Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 147639
تاریخ انتشار : 23 خرداد 1389 0:0
تعداد مشاهدات : 169

عصر شکوفایی - 36

مقایسۀ قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در بیانات مقام معظم رهبری
مقایسۀ قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در بیانات مقام معظم رهبری *اشاره : کتاب «عصر شکوفایی» به مناسبت سی امین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی آماده چاپ شده است. این کتاب به سفارش پایگاه اطلاع رسانی دستاوردهای انقلاب اسلامی و توسط حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای عبدالرحیم اباذری تحقیق و تدوین شده و انشاالله در دهۀ مجر امسال در ویترین کتاب فروشی ها جای خواهد گرفت. «عصر شکوفایی» شامل سه فصل با عناوین : ١ - نماد ستمشاهی ٢ - فجر شکوفایی ٣ - طلوع بالندگی می باشد که هر فصل دارای موضوعات مختلف است. مجموع محتوای این کتاب از بیانات مقام معظم رهبری استخراج شده است. پایگاه اطلاع رسانی دستاوردهای انقلاب اسلامی علاوه بر انتشار این کتاب، به ترتیب آن را در سایت اینترنتی نیز درج می کند. اینک خوانندگان گرامی را به مطالعۀ این مجموعه دعوت می کنیم. *فصل دوم : فجر پيروزى *نظام اسلامى پويا يك واقعيت شگفت‏آورى در انقلاب ما وجود دارد كه اين انقلاب را يك حالت استثنايى مى‏بخشد و آن اين است كه در قوانين علوم اجتماعى درباره انقلاب‏ها، مى‏گويند انقلاب‏ها همچنانى كه يك فرازى دارند، اوجى دارند، يك فرودى هم دارند؛ مثل سنگى كه شما پرتاب مى‏كنيد؛ تا وقتى كه قدرت بازوى شما پشت سر اين سنگ است، برخلاف جهت جاذبه زمين حركت مى‏كند؛ اما وقتى اين قدرت از جاذبه زمين كمتر شد، اين سنگ به سمت جاذبه طبيعى زمين برمى‏گردد. آن قوانين مى‏گويند تا وقتى شور و انگيزه انقلابى در مردم هست، انقلاب‏ها به سمت جلو حركت مى‏كنند، اوج مى‏گيرند، بعد هم بتدريج اين شور و هيجان و اين عاملِ حركت به پيش، كم مى‏شود و در مواردى تبديل به ضد خود مى‏شود؛ انقلاب‏ها سقوط مى‏كنند و برمى‏گردند پايين. انقلاب‏هاى بزرگ دنيا كه در تاريخ دويست سال اخير ما اينها را مى‏شناسيم، بنا بر همين تحليل، همه با آن نظريه قابل انطباق هستند؛ اما انقلاب اسلامى از اين تحليل جامعه‏شناختى بكلى مستثناست. در انقلاب اسلامى پادزهرِ فرود انقلاب در خود اين انقلاب گذاشته شده است. بارها عرض كرده‏ايم كه تجسم انقلاب در جمهورى اسلامى و در قانون اساسى جمهورى اسلامى است. نويسندگان قانون اساسى كه از نظر امام و مكتب امام درس گرفته بودند، در خود اين قانون عامل تداوم‏بخشِ انقلاب را گذاشته‏اند: پايبندى به مقررات اسلامى و مشروعيت بخشيدن به قانون، مشروط بر اين كه بر طبق اسلام باشد؛ و مساله رهبرى. من چند سال قبل در مقايسه بين نظام جمهورى اسلامى و نظام شوروى سابق - كه آمريكايى‏ها و غربى‏ها توانستند نظام شوروى را مضمحل كنند و طمع بسته بودند كه همان جريان را نسبت به انقلاب اسلامى انجام بدهند - گفتم كه تفاوت‏هاى اين دو نظام، تفاوت‏هايى است كه نمى‏تواند محكومِ يك قانون باشند. در نظام جمهورى اسلامى، اساس حركت بر پايبندى به مبانى است. آن چيزى كه به عنوان مبدا مشروعيت اين نظام محسوب مى‏شود، يعنى ولايت الهى كه منتقل مى‏شود به فقيه، مشروط است به پايبندى بر احكام الهى. آن كسى كه در رتبه رهبرى نشسته است، اگر نسبت به آرمان‏هاى اسلامى، نسبت به قوانين اسلامى از لحاظ نظرى يا عملى، بى‏قيد شود، از مشروعيت مى‏افتد و ديگر اطاعت او بر كسى واجب نيست، بلكه جايز نيست. اين، در خود قانون اساسى، يعنى در خود سند اصلى انقلاب، ثبت شده است. بنابراين، شما اگر امروز به امواج دشمنى و كينه‏ورزىِ دشمنان انقلاب اسلامى نگاه كنيد، مى‏بينيد كه مهم‏ترين آماج دشمنى آنها با همين دو سه اصلى است كه مربوط به اين عامل تضمين‏كننده و نگهدارنده انقلاب است. لذا اين انقلاب شكست‏خوردنى نيست؛ اين انقلاب فرود آمدنى نيست؛ اين انقلاب از سير و حركت خود باز نمى‏ايستد؛ چون جامعه ما يك جامعه مؤمن و دينى است و دين و ايمان اسلامى در اعماق دل مردم، از همه قشرها، نفوذ دارد؛ مردم به معناى حقيقى كلمه به دين معتقدند. بنابراين، آن چيزى كه جزو ارزش‏هاى دينى باشد، براى مردم معتبر است و حراست از آن كه در قانون آمده است، از نظر مردم يك وظيفه است. الان شما مشاهده مى‏كنيد كه شانزده سال بعد از رحلت امام و بيست‏وشش سال بعد از پيروزى انقلاب اسلامى، دولتى بر سر كار مى‏آيد كه شعار اصلىِ آن، پيروى از آرمان‏هاى اسلام و انقلاب و عدالت است و مردم هم رأى و دل و خواست و جهت حركتشان همين است. هر چند دشمنان، مخالفان و كينه‏ورزان بين‏المللىِ اين ملت و اين انقلاب و نظام جمهورى اسلامى درباره اين ملت جور ديگرى فكر مى‏كنند؛ اما ما مردم خودمان را مى‏شناسيم و اين مردم حقيقت خودشان، دل خودشان، جهت‏گيرى خودشان را كه همان جهت‏گيرى عميق اسلامى است، در انتخاب‏هاى خود و در حركت و شعارهاى خود به روشنى نشان مى‏دهند.1 كارى را كه اين ملت انجام داد، هيچ ملتى در طول تاريخ، با اين قدرت و با اين عظمت انجام نداده است. براى همين است كه شما امروز به هر كشور اسلامى كه قدم بگذاريد، خواهيد ديد برجستگان آن كشور، روشنفكران آن ملت، جوانان درس خوانده و تحصيل‏كرده آن ملت و مردان و زنان آگاه آن ملت، دلشان به ياد ملت ايران مى‏تپد. خودشان بر زبان مى‏آورند و مى‏گويند كه »ما ملت ايران را الگوى خود قرار داده‏ايم.« خيلى كسان از شما تقليد كردند. خيلى كسان راه شما را انتخاب كردند، و البته، همه توفيق شما را نداشتند.2 پی نوشت: 1 - بيانات مقام معظم رهبرى در سالگرد ارتحال امام خمينى‏قدس سره، 14 خرداد 1385 2 - بيانات مقام معظم رهبرى در صحن آستان قدس رضوى، 1 فروردين 1373 ادامه دارد...


دیدگاه

تازه ها

آخرین اخبار

پربازدیدترین ها

تبلیغات