعتی را در آینده به دست خواهند گرفت، از جمله کارکردها و نقش دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی می باشد. به همین جهت است که حضرت امام خمینی(ره) در اهمیت دانشگاه ها فرموده اند: «دانشگاه ها مبدأ تحولات است... دانشگاه مرکز سعادت و در مقابل شقاوت یک ملت است. از دانشگاه باید سرنوشت یک ملت تعیین بشود(١). » نظر به چنین اهمیت والایی برای دانشگاه ها و از آن جا که رژیم منحوس پهلوی، رژیمی وابسته و متکی به غرب بود و از استقلال سیاسی و فرهنگی برخوردار نبود، لذا تلاش وافری در جهت وابسته نمودن دانشگاه ها به غرب و تأثیرپذیری از سیاست های غربی می نمود. این تلاش ها نیز متأسفانه به ثمر نشسته وعملاً دانشگاه ها، غیرمستقل و وابسته به غرب بودند. این وابستگی در حوزه های مختلف سیاستگذاری، مدیریت، آموزش، اندیشه و تفکر و رفتار و کردار دانشجویان به چشم می خورد. نتیجة وابستگی دانشگاه ها به غرب و عدم برخورداری از استقلال، این بود که بخش عمده ای از نخبگان و اندیشمندان کشور دارای افکار و اندیشه ای وابسته و وامدار به غرب بودند و بر این اساس به تئوری پردازی و اندیشه سازی می پرداختند. همچنین اداره پست های کلیدی و مهم جامعه و مدیریت حوزه های مختلف سیاسی، اقتصادی و اجتماعی به دست افرادی بود که وابستگی فکری و اندیشه ای به غرب داشتند. از سوی دیگر این وابستگی موجب سرایت فرهنگ غرب گرایی و عدم استقلال به سایر حوزه های اجتماعی شده و دامنة بی هویتی و غرب گرایی را گسترش می داد. در حقیقت اگر چه جهت گیری و سیاستگذاری کلی در دانشگاه، خود تابعی از سیاست عدم استقلال سیاسی و بیگانه پرستی سیاستمداران کشور بود، با این حال نضج و رشد فرهنگ وابستگی به غرب در دانشگاه ها، متقابلاً موجب تقویت نظام وابستة شاهنشاهی و تحکیم ارکان آن می "ردید. در واقع نقشی که دانشگاه ها در جهت وابسته نمودن کشور به بیگانگان داشتند، نقشی بود که از سایر اقشار و گروه های اجتماعی به سادگی برنمی آید. به همین جهت بود که حضرت امام خمینی(ره) می فرمودند: «مردم بازار نمی توانند ما را بکشند به دامن شوروی یا آمریکا، مردمی که دهقان هستند نمی توانند ما را بکشند به دامن این و آنع مردمی که در کارخانه ها هستند نمی توانند این کار را بکنند... آن که می تواند ما را وابسته کند و در دامن آمریکا و شوروی بکشد، دانشگاه است. برای این کار این که همه چیز ما در دانشگاه است. همت کنید باهم دانشگاه را اصلاح کنیم(٢). » حضرت امام0ره) نسبت استقلال دانشگاه اهمیت خاصی قائل بودند و از اولین روزهای پیروزی انقلاب در سخنان خود آن را مورد اشاره و تأکید قرار دادند. از جمله در سخنرانی مورخ 27 بهمن 1357 خود که تنها پنج روز از پیروزی انقلاب گذشته بود، با اشاره به ترس رژیم پهلوی از استقلال دانشگاه ها فرمودند: «... اینها دانشگاه ها را با هر قدرتی که داشتند عقب نگه می داشتند. نمی گذاشتند که اساتید ما درست بچه های ما را تعلیم کنند، نمی گذاشتند که بچه ها تعلیماتشان درست بشود. این هم برای این بود که می دیدند که اگر چنانچه