Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 157721
تاریخ انتشار : 5 آبان 1390 0:0
تعداد مشاهدات : 539

آن روزها، این روزها (مطبوعات، رادیو و تلویزیون)- 4

مرتضی پایدار
مرتضی پایدار مقدمه ی مجموعه مقایسه می کنیم تا تغییر را نشان دهیم. رسیدن از جایی به جایی دیگر را. اما بعضی وقت ها مقایسه درست نیست. مثل مقایسه دو چیز که در یک راستا نیستند. درست که نیست، شاید ظالمانه هم باشد. قایسه ی وضعیت قبل و بعد از انقلاب در بسیاری جهات چنین است؛ به خصوص از جهات فرهنگی. حکومتی که شاهش بی سواد است، وزیرش دکتر حسابی را نصیحت می کند که به همان طبابت مشغول شود. دکتر می گوید من پزشک نیستم دکتر فیزیکم، می گوید فیزیک چیست، مسئول دیگرش ساختن دانشگاه را پا کردن در کفش غربی ها می داند و ساختنش را در ایران هفتاد سال زود می داند و مامور سانسورش از ناشر می خواهد کلمه ی رضا را در شعر حافظ حذف کنید که توهین به شاه کبیر است. جامعه ای که زن هایش حق سواد آموزی ندارند، بیش از هفتاد درصد مردمش بی سواداند و کتاب در آن به ندرت چاپ می شود. در این مجموعه اگر از آن روزها گفته ایم، هدفمان فقط مقایسه نبوده. برای این بوده که بدانیم چه کسانی ما را عقب نگه داشته بودند و تا کجاها؟ ما سراغ اقتصاد و سیاست نرفته ایم، به موضوعات فرهنگی و تحولاتی که در این سی سال در حوزه های فرهنگی اتفاق افتاده پرداخته ایم تا بدانیم تاکنون چه کرده ایم و به کجا رسیده ایم و برای رسیدن به آن جا که می خواهیم، تک تکمان، چه قدر باید تلاش کنیم تا اثرات فرهنگ تحمیلی دوره ی دو هزار و پانصد ساله ی شاهان را از میان برداریم. مقدمه سانسور و تبلیغات ضداخلاقی پررنگ ترین مفهوم در بررسی مطبوعات و رادیو تلویزیون سال های قبل از انقلاب بود. امام خمینی درباره ی وضعیت این رسانه ها پیش از انقلاب می گوید: « مقالاتی که مربوط به سرنوشت ملت بود امکان نداشت در روزنامه ها نوشته بشود یا در رادیوها خوانده بشود. مقالاتی که مخالف مسیر ملت بود، مخالف مصالح جامعه بود، رایج بود پافشاری داشتند به این که رادیو و تلویزیون و مجلات و روزنامه طوری باشند تا بتوانند دست به دست هم بدهند و این ملت را سرگرم کنند به این امور و همه ثروت های ما را ببرند.»(1) با پیروزی انقلاب اسلامی ایران مطبوعات توانستند برای اولین بار، گونه ای از آزادی را تجربه کنند که پیش از آن نبود. در آن دوران حتی مارکسیست ها هم فرصت یافتند حرفشان را در رسانه های جمعی و تلویزیون دولتی بزنند. کتاب حاضر روایتی است کوتاه از وضعیت مطبوعات و رادیو و تلویزیون در دوره پهلوی و روند رشد این رسانه ها پس از پیروزی انقلاب اسلامی. کوشیده ایم آن چه می گوییم مستند به گفته های فعالان رسانه ای پیش و پس از انقلاب باشد. ناگفته نماند در این مقایسه گذر زمان، پیشرفت تکنولوژی و رشد طبیعی را در نظر گرفته ایم. *روایت سرگذشت مطبوعات و رادیو تلویزیون پیش از انقلاب اسلامی آن روزها روزنامه سال ها قبل از رادیو تلویزیون در ایران متولد شد؛ سال 1215. روزنامه در دوره ی حکومت پهلوی ها آن قدر سابقه داشت که حکومتی ها راه و چاه کنترلش را خوب یاد بگیرند، برای همین خیلی ها چاپ یک مطلب انتقادی در روزنامه ها را معجزه می دانستند. تولد رادیو تقریبا همزمان با آغاز دوره ی پهلوی ها بود و تلویزیون قدری دیرتر وارد ایران شد؛ سال 1337. رادیو و تلویزیون در ایران از اول کاری به کار سیاست نداشتند و تبلیغات بازرگانی، شوها و موسیقی ها هم ضرری برای استقرار حکومت نداشتند که بخواهند کنترلشان کنند. آن چه از پی می آید مروری مختصر برسرگذشت مطبوعات و رادیو تلویزیون پیش از انقلاب اسلامی است. *کاغذ روزنامه و قیچی سانسور سرگذشت مطبوعات پیش از انقلاب هیچ نشریه ای در ایران مجوز انتشار نمی یافت، مگر آن که یا کاملا در اختیار دولت و حاکمان بود یا آن قدر تخصصی بود که مردم عوام چیزی از آن سر در نمی آوردند. هویدا، که 11 سال نخست وزیر محمدرضا بود و دو سال وزیر دربارش، روزی در دانشکده ی علوم ارتباطات گفت: اگر روزنامه ها درباره ی مسایل مهم مملکتی سکوت می کنند، تقصیر خودشان است. من به عنوان نخست وزیر اعلام می کنم تاکنون سانسوری وجود نداشته و اگر موانع جزئی به وجود آمده از این لحظه مطلقا مانعی نخواهد بود.(2) علی بهزادی، مدیر مسئول سیاه و سپید، می گوید: ما از این اتفاق خوشحال شده بودیم که یکی از دوستان خبر داد تلفن کرده اند حق ندارید یک کلمه از صحبت های نخست وزیر را چاپ کنید.(3) *از کاغذ اخبار تا پهلوی اولین روزنامه ی ایران، کاغذ اخبار، سال 1215 منتشر شد، اما انقلاب مشروطه فضای مناسبی برای رشد مطبوعات در ایران فراهم کرد. از سال 1215 تا 1281، فقط 51 عنوان نشریه منتشر شدند، ولی از 1281 تا 1285، در 4 سال، 17 روزنامه ی جدید انتشارشان را آغاز کردند و این روند ادامه یافت تا جایی که در سال 1285 حدود 98 نشریه در ایران منتشر می شد. این دوره ی کوتاه را باید دوره ای نامید که مطبوعات به صورت نسبتا آزاد در کشور فعالیت می کردند. بعد از به توپ بستن مجلس و در دوره ی استبداد صغیر، تعداد نشریات روز به روز کم تر شد تا آن جا که سال 1292 فقط 11 نشریه در کشور منتشر می شد. البته در خارج از ایران هم چند روزنامه ی تبعیدی فعالیت می کردند و با سختی وارد کشور می شدند.