Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 146649
تاریخ انتشار : 26 اردیبهشت 1389 0:0
تعداد مشاهدات : 181

انقلاب اسلامي شاهكار امام خميني (ره)

روزنامه کیهان
انقلاب شكوهمند اسلامي ايران به رهبري فقيه فرهيخته زمان حضرت امام خميني (ره) تحولي بزرگ و فراگير درعرصه جهاني و درپـايان هزاره دوم ميلادي پـديد آورد به گونه اي كه نگاه و نگرشي جديد نسبت به جهان و انسان و مناسبات گوناگون بشري درعرصه سياسي و اجتماعي فرهنگي داشت. چه اينكه انقلاب صنعتي مغرب زمين با رويكرد نفي كاركرد سياسي و اجتماعي دينداري و انكارنقش و تاثير كارآمد آن درحوزه زندگي خود را از حيث نظر و عمل محدود به دنياي ملموس و محسوس توجيه نمود و درنتيجه نسبت گرايي فلسفي مبناي معرفت شناسي و سكولاريسم و ليبراليسم اساس مناسبات اجتماعي و اقتصادي و اومانيسم تكيه گاه انسان شناسي در فرهنگ مغرب زمين گرديد. نظام سرمايه داري غرب كه براساس دنياگرايي و انسان محوري شكل به انكار هرگونه تاثيرخارج از اراده انسان همت گماشت و دين و معنويت را از حوزه زندگي اجتماعي انسان مطرود ساخت. نگرشي كه دين را مربوط به گذشته و دوران سنت قلمداد مي كرد و آن را افيون توده ها و ملت ها برمي شمرد و بر ارتجاعي بودن دين تاكيد داشت و ناتواني و سستي آن را در رابطه با انسان تبليغ مي نمود. درچنين شرايطي كه فضاي غالب جهاني با چنين تفكري سيطره يافته بود فرياد حق طلبانه ملت مسلمان و غيور ايران به رهبري مرجعيت ديني و زعامت اين مرد الهي، التهابي سخت بر اين فضا و تفكر سيطره يافته بوجود آورد و دنيا را متوجه عظمت حركت و تفكري شگرف نمود. پيروزي اين جنبش بزرگ اسلامي كه از عمق اعتقادات ديني ملتي مسلمان، آرمانگرا و تكامل پو سرچشمه مي گرفت بار ديگر اين حقيقت را آشكار ساخت كه ايمان و اعتقاد ديني و برترين سكوي حركت انسان به سوي رهايي و آزادي و عدالت خواهي است به گونه اي كه پايان عصر بيستم عصر دين و دينداري لقب گرفت. در واقع حقيقتي كه زمينه هاي تشكيل دولت انتظار كه هدف والاي پيامبر و ائمه هدي نيز بود و جريان تشيع سالها در رسيدن به آن مبارزه مي كرد آن هم درعصري كه به فراموشي و نشدني اين تفكر در بين تفكرات و ايده هاي جهاني تبديل گرديده بود بوجود آورد. انقلاب شكوهمند اسلامي شاهكار اين مرد الهي برجهانيان ثابت كرد نه تنها دين افيون ملت ها نيست بلكه پيوند ناگسستني با روح و روان بشر داشته و همواره مي تواند بزرگترين حماسه ها را بيافريند به گونه اي كه قدرت آفريني و اثرگذاري انقلاب اسلامي درجهان اسلام موجي از بيداري و خيزش در ميان مسلمانان بوجود آورد و درعرصه سياست جهاني رقيبي جدي براي استكبار جهاني محسوب گرديد. در واقع حضرت امام با پشتوانه عظيم فكري و اعتقادي، نگاهي ديگر نسبت به جهان، انسان ومناسبات اجتماعي و سياسي بوجود آورد كه اين حركت به استقرار نظام جمهوري اسلامي ايران منجر گرديد و انديشه ديني واعتقاد اسلامي را احيا نمود و از پيرايه ها و انديشه هاي انحرافي و انزواي