دانشگاه به طور صحیح عمل کند، مستقل باشد، بعد که این جوان ها از دانشگاه بیرون بیایند، ضداستعمار بیرون می آیند. این هم یک نقشه ای بود که اینها کشیده بودند(٣). » همچنین در سخنرانی مورخ 1 اردیبهشت 1359 خود با اشاره به شدت خطر دانشگاه استعماری، فرمودند: «ما از حصر اقتصادی نمی ترسیم، ما از دانشگاهی می ترسیم که جوان های ما را آن طور تربیت کنند که خدمت غرب بکنند، ما از دانشگاهی می ترسیم که آن طور جوان های ما را تربیت کنند که خدمت به کمونیسم کنند(٤). » در جایی دیگر نیز می فرمایند: (٥) «ما با تخصص مخالف نیستیم، با علم مخالف نیستیم، با نوکری اجانب مخالفیم، ما می گوییم که تخصصی که ما را به دامن آمریکا بکشد یا انگلستان، یا به دامن شوروی و چین بکشد، این تخصص مهلک است، نه تخصص سازنده... تخصصی که در خدمت اجانب است ضررش از همه چیز بالاتر است. علمی که ما را بکشد به طرف آمریکا یا شوروی، آن علم، علم مضر است. آن علمی است که برای ملت ها هلاکت می آورد... ما می خواهیم یک دانشگاهی داشته باشیم و یک کشوری داشته باشیم که این وابستگی مغزی را که مقدم بر همه وابستگیهاست و خطرناکتر از همة وابستگی هاست، نجات بدهد. ما اساتید دانشگاهی را می خواهیم که آن اساتید بتوانند مغزهای جوانان ما را مستقل بار بیاورند، غربی نباشند، شرقی نباشند، رو به غرب نایستند، آتاتورک نباشند و تقی زاده هم نباشند. ما می خواهیم یک دانشگاهی داشته باشیم که بعد از چند سال دیگر تمام حوائج خودمان را، خودمان تحصیل کنیم(٦). » در عرصه فرهنگی و دینی، مهم ترین حوزه ای که رژیم پهلوی تلاش می کرد در دانشگاه ها سست و متزلزل کند، اعتقادات و باورهای دینی بود. رژیم پهلوی سیاست غیردینی کردن دانشگاه ها و سست نمودن اعتقادات و باورهای دینی را در بین اساتید و دانشجویان در دستور کار خود قرار داده بود. رژیم پهلوی مایل بود اساتید و دانشجویان با پشت پا زدن به افکار و اندیشة دینی و غیرت و تعصبات مذهبی، مرام لائیک و بی قیدی را پیشه خود ساخته و دنباله رو فرهنگ غربی باشند. در این مورد حضرت امام خمینی(ره) در وصیت نامه خویش می فرمایند: «از امور بسیار بااهمیت و سرنوشت ساز مسأله مراکز تعلیم و تربیت از کودکستان ها تا دانشگاه ها است... باید ملت غارت شده بدانند که در نیم قرن اخیر آن چه به ایران و اسلام ضربه مهلک زده است، قسمت عمده اش از دانشگاه ها بوده است. اگر دانشگاه ها و مراکز تعلیم و تربیت دیگر، با برنامه های اسلامی و ملی در راه منافع کشور به تعلیم و تهذیب و تربیت کودکان و نوجوانان و جوانان جریان داشتند، هرگز میهن ما در حلقوم انگستان و پس از آن آمریکا و شوروی فرو نمی رفت و هرگز قراردادی خانه خراب کن بر ملت محروم غارت زده تحمیل نمی شد و هرگز پای مستشاران خارجی به ایران باز نمی شد و هرگز ذخائر ایران و طلای سیاه این ملت رنج دیده در جیب قدرت های شیطانی ریخته نمی شد و هرگز دودمان پهلوی و وابسته های به آنع اموال ملت را نمی توانستند به غارت ببرند و صرف عیاشی و هرزگی خود و بستگان خود نمایند. اگر مجل و دولت و قوة