(4) *از پهلوی ها تا انقلاب روند کم شدن تعداد روزنامه ها و مجلات کشور تا پایان دوره ی قاجار ادامه یافت. پهلوی اول، رضا شاه، که سر کار آمد جو خفقان را تشدید کرد و کار را به جایی رساند که تقریبا هیچ مجله یا روزنامه ای در کشور منتشر نشود. زمان او حتی ایرانیان خارج از کشور هم روزنامه هایشان را تعطیل کردند. به جرات باید گفت دوره ی حکومت رضاشاه تلخ ترین دوران برای مطبوعات ایران بود؛ بسیاری روزنامه نگاران را خانه نشین کردند، زندان بردند یا به تبعید فرستادند. برخی را هم چون میرزاده ی عشقی، مدیر روزنامه ی قرن بیستم و مهم ترین مخاف شاه، کشتند. محمد صدر هاشمی، از محققین تاریخ مطبوعات ایران، درباره ی برخورد با مطبوعات در دوره ی رضاشاه می نویسد: «رفتار دولت و شهربانی نسبت به بعضی از مدیران جراید به اندازه ای خشن و سخت بود که عاقبت پس از تحمل رنج های فراوان در زندان جان داده و مدت ها کسی حق بردن نام آن ها را نداشت. از جمله این مدیران فرخی یزدی، مدیر روزنامه ی طوفان، بود. وی به مناسبت همین افکار مدت ها در زمان رضاشاه به وضع بدی در زندان به سر می برد و عاقبت هم با آمپول هوا در زندان جان داد و شهربانی، بدون آن که بگذارد کسی از مرگ او اطلاع حاصل کند، وی را به خاک سپرد.»(5) دکتر محمود افشار در زمینه ی دخالت های دولت در مطبوعات خاطره ی جالبی دارد: «شنیده بودم که مامور کم سوادی را برای سانسور جراید معین کرده اند. بی چاره از بی سوادی یک مرتبه این شعر حافظ را در روزنامه ای سانسور کرده بود که می گوید: «رضا به داده بده وز جبین گره بگشا / که بر من و تو در اختیار نگشوده است» با این اشتباه که کلمه ی رضا را اسم خاص فرض کرده و ترسیده بود به شاه، که اسمش رضا بود، بربخورد به حروف چین دستور داده بود به جای رضا اسم حسن را بگذارد.»(6) اما بالاخره رضاشاه قلدر با نامه ی کوتاه سفیر کبیر انگلیس در تهران برکنار و تبعید شد و پسرش محمدرضا را شاه ایران کردند. برکناری خفت بار شاه مستبد، خاطرات تلخ مردم از دوره ی استبداد او و پرهیز هرکه، حتی پسرش، از هر کاری که یادآور آن دوران خفقان باشد و کم سن و سالی و کم تجربگی شاه و دولت های ضعیف باعث شد تا بار دیگر در فضای نسبتا آزادی که ایجاد شده مطبوعات انتشارشان را از سر گیرند. در دوره ای که مردم، علما و روشن فکران برای ملی شدن نفت مبارزه می کردند و به خصوص دوره ی نخست وزیری دکتر مصدق، بار دیگر مطبوعات جان تازه گرفتند و کیفیت و کمیتشان رشد کرد. اما آن دوران هم خیلی طول نکشید و با کودتای 28 مرداد 1332 مطبوعات تعطیل شدند و تها یک روزنامه ی دولتی جای گزین همه ی آن ها شد. با شکل گیری ساواک، مدیران چاپ خانه ها و انتشاراتی ها موظف شدند نام تمامی کارکنانشان را به ساواک گزارش کنند و یک نسخه از هر چه می خواهند منتشر کنند، قبل از انتشار، به ساواک بفرستند. تا سال 39 که دکتر امینی نخست وزیر شد مطبوعات در رکود بودند. امینی کمی فضا را باز کرد، اما یک سال و چند ماه بیشتر دوام نیاورد و زمانی که علم نخست وزیر شد آن آزادی نیم بند هم از میان رفت. مسعود برزین، نویسنده ی کتاب سیری در مطبوعات ایران، می نویسد: «پس از حوادث 1332، در پرتوی شرایط جدید نوعی وحدت کلمه در حرکت سیاسی مطبوعات احساس می شد که نشان می داد محیط جدید چندان نیاز به تنوع و تعدد فراوان در ژورنالیزم سیاسی ندارد. طی 50 سال اخیر در هیچ دهه ای مانند سال های 1343 تا 1353 مطبوعات به دولت خدمت نکرده و در اشاعه ی نظرات و برنامه های آنان انجام وظیفه ننموده اند.»(7) دوره ی محمدرضا هم مثل دوران پدرش دوره ی تلخ کامی مطبوعات بود. دکتر فاطمی، مدیر روزنامه ی باختر امروز، را پس از کودتای 28 مرداد به خاطر مقالاتش به اعدام محکوم کردند. کریم پورشیرازی هم آن قدر در زندان محمدرضا پهلوی عذاب کشید که می گویند خودسوزی کرد. مطبوعات، درباره ی مطبوعات پیش از انقلاب اسلامی می نویسد: «در آن دوره، رژیم حاکم به شدت از انتشار نشریات مخالف جلوگیری می کرد و با هرگونه انتقادی برخورد جدی داشت و به سانسور منظم و مستقیم مطبوعات، شکنجه و زندانی و تبعید کردن مخالفان می پرداخت.»(8) در آن دوران حکومت تمام جزئیاتی را که مطبوعات می بایست در مطالبشان رعایت کنند مشخص می کرد. وزارت اطلاعات و جهانگردی به مطبوعات دستور می داد درباره ی چه مسایل و رویدادهایی نباید چیزی بنویسند و درباره ی چه مسایلی چه بنویسید. 18 فروردین 1356، که در پاکستان جمهوری اسلامی اعلام شد، دستور دادند: «خبر و همچنین گزارش مطالبی درباره ی این که بوتو حکومت شریعت اسلامی را قبول کرد، کاباره ها، میکده ها و کازینوها در پاکستان تعطیل شدند، در آینده ایدئولوژی اسلام در پاکستان حکومت خواهد کرد، به هیچ وجه در تفسیرها و خبرها نباید منعکس شود، حتی اگر از زبان بوتو باشد.»