سياسي واجتماعي رهايي بخشيد. برهمين اساس استكبار جهاني از ابتداي تشكيل انقلاب اسلامي تاكنون با استفاده از روش ها و شيوه هاي مختلف، درصدد مقابله با اين جريان و حركت فكري برآمد تا با استفاده از حربه هاي مختلف، با القاء ناكارآمدي نظام اسلامي و عدم توانايي براي رفع مشكلات اين جريان و تفكر الهي و مردمي را كه بعنوان بسترساز حكومت عدل الهي و ادامه جريان تحقق ولايت بر زمين مطرح مي باشد ناكام معرفي نمايد. از اين رو از جمله دلايل بسياري از جوسازي هاي سياسي و رواني آمريكا و كشورهاي غربي در تحميل جنگ8 ساله، ايجاد ناتوي فرهنگي، راه اندازي پروژه ايران هراسي، پيگيري جنگ نرم و ديگر اقدامات غيردموكراتيك و غيرانساني قابل برآورد است كه با گسترش موج آزادي خواهي و استقلال طلبي با صدور انقلاب اسلامي ايران در كشورهاي مختلف جهان و كشورهاي فرامنطقه اي آفريقا، آمريكاي لاتين و... ناكامي آمريكا و صهيونيزم بين الملل در راه ادامه سياستهاي ايران ستيزانه خود بدنبال داشته است و همين مسئله حقيقت و پويايي جرياني كه براساس آرمان هاي اسلامي، انقلابي و مردمي شكل گرفته است را آشكار مي سازد. از اين رو از همان ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي از مهمترين دغدغه ها و نگراني هاي حضرت امام حفظ اين حركت الهي كه همان اسلام و انقلاب بود مي توان اشاره نمود بطوريكه ايشان در اين باره مي فرمايند: «مبادا اين سرمايه عظيمي كه محصول سالها تجربه و تلاش در عسرتها و فراز نشيب ها بوده است، در مسير زندگي روزمره به فراموشي سپرده شود.» ايشان بعنوان معمار انقلاب اسلامي هميشه بر اين نكته توجه داشتند كه «بايد همه ايران اين توجه را داشته باشد. و به خصوص آنجاهايي كه در معرض اين است كه خداي نخواسته يك آسيبي ببيند نهضت» (صحيفه امام ج11 ص363) برهمين اساس از مهمترين تأكيد حضرت امام در مراقبت و استمرار اين حركت و خيزش مردمي كه در رويارويي با تهديدات فرا روي نظام اسلامي كه در هر دوره از عمر انقلاب نيز قابل بهره برداري است به موارد زير مي توان اشاره نمود كه گوياي جهان بيني وسيع و آينده نگري در كلام اين بزرگ مرد تاريخ كه همچون نسخه و دواي هر دردي در ادامه حيات انقلاب كارگشا خواهد بود. توطئه ها و لزوم بيداري و حفظ هوشياري از مهمترين موضوعاتي كه حضرت امام اين معماركبير نظام هميشه بر آن تأكيد داشته اند «لزوم بيداري و حفظ هوشياري» در شرايط تهديد و توطئه كه با روش هاي مختلف در طول حيات انقلاب اسلامي شكل گرفته است مي توان اشاره نمود. موضوعي كه مقام معظم رهبري نيز بعنوان ادامه دهنده راه اين مرد الهي بعنوان بصيرت و بيداري مردم و نخبگان در شرايط فتنه بارها بر اهتمام بر آن تأكيد نمودند. از اين رو حضرت امام در خصوص ايجاد توطئه و فتنه ها در مسير انقلاب و القاء ناكارآمدي نظام لزوم بيداري و هوشياري را مهمترين عامل در حفظ اين جريان معرفي مي نمايند: «از مشكلاتي كه ما مواجه هستيم، همين استفاده توطئه گرهاست از احساسات جوانهاست. اين توطئه