قضاییه و سایر ارگان ها از دانشگاه های اسلامی و ملی سرچشمه می گرفت، ملت ما امروز گرفتار مشکلات خانه برانداز نبود و اگر شخصیت های پاکدامن با گرایش اسلامی و ملی به معنای صحیحش، نه آن چه که امروز در مقابل اسلام عرض اندام می کند، از دانشگاه ها به مراکز قوای سه گانه راه می یافت، امروز ما، غیر امروز و میهن ما، غیر این میهن و محرومان ما از قید محرومیت رها و بساط ظلم و ستمشاهی و مراکز فحشا و اعتیاد و عشرتکده ها که هر یک برای تباه نمودن نسل جوان فعال ارزنده کافی بود، در هم پیچیده و این ارث کشور بر باد ده و انسان برانداز به ملت نرسیده بود و دانشگاه ها اگر اسلامی انسانی ملی بود می توانست صدها و هزارها مدرس (شهید سید حسن مدرس) به جامعه تحویل دهد(٧). » علاوه بر اعتقادات دینی، در حوزه عمل به موازین اسلامی و رعایت اصول اخلاقی و ارزشی نیز، رژیم پهلوی فضای حاکم بر دانشگاه ها را همانند فضای عمومی جامعه، به فساد و تباهی کشانده بود. نه تنها حجاب از سوی بخش عظیمی از دانشجویان دختر و اساتید زن رعایت نمی شد، بلکه پوشش نامناسب و مستهجن دختران و اختلاط و روابط بی قید و بند آن ها با مردان، چنان فضای فاسدی را به وجود آورده بود که هم دانشجویان پسر و هم اساتید مرد را به تباهی و فساد اخلاقی می کشاند. حجم و گستردگی فساد و حاکمیت فرهنگ بی بندوباری و فقدان غیرت و تعصب دینی، موجب شده بود که فضای مسموم بر محیط دانشگاه حاکم شده و عرصه بر افراد متدین و مذهبی تنگ گردد. با وجود چنین جوی، دیگر لازم نبود رژیم خود مستقیماً به جنگ مظاهر ارزشی برود و مثلاً جلو نماز خواندن و محجبه شدن دختران را بگیرد و فضای آلوده، به اندازة کافی عرصه را بر چنین گرایشاتی تنگ می کرد. اما از آن جا که به هر حال عده ای از دانشجویان دختر و پسر، متدین و مذهبی بودند رژیم تحمل آن ها را نداشت، در سال 1356 رژیم پهلوی تصمیم گرفت از ورود دختران دانشجوی چادری به محوطه دانشگاه جلوگیری کند، اما این طرح چند روزی بیشتر دوام نیاورده و رژیم عقب نشینی کرد. با پیروزی انقلاب اسلامی در سال بعد، به همه ي این مفاسد و بی بندوباری ها پایان داده شد و رژیم فاسد پهلوی برای همیشه از صحنه روزگار حذف گردید. به برکت انقلاب اسلامی، اعتقادات و باورهای دینی در بخش عظیمی از دانشجویان ظهور و بروز کرده و فضای اسلامی و سالمی بر محیط دانشگاه ها حاکم گردید. نه تنها حجاب اسلامی در حد ضرورت خود از سوی بخش عظیمی از دختران دانشجو، آن هم از روی میل و اختیار رعایت گردید، بلکه قشر قابل توجهی از دختران دانشجو، حجاب برتر یعنی چادر را به عنوان حجاب برای خویش برگزیدند. در زمینه عمل به سایر احکام و واجبات اسلام نیز تحولات چشمگیری در دانشگاه ها به وجود آمد. انجام فریضة نماز و روزهع توجه جدی به نماز جماعت، ادعیه و زیارات و نیز گرایش به سوی قرآن در زمینه های مختلف روخوانی، قرائت، حفظ، مفاهیم و تفسیر به شکل گسترده وق ابل توجهی در محیط دانشگاهی رواج یافت. اگر در رژیم گذشته فضای حاکم بر محیط دانشگاه در ایام مبارک رمضان، فضای روزه خواری