(9) کسی بود به نام محرمعلی خان که مجلات را یک روز قبل از انتشار و نخستین شماره ی هر روزنامه را که از چاپ خارج می شد به ساواک می برد و اجازه ی انتشار آن ها را می گرفت. بهزادی درباره ی محرمعلی خان می گوید: «محرمعلی خان مظهر یک دوره ی طولانی سانسور در کشور است. کسی نمی تواند درباره ی تاریخ مطبوعات معاصر ایران بنویسد و او را از قلم بیندازد. شروع کار وی از 1317 در اداره ی سانسور رضاشاه بود و تا 1354، که مُرد، ادامه داشت. بعد از سقوط رضاشاه در 1320 به مدت چند سال در کار او وقفه افتاد ولی باز از 1326 دوباره او در دفاتر مجله ها و چاپ خانه های روزنامه ها اگر به موردی بر می خورد مجبورمان می کرد مطلب را عوض کنیم یا جلوی انتشارش را می گرف. در حکومت 28 ماهه ی مصدق هم تقریبا او بی کار نبود ولی مطبوعاتی ها جلویش می ایستادند و بارها با عوامل او درگیر شده بودند. بعد از کودتا دیگر محرمعلی خان یکه تاز بود و کسی جرات نداشت حرفی بزند. زمان رزم آرا سانسور مطبوعات به طور همگانی انجام می شد. جاسوسان وی اگر مطلع می شدند مطلبی علیه وی و یا شاه نوشته شده است یا قبل از چاپ، یا بعد از چاپ و یا قبل از توزیع دستور توقیف می دادند. حتی مواردی بود که روزنامه یا مجله ای بعد از توزیع جمع آوری شد.»(10) سید حسین الهامی، فعال مطبوعاتی پیش از انقلاب، در زمینه ی سانسور در دوره ی شاه می نویسد: «یک بار یک مثنوی از خودم در آبان ماه 1355 در مجله ی اطلاعات هفتگی چاپ کردم با نام مثنوی هفتم، این شعر توقیف شد، مجله از چاپ در آمده بود و بین مردم منتشر شده بود. در آن زمان از طرف ساواک دو گونه فهرست برای مطبوعات فرستاده بودند. یکی عبارت بود از فهرست برای مطبوعات فرستاده بودند. یکی عبارت بود از فهرست نام های 24 نویسنده و شاعر و مترجم که ساواک آن ها را ممنوع القلم اعلام کرده بود و کسی حق نداشت حتی اسمی از آن ها ببرد، چه رسد به آن که اثری از آن ها چاپ کند. و دیگری فهرستی (می دانم باور کردنش برای شما سخت است) از تعدادی کلمه که گفته بودند وجود این کلمات، موجب ممنوعیت چاپ آن می شود. برخی از این کلمات عبارت بودند از: شهید، گل سرخ، جنگل، فردا، (با تغییراتی مثل فردای امید، فردای سپید، فردای بهتر) افق تاریک، فریاد، زخم، دلهره و ده ها کلمه و تعبیر دیگر.مثنوی من پر بود از این کلمات و تعبیرات. فردای روز انتشار مجله، وقتی به اداره آمدم دیدم مدیرمان نیست و دستیار فنیش، آقای انتظاری، رنگ پریده در گوشه ای افتاده است. به محض دیدن من گفت: کجایی که خانه خراب شدیم؟ تیمسار احسنی، مسئول مطبوعات ساواک، تلفن زد و درباره مثنوی تو پرس وجو می کرد. این مساله دو ماه اتلاف وقت، رفت و آمد و سوال و جواب در پی داشت. جالب، فقط گفت و گوی تلفنی من با تیمسار احسنی است که همان لحظه آقای انتظاری شماره ش را گرفت و گفت: الهامی این جاست و بعد گوشی را به من داد که با او حرف بزنم. درست نیم ساعت پشت تلفن بحث داشتیم. خیال نکنید دارم خودم را آدم شجاعی معرفی می کنم. نه، فقط موضوع این است که من در طول سال های سردبیری در مجله ی روشن فکر، سپید و سیاه و روزنامه ی اطلاعات، از این چیزها زیاد دیده بودم، خیلی وقت ها نشریه ام سانسور و توقیف یا صفحاتش زیر چاپ تعویض شده بود. از این تلفن ها زیاد داشتم و ترسم ریخته بود. تیمسار احسنی آن روز پشت تلفن به من گفت: با این که می دانستی این کلمات ممنوعه است، این چه شعری است که از خودت چاپ کرده ای؟ گفتم: اشکالش این است که دری وری است، سم پاشی است، بودار است. گفتم: اما تیمسار، من این شعر را دو سال قبل هم در مجله سپید و سیاه چاپ کرده ام، اگر اشکال دارد، چرا در همان موقع جلوی چاپش را نگرفتید یا پس از چاپ و انتشار، اعتراض نکردید که من امروز دیگر چاپش نکنم؟ به خدا قسم (می دانم باورکردنش سخت است اما) او همین حرف هایی را در جواب من گفت که الان می نویسم، گفت: ما آن موقع نمی فهمیدیم، شعر سرمان نمی شد و نمی دانستیم شما شاعرا چه چیزهایی توی این کلمات می ریزید و به خورد مردم می دهید. اما حالا فهمیده ایم. کم کم داریم از خودتان یاد می گیریم. چند نفر مثل خودتان شاعر را آورده ایم که از صبح تا شب شعرهای مجلات را می خوانند و سطر به سطر و کلمه به کلمه برای ما معنی می کنند، دیگر نمی توانید هر چه به قلمتان آمد چاپ کنید.»(11) از سال 1215 تا 1357، در بیش از یک و نیم قرن فعالیت مطبوعات، بیش از 4376 نشریه آغاز ب کار کردند که برخی فقط یک و برخی دو یا سه شماره منتشر شدند. کیهان و اطلاعات، دو روزنامه ی پرتیراژ آن دوران، را دو سناتور انتصابی شاه اداره می کردند. هر روزنامه ای که می خواست منتشر شود می بایست شاه را چهره ای محبوب می نمایاند و مخالفانش را متحجر و مانع پیشرفت. از دیگر ویژگی های بارز آن دوره فراوانی آگهی های بازرگانی با شکل و شمایل غربی در مطبوعات و رسانه ها بود. در دهه ی 50، بخش اعظم صفحات مطبوعات اختصاص داشت به ابتذال در تبلیغات تجاری و تبلیغ گسترده ی کاباره ها وشوهای موسیقی غربی. جلال آل احمد مطبوعات آن دوره را «رنگین نامه های تحریک کننده ی حیوانی ترین غرایز و خالی از حق و شعور و شوق» می نامید.(12) ویژگی بارز مطبوعات از سال 1342 تا 1356 را می توان سکوت نامید. مطبوعات غیرسیاسی و نوعی روزنامه نگاری حرفه ای تجاری برای حفظ منافع حکومت توصیف خوبی از این دوره به دست می دهد. مهدی بهشی پور برای معرفی مطبوعات سال های آخر حکومت پهلوی از کلمه ی تجارت قلم استفاده می کند.