گرها كه ديدند شكست خورده اند و نمي توانند با ملت ما به مبارزه برخيزند، براي اينكه ملت يكپارچه در مقابل آن قدرتهاي بزرگ ايستاد و پيش برد، حالا در صدد اين برآمدند كه از اين احساسات پاك جوانهاي ما استفاده هايي به نفع خودشان بكنند و جوان هاي ما غافل از اين هستند. از جمله استفاده هايي كه اينها مي خواهند بكنند اين است كه: «اين تحولي كه حاصل شد، اين انقلابي كه شد، اينهم چيزي نشد». اين درسطح كشور با تبليغاتي كه آنها دارند، منتشر مي كنند و مقصد آنها اين است جوان هاي ما را از آن راهي كه رفتند مأيوس كنند». (صحيفه امام، ج10، ص515) «شما هوشيار باشيد كه بسياري از اين اشخاص كه بين مردم افتادند و تبليغات سوء مي كنند و مي خواهند كه نهضت ما را به شكست برسانند. شما دوستان، برادران من آگاه و بيدار باشيد و نگذاريد اخلال گران بين شما رخنه كنند؛ اينها عمال اجانب هستند، اينها بنا دارند كه باز مسائل را به سالهاي قبل برگردانند، اينها به نظر من مي آيد كه عمال آمريكا هستند و مي خواهند كه همان مسائل را، همان چپاولگري را، همان سلب آزادي و سلب استقلال را دوباره به ايران برگردانند. اگر شما دوستان و همه اقشار ملت بيدار نباشيد، من خوف دارم كه خداي نخواسته به شكست برگرديم. (صحيفه امام ج7 ص17-16) «مي خواهند نهضت را از طريق خودش منحرف كنند مي خواهند شما را سرگرم كنند به مسائل ديگري غير از مسائل اساسي... اين را من، من باب اتفاق نمي دانم، اهانت به بعضي احكام اسلام و اهانت به من و شكايت متعدد از اموري كه در كشور مي گذرد من باب اتفاق نيست، نقشه است توطئه است. نقشه براي اينكه شما را از راه مستقيمي كه داريد، از اين نهضتي كه داريد، منحرف كنند و به امور ديگر غير از اين مهم منصرف كنند. ملت ايران بايد با هوشياري اين توطئه ها را خنثي كنند. دراين روزها اجتماعاتي مي شود ازطرق مختلفه مي خواهند ايجاد نفاق كنند، ايجاد هياهو كنند. ملت بايد با كمال خونسردي اين توطئه ها را و اين شيطنت ها را خنثي كند. اگر شما سرگرم كارهاي ديگر بشويد، اگر راجع به مسائل تفرقه افكن، توجه كنيد. از مسائل اصلي باز مي مانيد.» (صحيفه امام، ج9، ص: 67) «بايد دراين وقتي كه از همه اوقات براي ايران حساس تر است، علماي ايران و ساير اقشار، جوانان محترم، دانشگاهها، دانشجوها، طلاب علوم دينيه، بازاريها، ساير اقشار، دهقان، كارگر توجه داشته باشند به اينكه شياطين در كمينند. و اگر خداي نخواسته غفلت بشود و اين ريشه هاي پوسيده باز رشد كنند بين جامعه، زحمت ها هدر مي رود. الان چيزي نيستند لكن هوشياري نباشد اگر جلوگيري نشود، ممكن است كه رشد كنند.» (صحيفه امام، ج7، ص:540) حراست از جايگاه ولايت فقيه و رهبري ديدگاه امام خميني(ره) درباره نقش و جايگاه ولايت فقيه بعنوان راز ماندگاري اين حركت الهي و مردمي كه در پايان قرن بيستم در رويارويي با تفكرات كمونيستي و ليبراليسمي پا به عرصه ظهور نهاد بيش از پيش حائز اهميت است؛ چرا كه در برابر دسيسه و توطئه هاي گوناگوني كه در طول