و دهن کجی به ارزش های دینی بود، به فضایی معنوی و روحانی و پرهیز از تظاهر به روزه خواری تبدیل گردید. اوج تحولات معنوی و فرهنگی ایجاد شده در دانشجویان پس از انقلاب را می توان در ایثار و فداکاری های آنان در دوران دفاع مقدس مشاهده نمود که چگونه دانشجویانی که تا چند سال پیش در چنان فضای آلوده ای به دور از مفاهیم معنوی و اخلاقی سرگرم تعلقات دنیایی بودند، دست از آن ها برداشته و با ایثار جان خویش در راه دفاع از دین و مملکت گام برداشتند. حضور داوطلبانه ده ها هزار دنشجو از سراسر کشور در صحنه های دفاع مقدس و تقدیم هزاران شهید، جانباز و آزاده، نما و جلوه ای از تحولات فرهنگی ایجاد شده در عرصه دانشگاه های کشور می باشد. برای تکمیل این تحولات و نهادینه شدن آن ها، از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، ایجاد اصلاحات لازم در دانشگاه ها و تبدیل آن به دانشگاهی اسلامی از مسائل مهمی بود که در دستور کار مسؤولین بلندپایه نظام قرار داشت. در این رابطه حضرت امام خمینی(ره) در سخنرانی خود برای جمعی از دانشجویان در تاریخ 1 اردیبهشت 1359 فرمودند: «ما که می گوییم دانشگاه باید از بنیان تغییر بکند و تغییرات بنیادی داشته باشد و اسلامی باشد، نه این است که فقط علوم اسلامی را در آن جا تدریس کنند... ما می گوییم که دانشگاه های ما مانع از ترقی فرزندان این آب و خاک است... ما می گوییم که جوان های ما اگر علم هم پیدا کردند تربیت ندارند. مربا به تربیت اسلامی نیستند... و لهذا آن چیزی که از دانشگاه های ما بیرون آمده است یک انسان متعهد، یک شخصی که برای مملکت خودش دلسوز باشد و تمام نظرش به این نباشد که منافع خودش را به دست بیاورد، ما نداریم... می خواهیم بگوییم که دانشگاه های ما باید در احتیاجاتی که ملت دارند در خدمت ملت باشد نه در خدمت اجانب(٨). » در همین راستا و در جهت ایجاد بسترهای لازم برای ایجاد تحولات فرهنگی لازم در دانشگاه ها، نهادها و سازمان هایی نیز تشکیل شدند که با فعالیت خویش به این روند کمک شایانی نمودند. تشکیل انجمن های اسلامی دانشجویی، تشکیل بسیج دانشجویی، تأسیس جهاد دانشگاهی و نیز نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه ها از جمله این موارد می باشد. هر کدام از این نهادها با فعالیت های فرهنگی گوناگون خویش در جهت ایجاد بسترهای لازم برای تحقق اصلاحات و تحولات معنوی و دنیوی در عرصه دانشگاه ها، گام های مهم و قابل توجهی برداشتند. پی نوشت: ١-در جستجوی راه از کلام امام، دفتر بیست و یکم، ص ٢٠. ٢- در جستجوی راه از کلام امام، دفتر بیست و یکم، ص ٢٤. ٣- کوثر( مجموعه سخنرانیهای حضرت امام خمینی ره، جلد ٣، ص ٣٨٤. ٤- آیین انقلاب اسلامی، گزیده ای اندیشه و آراء امام خمینی(ره)، ص ٢٤٩. ٥- سخنرانی مورخ ٤/٣/١٣٦٠. ٦- در جستجوی راه از کلام امام، دفتر بیست و یکم، ص ٢٢٦. ٧- وصیت نامه سیاسی- الهی امام خمینی(ره)، ص ٤٣. ٨- آئین انقلاب اسلامی، گزیده ای از اندیشه و آراء امام خمینی(ره)، ص ٢٤٥. * منبع: کتاب ٩٢ دستاورد انقلاب اسلامی ایران، ص ٢٤٦.