(13) *روی موج رادیو سرگذشت رادیو پیش از انقلاب اسلامی نخستین دستگاه بی سیم سال 1305 در ایران راه افتاد و اولین فرستنده ی رادیو سال 1319. البته پیش از آن، پیش از جنگ جهانی دوم، چند دستگاه رادیو وارد ایران کرده بودند و رادیو لندن، رادیو دهلی و رادیو برلین هم روزانه چند ساعت برنامه به زبان فارسی پخش می کردند. مهر سال 1313 دولت تصویب کرد استفاده از گیرنده ها مجوز دولتی لازم دارد، سال 1317 دولت سازمان پرورش افکار را تاسیس کرد تا رادیوی ملی ایران را راه اندازی کند. سازمان پرورش کمیسیون رادیو را موظف کرد از دست گاه بی سیم اخبار و موسیقی پخش کند. نخستین فرستنده های رادیویی ایران روز چهارم اردیبهشت سال 1319 با قدرت 20 کیلو وات در موج کوتاه و دو کیلو وات در موج متوسط آغاز به کار کرد. آن فرستنده ها روزانه 5 ساعت برنامه پخش می کردند و محل نصبشان در محل بی سیم قصر، وزارت فن آوری و ارتباطات کنونی در خیابان شریعتی، بود. رادیو در آغاز شب ها برنامه پخش می کرد و برنامه هایش را با پخش سرود ملی آغاز می کردند. بقیه ی زمان را هم موسیقی ایرانی و غربی پخش می کردند. در میدان های بزرگ تهران، قهوه خانه ها، هتل ها و برخی دیگر از اماکن عمومی بلندگوهایی بود که مردم رادیو را می شنیدند. سال 1327 ساختمان رادیو را در میدان ارگ تهران افتتاح کردند و نُه سال بعد، سال 1336، رادیو ایران را افتتاح کردند. رادیو ایران سال 1339 برنامه هایش را 24 ساعته کرد و تا آن سال چند فرستنده ی شهرستانی هم راه انداختند که هر کدام در روز چند ساعت برنامه پخش می کردند. سال 1340 بخش بین المللِ رادیو را تاسیس کردند تا به زبان های دیگر برنامه تولید و پخش کنند. سال 1350 بخش بین الملل رادیویی با نام صدای آشنا داشت که روزانه 6 ساعت برنامه پخش می کرد. *جعبه ی جادو در ایران سرگذشت تلویزیون پیش از انقلاب سال 1353 ایران رکورددار واردات برنامه های تلویزیونی در جهان بود. زمانی که تلویزیون ملی ایران موسیقی غربی، تبلیغات بازرگانی، فیلم های خارجی و سریال های داخلی را پخش می کرد تا کسی به موضوعات مهم تر فکر نکند. نخستین فرستنده ی تلویزیونی ایران مهر سال 1337 با قدرت 20 کیلووات در تهران راه اندازی شد تا روزانه 4 ساعت برنامه پخش کند. این فرستنده را شاه به تشویق حبیب الله ثابت، فرزند یکی از بازرگانان ثروتمند، بهایی و واردکننده ی پپسی کولا از آمریکا، راه انداخت. این ایستگاه تا 5 سال از پرداخت مالیات معاف بود و مهم ترین کارش تبلیغات بازرگانی برای گسترش بازار مصرف در ایران بود. خانواده ی ثابت که انحصار تلویزیون را در اختیار داشتند، تنها واردکننده ی گیرنده های تلویزیون هم بود. تلویزیون ایران اوایل هر روز، از ساعت 6 بعد از ظهر تا 10 شب برنامه داشت و هزینه هایش را از آگهی های تبلیغاتی تامین می کرد. شهریور سال 1338 دومین فرستنده را در آبادان راه انداختند که تعداد زیادی مستشار داشت و یک فرستنده ی تقویتی هم در اهواز بر پا کردند. تلویزیون ملی ایران را آبان سال 1345 افتتاح کردند. اواخر دهه ی 40 دولت تلویزیون خصوصی ایران را خرید و تلویزیون ایران دارای دو کانال شد. برنامه های تلویزیون ملی، کانال اول و برنامه هایی که از تلویزیون ایران سابق پخش می شد، کانال دوم نام گرفت. بعد از آن رژیم شاه سعی کرد با توسعه ی تلویزیون دیدگاه هایش را القا کند و افکار عمومی را به نفع خود هدایت کند. برنامه های تلویزیون ایران در آن زمان بیشتر سرگم کننده بودند تا آموزنده. بیشتر کارهای تولید برنامه و همه ی امور فنی هم در اختیار آمریکایی ها بود. و البته همه ی امکانات فنی تلویزیون در آن زمان یک استودیو، سه دوربین و دو دستگاه ضبط مغناطیسی بود. سازمان رادیو و تلویزیون ملی ایران حکومت پهلوی را حکومتی باشکوه معرفی می کرد که هدفش پیشرفت ایران است. رادیو و تلویزیون تمام رویدادهای خانواده ی سلطنتی، از جمله جشن های 2500 ساله را به طور کامل پوشش می داد. رژیم پهلوی میلیون ها تومان صرف توسعه ی سازمان رادیو و تلویزیون ملی ایران کرد تا با گسترش رسانه های مدرن جامعه ی سنتی ایران را به راهی ببرد که خود می پسندد، اما بخش های وسعی از کشور برق نداشتند تا از رادیو و تلویزیون استفاده کنند. نویسندگان، هنرمندان و کارکنان رادیو و تلویزیون همگی می بایست خود را با وضع موجود هماهنگ می کردند و کسی اجازه ی انتقاد نداشت. دکتر معتمدنژاد درباره ی عمل کرد رادیو و تلویزیون دوره ی پهلوی می گوید: «رادیو و تلویزیون زمانی می توانست کارنامه ی مثبتی ارائه دهد که علاوه بر تامین نیازهای فکری و محلی، قابلیت پاسخ گویی و مقابله ی همه جانبه با تحولات جهانی و هجوم فکری غرب را داشته باشد نه این که سیاستی را دنبال کند که به ترویج ارزش های غربی بینجامد. به دلیل تسلط کامل دولت بر تمام وسایل ارتباط جمعی و تعقیب سیاست ترویج فرهنگ بیگانه و همچنین کمبود امکانات به جای ساخت برنامه های داخلی، بخش اعظمی از برنامه های تلویزیون از کشورهای خارجی وارد و پخش می شد؛ در نتیجه تلویزیون به جای این که مردم را در انطباق با واقعیت های ملی یاری دهد حامل پیام هاو تصاویر دنیای خارج بود که به دلیل جذابیت ظاهری مخاطبان را به شدت تحت تاثیر قرار می داد. فیلم های سینمایی تلویزیونی خارجی و پیام های بازرگانی آنان به از خود بیگانگی فرهنگی مردم کمک کرد. با پخش اخبار نادرست و غیرواقعی، برنامه ریزان و دست اندرکاران تلویزیون سعی می کردند یک دنیای خیالی بسازند و جامعه را از واقعیت های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی دور نگه دارند. این سیاست علاوه بر تلویزیون در مطبوعات و تلویزیون و سینما هم دنبال می شد.»