گذشت اين سه دهه از عمر انقلاب به چشم مي خورد بيشترين نقش و تاثير را در دفع و خنثي سازي اين توطئه ها برعهده داشته است؛ بنحوي كه نظريه پرداز آمريكايي «فوكوياما» راز ماندگاري و اوج پرواز فرهنگ شيعه را وجود عنصر ولايت دانسته و هرگونه اقدام، ضربه به اين فرهنگ و از بين بردن اين جريان در حال اوج را ضربه به اصل ولايت و كمرنگ كردن ولايت مداري در مردم دانسته است. چرا كه نقش رهبري و ولايت فقيه مؤثرترين عامل در مديريت چالش ها و نابساماني ها به حساب مي آيد. به طوريكه وجود جايگاه رهبري باعث خنثي شدن توطئه هاي طراحي شده عليه نظام اسلامي بوده است؛جرياني كه در طول تاريخ ايران نيز از سوي مرجعيت شيعه در قبال اقدامات و قراردادهاي ننگين حكمرانان بي لياقت با دول استعماري بارها به چشم خورده است. به گونه اي كه در برابر هرگونه تجاوز و چپاول صداي اعتراض به استعمار از سوي مرجعيت شنيده مي شود و دست ولايت درآن ديده مي شود؛ مانند امتياز تنباكو و ديگر قراردادهاي ننگين عليه منافع كشور. لذا مي بينيد حضرت امام با آگاهي، بصيرت و روشن بيني الهي خود بهترين اصل در اصول قانون اساسي را اصل ولايت فقيه دانسته اند و دراين باره مي فرمايند: پشتيبان ولايت فقيه باشيد به تا مملكت شما آسيبي نرسد، و درجايي ديگر مي فرمايند:«... من به همه ملت، به همه قواي انتظامي اطمينان مي دهم كه امر دولت اسلامي اگر با نظارت فقيه و ولايت فقيه باشد،آسيبي بر اين مملكت وارد نخواهد شد». حفاظت وصيانت از اسلام با مطالعه در سيره عملي و نظري امام از ديگر توصيه هاي اين مرد الهي درخصوص پايداري و استمرار اين حركت صيانت از اسلاميت نظام است. موضوعي كه به عنوان شعار اسلامي اين جريان و خيزش مردمي در رويارويي با تفكرات و انديشه هاي ليبراليسم و كمونيسم باعث حضور تفكر وانديشه اي جديد در ميدان رقابت براي سعادت و كمال انساني مطرح گرديد. در انديشه ايشان يكي از اركان اساسي مشروعيت نظام، اسلامي بودن است. لذا چه پيش از برقراري جمهوري اسلامي و چه بعد از آن همواره اسلاميت آن را بعنوان قوام و پايداري اين حركت عنوان نموده اند و بر حفظ وصيانت و حراست از اسلام اهتمام ورزيده اند و هدف از همه دشمني ها را نيز دشمني با اسلام دانسته اند... «شما مي دانيد كه اين نهضت با قدرت اسلامي و با قوت ايمان پيش برد؛ و گرنه ما در مقابل آنها چيزي نداشتيم و آنها همه چيز داشتند. ما قدرت ايماني داشتيم شما جوانها با قدرت ايمان اين نهضت را تا اينجا آورديد به پيروزي رسانديد. اين قدرت ايمان را حفظ كنيد. اين نهضت را باقوه اسلام و با توجه به اسلام حفظ كنيد و به پيش ببريد. اگر خداي نخواسته به اينجا كه ما آمديم سستي پيش بيايد، يا تفرقه پيش بيايد، يا مخالفت هاي قشرها پيش بيايد، خوف آن است كه دشمن ها با هم متحد بشوند و برما غلبه كنند. آن وقت است كه باز اسلام را كنار مي زنند و بر ما حكومت مي كنند؛ همان حكومت جابرانه. ليكن اگر اين ايمان را حفظ كنيد و اين وحدت را، همه با هم باشيم وهمه به سوي