(14) تلویزیون ملی ایران آن زمان هر هفته حدود 30 ساعت فیلم خارجی پخش می کرد که تقریبا همه یا مبتذل بود یا سبک زندگی و تفریح غربی را تبلیغ می کرد. تحقیقی که اواخر سال 1356 انجام شد(15) مشخص کرد سهم سریال های خارجی 5/8 برابر سریال های ایرانی بوده، در حالی که شمار بینندگان سریال های ایرانی بسیار بیشتر از سریال های خارجی است. در آن سال ها موسیقی غربی از لحاظ میزان پخش جایگاهی بالاتر از موسیقی اصیل ایرانی داشت. در سال 1350، نسبت موسیقی (به جز شوهای تلویزیونی) به کل برنامه های تلویزیون 8 درصد بود که موسیقی غربی 5/2 برابر موسیقی ایرانی پخش می شد. روایت فرازو نشیب مطبوعات و رادیو تلویزیون در دوران انقلاب اسلامی *این روزها با آن که رسانه ها از مهم ترین عوامل پیروزی انقلاب ها، به خصوص در قرن بیستم، بودند، انقلاب اسلامی ما هیچ رسانه ی مدرنی چون روزنامه، رادیو و تلویزیون نداشت. اما پیروز که شد رسانه هایی را که تا چندی قبل در خدمت دشمنانش بود آزاد گذاشت و کنترلشان نکرد. انقلاب روزنامه ها، روزنامه نگاران، خبرنگاران، رادیو و تلویزیون را تقویت کرد تا بیشتر و بهتر درباره ی آزاد بنویسند. *رسانه، انقلاب اسلامی و رهبران مروری بر نقش رسانه های عمومی در پیروزی انقلاب و رسانه های عمومی از نگاه امام خمینی و رهبر کنونی انقلاب مسجدها قلب انقلاب ایران بودند، هر حرکتی از آن جا شروع می شد و حرف ها و پیام های امام از مسجد در رگ های انقلاب جاری می شد. امام خمینی رسانه هایی داشت که موثرتر از تمام رسانه های آن روز عمل می کردند؛ مثلا منبر ومنبریان در فضای مذهبی مردم خیلی تاثیرگذارتر از مطبوعات و رادیو تلویزیونی بودند که در اختیار شاه بود و مردم به آن بدبین بودند. با پیروزی انقلاب این رسانه ها هم دست انقلابی ها افتاد. دیدگاه های رهبران انقلاب می تواند بهترین راهنمایی توسعه ی رسانه ها باشد. جان دی استمپل در کتاب درون انقلاب ایران درباره ی ایران در سال 1357 می نویسد: «جنبه ی بی همتای انقلاب ایران این است که رابطه های انقلابی از طریق رسانه های گروهی مرسوم انجام نمی شد. نوار موعظه ها و سخن رانی های (امام) خمینی از محل اقامتش در عراق توسط شبکه ی مسجد به شهر مقدس قم، محل سکونت (امام) خمینی قبل از تبعید، برده می شد. نوارها از قم به شهرهای دیگر ارسال می گردید و تجار بازار صمیمانه به کار مهم تکثیر نوارها اقدام می کردند و آن ها را به اشخاص با ایمان می فروختند. در آغاز سال 1976(1354)، شبکه ی مسجد واسطه ها را حذف کرد. این نوارها و جزوه ها در مساجد دست به دست مردم می گشت. بسیاری از فعالیت ها تا اواخر 1977 (1356) که دیگر کاملا سازمان یافته شده بود، بدون سرو صدا پیش می رفت. در کشور 35 میلیونی ایران، تقریبا 80 تا 90 هزار مسجد و 180 تا 200 هزار روحانی وجود دارد. سریع ترین و مطمئن ترین راه برای رساندن پیام از شهری به رهبران شهر دیگر از طریق شبکه ی مسجد انجام می گرفت که توسط روحانیون رده بالا سازمان می یافت. در طول سال 1977 تظاهرات همزمان در شهرهای مختلف از همین راه با وسیله ی پیک و یا برقراری تماس های تلفنی مورد اطمینان هماهنگ می شدند.»(16) واقعیت این است که انقلاب اسلامی برای پیروزی از رسانه های مدرن بهره ی چندانی نبرد و رسانه های خودش را داشت. اعلامیه، تلگراف، تشییع جنازه ها، مناسبت های مذهبی، نوارکاست، منابر، اربعین ها، شعارهای آهنگین و دیوارنوشت ها رسانه های انقلاب بودند و موضع گیری رهبری انقلاب را به مردم منتقل می کردند و اخبار انقلاب را به گوش مردم می رساندند. انقلاب که به پیروزیش نزدیک شد، اول برخی روزنامه ها و مجلات با آن همراه شدند و بعد برخی کارکنان رادیو و تلویزیون. بعد از انقلاب امام بارها رسانه های جمعی را نصیحت کرد و از آن ها خواست با مردم هماهنگ باشند، از بیگانگان دوری کنند و آزادی های به دست آمده را پاس بدارند. ایشان در بیانیه ی نه ماده ایشان قبل از ترک تهران و رفتن به قم برای مطبوعات نوشتند: «در مطبوعات مطالب و مقالاتی درج می شود که برخلاف مسیر انقلاب اسلامی است»(17) و تذکر دادند: «من متأسفم که این امر و به آنان و جمیع رسانه های تبلیغاتی نصیحت می کنم که این جانبازی والای ملت بود که با اتکا به اسلام و قوّت ایمان به خدای متعال شما را از آن اسارت و نکبت پنجاه ساله رهایی بخشید. اکنون سزاور نیست که خلاف رضای ملت رنج دیده و بر خلاف انقلاب اسلامی سم پاشی هایی بکنید که نفع آن را جز اجانب و چپاول گران و خدمت گزاران آن ها احدی نبرد. من نصیحت خود را تکرار می کنم و صلاح مطبوعات را در آن می دانم که تحت تأثیر راست و چپ و شرق و غرب واقع نشده و خود را در مسیر انقلاب اسلامی قرار دهند. من خوف آن را دارم که این تفرقه اندازی ها به ضرر ملت رنج دیده و زیان خود آنان تمام شود. من از روزگار سیاه اختناق و اسارت بیمناکم.»(18) او چند روز بعد راهبرد رادیو و تلویزیون را در ایران مشخص کرد و گفت: «حالا باید یک فکری برای رادیو تلویزیون بشود که چنانچه فکر شده است و می شود، لکن بیشتر عنایت بشود که کسانی که در این جا سابق در خدمت طاغوت بوده اند و همه ی فسادها را می کرده اند، حالا باید این ها تصفیه بشوند. کسانی که تا دیروز بر ضد ملت و بر ضد انقلاب ما سخن رانی می کردند، نمایش می دادند، بساط درست می کردند حالا آمده اند و اظهار اسلام و دیانت می کنند. این هم باید تصفیه بشود. رادیو و تلویزیون یک دستگاهی است که هم در طرف تبلیغات فاسد اهمیت زیاد دارد و هم در طرف تبلیغات صحیح. تمام مطبوعات این طور است. اهمیت رادیو تلویزیون بیشتر از همه است. این دستگاه ها دستگاه های تربیتی است؛ باید تمام اقشار ملت با این دستگاه ها تربیت بشوند؛ یک دانشگاه عمومی است. دانشگاه ها دانشگاه های موضعی است. این یک دانشگاه عمومی است، یعنی دانشگاهی است که در تمام سطح کشور گسترده است. باید از آن، عمل دانشگاه را دستگاهی باشد که بعد از چند سال تمام قشر ملت را روشن کند. و مبارز بار بیاورد. آزادمنش بار بیاورد. از غرب زدگی بیرون کند. استقلال به مردم بدهد. این از همه ی چیزهایی که در این دستگاه ها هست مهم تر است.»(19) مقام معظم رهبری هم رسانه ها را در جهت دهی فکری و فرهنگی، تعیین ساختار هویت ملت ها و ارتقای اخلاق و معنویت در جامعه بسیار مهم و تعیین کننده می دانند و می فرمایند: «اگر بر مدیریت رسانه ای و برنامه سازی رسانه ها دین، اخلاق و فضیلت حاکم شود، قطعا وضع بشر بهتر از وضع موجود خواهد بود و در چنین شرایطی رسانه ها می توانند زمینه ساز خوش بختی انسان ها باشند.»(20) رهبر انقلاب اسلامی اهداف مطلوب صدا و سیمای جمهوری اسلامی را این گونه ترسیم می کنند: «یک وقت هست که رادیو و تلویزیون برای پرکردن وقت است؛ بالاخره آدم ها وقت فراغت دارند و یک دستگاه حکومتی می خواهد این وقت را به شکلی پرکند. هدف این نیست و من تصور نمی کنم هیچ دولتی در دنیا بتواند هدف خودش را از اداره ی رسانه های جمعی فقط این قرار بدهد. بله، بعضی از شرکت ها و فرستنده های خصوصی و یا حتی شرکت های بزرگ در آمریکا و جاهای دیگر هستند که با کابل به خانه های مردم مرتبطند و قصدشان این است که مشتری جمع کنند و عده ای بتوانند در وقت فراغت از این ها استفاده کنند، اما یک دولت نمی تواند فکرش این باشد. حتی اگر فرض کنیم که بیشترین محتوای رادیو و تلویزیونی را سرگرمی ها تشکیل بدهد، باید در پشت این سرگرمی ها سیاست او را جست و جو کرد. بنا بر این یک دولت از ایجاد این کانال و این تجهیزات و تشکیلات در سرتاسر کشور هدفی دارد. هدف ما چیست؟ ما می خواهیم چه بکنیم؟ البته ممکن است اهداف فرعی وجود داشته باشد؛ اما هدف اصلی ما سازندگی مردم به شکلی است که اسلام و انقلاب می خواهند؛ به طور خلاصه و کوتاه، هدف این است. رسانه های ما- از جمله رادیو- تشکیلات ما، گفتن و نشستن ما، اجرای نقش ما، همه برای این است که می خواهیم این نظام را کامل کنیم؛ هر چه بهتر، هرچه اسلامی تر، هرچه انسانی تر و هرچه به هدف های عالیش نزدیک تر؛ هدف غیر از این که نیست. وقتی ملتی حرکت عظیم و انقلاب بزرگی را انجام می دهد، یک جمهوری با این عظمت را بنا می گذارد و در مقابل این همه تهاجمات، این طور از آن دفاع می کند، اهدافی دارد؛ این اهداف را ما باید با همه ی وسایل تعقیب بکنیم. ممکن است یک جا این اهداف در حال تضییع باشد؛ ما باید جبران بکنیم. منطقه ی ادب و هنر، یکی از جاهایی است که شما خیلی خوب می توانید در این زمینه کار بکنید. مسائل ارزشی نظام را باید در نظر داشته باشید.»(21) *رهایی قلم ها روایت فرازو فرود مطبوعات در سی سال انقلاب انقلاب اسلامی پیروز شد و روزنامه ها آزاد. در همان سال های ابتدایی جنگ شروع شد، جنگ ها کشورها را در شرایط ویژه قرار می دهند و حکومت ها در فضای جنگ فضای اطلاع رسانی را به شدت کنترل و محدود می کنند، اما با شروع جنگ ایران و عراق هم روزنامه ها محدود نشدند. پس از جنگ هم فراز و فرود داشتیم. آن چه از پی می آید روایتی مختصر از این فراز و فرود است. اگر کسی بخواهد انقلاب اسلامی مردم ایران را با خواندن مطبوعاتی که همراه انقلاب شده بودند بشناسد به این تصور می رسد کهاعضای حزب توده، جبهه ی ملی و سازمان مجاهدین خلق انقلاب کردند، پیروز شدند و برخی روشن فکران و چند روحانی به آن ها کمک کردند. و البته این مربوط به زمانی ست که مطبوعات به اصطلاح اعتصاب کرده بودند، به فرمان امام اعتصابشان را شکسته بودند و همراه انقلاب شده بودند. و الا در دوره ای که تنور انقلاب آن قدر داغ نشده بود که نخست وزیرها را زود زود کنار بزند و هر کدام را با وعده ی آزاد بیشتر روی کار بیاورد، کلا مطبوعات یا انقلاب را سانسور می کردند یا آشوب می نامیدندش. البته مطبوعات در همان دوران همراهی نیم بندشان تاثیر مهمی بر سرعت انقلاب داشتند. تصویر آتش سوزی در سینما رکس آبادان، آتش سوزی در مسجد یزد، کرمان، حمله چماق به دستان به مراکز مذهبی، برخورد ارتش با تظاهرکنندگان، سرنگونی مجسمه های شاه، حمله ی ارتش به دانش آموزان و دانشجویان، حوادث میدان ژاله (شهدا)، اهدای گل به ارتشیان، بیعت نظامیان با امام (ره) و ده ها عکس و نوشته ی ماندگار دیگر یادگارهای آن دوره اند و هر کدام مردم را در حضور پررنگ تر در صحنه ی قیام، مبارزه و انقلاب تهییج کردند. در حالی که زمان پیروزی انقلاب 48 درصد مردم بی سواد بودند، تیراژ کیهان به یک میلیون رسید. اوج آزادی در مطبوعات ایران دوره ی پس از فرار شاه از ایران، پیروزی انقلاب اسلامی، مشکلات داخلی کشور و روزهای ابتدایی شروع جنگ بود. «چه باید کرد؟» اولین روزنامه ای بود که درست چهار روز بعد از فرار شاه، 30 دی 1357، آغاز به کار کرد. بعد از آن تا نیمه ی دوم سال 1359 به طور متوسط هر پنج روز یک نشریه آغاز به کار کرد. انقلاب که پیروز شد چهار روزنامه در کشور منتشر می شد؛ کیهان، اطلاعات، آیندگان و رستاخیز. رستاخیز منحل شد، آیندگان بعد از مدتی تعطیل شد. و کیهان و اطلاعات، که زیر نظر مصباح زاده و