اسلام باشيد، هيچ قدرتي به شما پيروز نخواهد شد. (صحيفه امام، ج 9، ص: 222) «من هيچ خوفي از جنگ ندارم و شما هم نداريد و ملت ما هم ندارند، لكن آن خوفي كه هست كه من براي شما كه مي خواهيد افسر باشيد و درجبهه ها برويد و با كفار جنگ كنيد بايد تذكر بدهم ]اين است[ كه نقشه هاي حساب شده دركار است براي شكستن اسلام. مقصد اصيل اين است كه اينها چون از اسلام سيلي خورده اند و با قدرت الله اكبر آنها را از ايران بيرون كرده اند و دست چپاولگرها را كوتاه كرده اند. لهذا دشمن اصلي اسلام است، نه ارتش است، نه روحانيت است و نه جمهوري اسلام و نه حكومت اسلامي و نه آنهايي كه در راه اسلام دارند فداكاري مي كنند. دشمن اصلي اينها نيستند، دشمن اصلي اسلام منتها با يك نقشه حساب شده دارند پيشروي مي كنند (صحيفه امام، ج 13، ص: 347-345) «اينك كه به توفيق و تاييد خداوند، جمهوري اسلامي با دست تواناي ملت متعهد پايه ريزي شده و آنچه در اين حكومت اسلامي مطرح است اسلام و احكام مترقي آن است، بر ملت عظيم الشان ايران است كه در تحقق محتواي آن به جميع ابعاد و حفظ و حراست آن بكوشند كه حفظ اسلام در رأس تمام واجبات است» برخورداري از پايگاه قوي مردمي حضرت امام (ره) در تداوم حركت انقلابي برخورداري از پايگاه مردمي و حمايت آنان را كه همواره به دو ركن اسلاميت و جمهوري اشاره كرده اند و تخلف از آن را جايز ندانستند تاكيد داشته اند. مقام معظم رهبري نيز به شكل گيري حكومت اسلامي بر دو پايه الهي و مردمي (جمهوري اسلامي)تاكيد ورزيده اند. از ديدگاه حضرت امام (ره) «حكومت جمهوري اسلامي هم يك حكومت است مثل ساير حكومت ها ولكن قانونش قانون اسلامي است» از اين رو ايشان هميشه دغدغه مردم و آحاد جامعه را به عنوان پدر و رهبر جامعه داشته اند و طبق نص صريح قانون اساسي و تاكيد امام خميني (ره) اراده مردم در اداره امور جامعه بايد دخالت داشته باشد و بدون تكيه حكومت بر اراده و رأي مردم مشروعيت حكومت مورد تأمل خواهد بود. «جلب نظر مردم اموري است كه لازم است، پيغمبر اكرم جلب نظر مردم را مي كرد. دنبال اين بود كه مردم را جلب كند، دنبال اين بود كه مردم را توجه بدهد به حق. شما هم بايد دنبال همين معنا باشيد، دولت بايد دنبال همين معنا باشد، ارتش بايد همين معنا را داشته باشد، پاسدارها بايد همين طور باشند... اين را بايد، اين پشتوانه را بايد حفظش بكنيد. اگر اين پشتوانه خداي نخواسته، يك وقتي از دست ما برود همه ما از بين خواهيم رفت و اسلام هم دستخوش باز يك مسائل ديگر مي شود» (صحيفه امام، ج 17، ص: 252-251) از اين رو ايشان در تداوم حركت انقلاب همواره مردم را ذي حق دانسته و مسئولان را نسبت به اداي حقوق مردم سفارش نموده اند كه مهمترين اين موارد شامل حق تعيين سرنوشت، آزادي اراده و انتخاب، تامين رفاه و آسايش مردم و اعتبار رأي اكثريت مردم مي توان اشاره نمود كه در اين باره مي فرمايند:«حكومت اسلامي ما متكي به آراي مردم خواهد بود». * منبع: روزنامه کیهان، چهارشنبه 12 خرداد 1389