مسعودی بودند، مدتی منتشر شدند، بعد مسئولینش برکنار شدند و مسئولان جدیدی که بیشتر با نظام همراه باشند منتصب شدند. سال 58 بسیاری از نشریاتی که سال های پیش از انقلاب تعطیل شده بودند، دوباره آغاز به کار کردند و اکثر گروه های سیاسی کشور هم نشریه دار شدند؛ از جمله انقلاب اسلامی برای رییس جمهور، بنی صدر، جمهوری اسلامی برای حزب جمهوری اسلامی. آن زمان عملا قانون مجوز انتشار مطبوعات اجرا نمی شد و نشریات بدون مجوز و امتیاز کارشان را شروع می کردند. مرداد سال 58 بیست و دو روزنامه و مجله توقیف شدند؛ روزنامه ها و مجلاتی که یا مجوز قانونی انتشار نداشتند یا وابستگی آشکار به رژیم پهلوی داشتند یا متعلق به سازمان ها و احزاب غیرقانونی بودند. هم زمان رشد کیفی مطبوعات هم چشمگیر بود. سهم آگهی در مطبوعات بسیار کم شد. مثلا اگر سال 56 مقالات کیهان 2/4 درصد حجم کیهان را در بر گرفته بودند، سال 58 بیش از 8 درصد کیهان مقاله بود. با این تفاوت مهم که سال 56 حدود هفتاد و پنج درصد مقالات کیهان ترجمه ی مقالات مطبوعات خارجی بود و سال 58 فقط سه درصد مقالات ترجمه بودند. در عوض سهم مقالات ایرانی از 25 درصد به 97 درصد رسید. کشور عزیزمان از پاییز سال 59 تا تابستان سال 67 درگیر جنگ شد. جنگ ها بر کشورها شرایط ویژه حاکم می کنند و یکی از آن شرایط کنترل اطلاع رسانی است. البته اوایل جنگ ایران و عراق، دولت ایران محدودیتی اعمال نکرد، اما برخی مطبوعات شرایط جنگ را درک نکردند و باعث شدند که سال 60 وزارت ارشاد کلیه ی مدیران مطبوعات را ملزم کند برای ادامه ی انتشارشان مجوز جدید بگیرند. با این ترفند تعداد نشریات کشور در اواخر بهار به 62 عنوان کاهش یافت. سال 61 در کشور 93 نشریه فعالیت می کردند و سال 1362 در تهران تنها چهار روزنامه و 8 نشریه ی هفتگی منتشر می شد. سال 1364 مجلس شورای اسلامی قانون مطبوعات را تصویب کرد تا جایگاه رسانه های نوشتاری را در کشور روشن تر کند. با پایان یافتن جنگ روند نزولی انتشار نشریات در ایران به پایان رسید. سال 69 مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ها افتتاح شد و اولین فصل نامه ی تخصصی رسانه را در حوزه ی ارتباطات منتشر کردند. همچنین برگزاری نخستین سمینار بررسی مسائل مطبوعات ایران و کوشش های معاونت مطبوعاتی و تبلیغاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در راه توسعه ی مطبوعات و بهبود شرایط روزنامه نگاری بسیار موثر واقع شد، به گونه ای که تعداد نشریات دوره ای ایران، که در سال های شصت تا شصت و هفت از سیصد نشریه به کمتر از صد نشریه رسیده بود، سال هفتاد و یک به پانصد و پنجاه عنوان و سال هفتاد و سه به حدود هفتصد و هفتاد عنوان رسید.(22) از سال 1376 رشد کمی مطبوعات بیشتر شد و بهار 77 تیراژ روزنامه های ایران از دو میلیون نسخه در روز هم گذشت. همزمان حدود 850 روزنامه و مجله در کشور منتشر می شد.(23) متاسفانه عدم رشد حرفه ای مطبوعات و سوء استفاده ی برخی گروهای سیاسی و مخالفان از فضای آزادی وسیعی که حاصل تسامح و تساهل در آن دوره بود و توهین و هتک ارزش های اصیل اسلامی و مبانی نظری نظام باعث شد دادگاه مطبوعات با استناد به قانون مطبوعاتی که سال 1379 تصویب شده بود تعدادی از نشریات تازه تاسیس را توقیف کند. ظهور پدیده ی روزنامه های زنجیره ای که سازمان یافته در خدمت اهداف گروه سیاسی خاص بودند به این امر دامن زد. به هر حال سال 1383 در ایران بیش از 1200 عنوان نشریه منتشر می شد که اتفاقا بیست و پنج درصد روزنامه نگاران و نویسندگان آن ها زنان بودند.(24) همچنین در سال های بعد از جنگ بیش از پانزده اتحادیه و انجمن صنفی مطبوعاتی در ایران فعالیتشان را شروع کرده اند که بزرگ ترینشان انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران است. انجمنی که دانشکده ی آموزش روزنامه نگاران، عکاسان خبری و مترجمان دارد. همچنین این انجمن برای حمایت مالی از رزنامه نگاران بی کار صندوق تاسیس کرده و برای حل مشکل مسکن روزنامه نگاران شرکت تعاونی راه انداخته است. به طور کلی از سال 1304 تا سال 1357، بیش از 50 سال، 392 نشریه مجوز نشر گرفته اند، یعنی هر سال هفت نشریه ی جدید. و از سال 1358 تا سال 1373، 15 سال، 1861 نشریه مجوز گرفته اند، یعنی هر سال 143 نشریه؛ حدود بیست برابر دوره ی پهلوی.(25) سال 1385 بیش از 3382 نشریه در کشور منتشر می شد؛ 2053 عنوانش در تهران و 1329 عنوانش در شهرستان ها.(26) با پیروزی انقلاب، مطبوعاتی ها آن چه را که سال ها در حسرتش بودند یافتند؛ آزادی قلم و بیان. در حالی که قبل از انقلاب حتی جرات نمی کردند از یک مقام درجه چندم وزارت خانه ای انتقادکنند. بعد از انقلاب، به ویژه در سال های پیروزی انقلاب تا آغاز جنگ و سال های 1376 تا 1381 آزادی انتقاد به حدی رسید که بعضی ها علاوه بر مقامات حکومتی از مبانی ارزشی هم انتقاد می کردند. البته سوء استفاده ی برخی ها از آزادی باعث شد تعدادی از روزنامه ها تعطیل شوند. در حالی که قبل از انقلاب اغلب روزنامه ها و مجلات برای فرار از رویارویی با اداره ی مطبوعات ساواک به مطالب تفریحی و سرگرمی و ادبیات دور از واقعیت روی می آوردند، بعد از انقلاب تحلیل مسایل سیاسی و اجتماعی به طور گسترده وارد مطالب نشریات شد. بعد از انقلاب، روزنامه نگاری از یک شغل حرفه ای برای خبررسانی فراتر رفت و یکی از مهم ترین عناصر موثر در جهت دهی افکار عمومی شد. نگاهی گذرا به مطالب و حتی نوع صفحه آرایی مجلات و روزنامه ها در سال های قبل و بعد از انقلاب نشان می دهد که بعد از انقلاب مطبوعاتی ها، بنابر نیاز مخاطب، سطح کیفی نوشته هایشان را بالا بردند، چون دیگر مخاطب هر نوشته ی سخیفی را به راحتی قبول نمی کرد. افزایش کمّی شاید کمترین تاثیرش افزایش رقابت بین رسانه های مکتوب بود که برای حفظ مخاطب بایستی سطح کیفی خودشان را بالا می بردند. در مقابل افزایش مقالات آگهی های مطبوعاتی کمتر شده است، نوع آگهی ها هم با قبل از انقلاب تفاوت دارد و به جای تبلیغ شوی فلان خواننده و رقاص خارجی در کاباره، بیشتر نیازمندی های تخصصی و روزمره ی مردم مورد توجه قرار می گیرد. در یک نگاه کلی به وضعیت مطبوعات در دوران انقلاب اسلامی باید گفت از نظر کیفیت و سطح حرفه ای کار، رشد زیادی داشته اند. ارتقای سطح تحصیلات روزنامه نگاران و توجه به آموزش در این زمینه، روشن شدن جایگاه قانونی و حرفه ای روزنامه نگاران در رشد کیفی مطبوعات تاثیر داشته است. البته افزایش نرخ باسوادی در کشور را هم به این عوامل باید اضافه کرد. در طراحی، صفحه بندی، گرافیک، عکاسی و چاپ هم پیشرفت های چشمگیری به دست آمده، به ویژه در نشریات تخصصی که از کارکنان با تجربه تر و تجهیزات بهتری استفاده می کنند. *انتشار امواج در سراسر ایران روایت فراز و فرود رادیو در سی سال انقلاب این روزها هر کس موج رادیویش را یک بار از ابتدا تا انتهای بچرخاند شبکه ی مورد علاقه اش را می یابد. شبکه های سراسر ای چون ورزش، معارف، سلامت، اقتصاد، پیام، جوان، تجارت و گفت وگو و شبکه های استانی و شهری، رادیو را در سی سالگی انقلاب از موفق ترین و پیش روترین رسانه ها کرده است. انقلابی ها با رادیو نسبت نزدیکی دارند. همه ی آن ها به یاد دارند که مدت ها اخبار انقلاب را از بخش فارسی رادیو بغداد، که یاران امام راه انداخته بودند، یا بخش فارسی رادیو بی بی سی پی می گرفتند. همه یاد دارند که مهم ترین اتفاق روز 21 بهمن برایشان شنیدن صدای انقلاب از رادیوی ایران بود، آن زمان که گوینده با هیجان فریاد می زد: «توجه فرمایید، توجه فرمایید، این صدای راستین ملت ایران است. صدای انقلاب.»(27) مقام معظم رهبری درباره ی رادیو می فرماید: «رادیو یک دستگاه تلویزیون، روزنامه، کتاب و سینما – وجود ندارد که این برد و این گسترش و این نفوذ را حتی در صندوق خانه های مردم داشته باشد. من خیلی از اوقات همراه خودم رادیو می برم. مثلا صبح ها که برای قدم زدن یا ورزش کردن به گوشه ای از این شهر می روم، این رادیو هم همراهم هست. از هیچ چیز دیگر نمی شود این طور استفاده کرد. از قبیل من هزاران نفر هستند. به قوم مرحوم آل احمد که می گفت آن کشاورز ما هم به شاخ گاوش یک ترانزیستور آویزان کرده است، بنابراین رادیو خیلی حساس است، به خصوص که بعضی از برنامه های شما برنامه های مستقیم است. یعنی برنامه هایی است که دیگر شمایید و هنرتان و هر کاری که بتوانید بکنید. این شمایید و این هم میدان. یا علی مدد! هر کار کردید کرده اید. هیچ ادیتوری، هیچ تنظیم کننده ای، هیچ کنترل کننده ای هم وجود ندارد. شما هستید و دارید می گوییدو در سطح میلیونی کشور و دنیا- مستقیم، غیرمستقیم، دنیا- پخش می شود. لذاست که بسیار بسیار حساس است.»(28) رادیو بعد از انقلاب دولتی ماند و قانون اساسی تاسیس رادیوی خصوصی را ممنوع اعلام کرد. همچنین در اصلاحیه ی آن سازمان رادیو و تلویزیون، که به سازمان صدا و سیما تغییر نام داده بود، زیر نظر مقام معظم رهبری قرار گرفت. بعد از انقلاب حدود ده سال از رادیو آگهی بازرگانی پخش نشد و موسیقی، حتی موسیقی انقلاب، به پایین ترین حد خود رسید. رادیو بعد از انقلاب، به ویژه در روزهای سخت و پرالتهاب جنگ هشت ساله، که بسیاری از نقاط کشور پوشش تلویزیونی نداشت و کلا تلویزیون در شبانه روز حدود هشت ساعت برنامه پخش می کرد، نقش بسیار مهمی ایفا کرد. مردم خبرهای فتح و شکست را از رادیو می شنیدند، با آژیر رادیو به پناه گاه می رفتند و در آن جویای سلامتی فرزندانشان می شدند. در دسترس بودن، سرعت عمل، ابتکار در برنامه سازی و گزارش های به موقع از مناطق عملیاتی و پشت جبهه رادیو را به رسانه ای بی رقیب و غیرقابل رقابت بدل کرد. مهدی ارگانی، مدیر وقت رادیو در زمان جنگ، در این باره گفته است: «از ابتدای تهاجم نیروهای عراق در سال 1359 تا اوایل سال 65 پوشش رادیویی جنگ به عهده ی پخش و تولید رادیو بود. در این میان قسمتی از نیازهای رادیو در داخل و از جمله تهییج نیروها در مقاطع عملیاتی، با استقرار واحدهای فرستنده ی سیار در برخی خطوط به صورت قطعی تدارک و تامین می شد و این واحدهای موقت به طور غیررسمی رادیو جبهه نامیده می شدند. اما رادیو جبهه به عنوان یک شبکه ی فراگیر مرتبط با دفاع مقدس در اواخر سال 64 طراحی و از اوایل سال 65 راه اندازی شد.»(29) فتح الله جوادی، نویسنده ی وقت رادیو، در خاطرات خود می نویسد: «از اتاق تحریریه تا استودیو حدود 50 متر فاصله بود و بخشی از وقت ما در روزهای عملیات صرف دویدن میان استودیو و تحریریه می شد. گاهی اصلا فرصت کنترل و بازبینی مطلب وجود نداشت، گاهی حتی فریاد تهیه کننده ی پخش که ما را صدا می زد جملات آخر را در حال حرکت به سمت استودیو بنویسیم. گاهی در اتاق فرمان می نشستیم و می نوشتیم و گاهی حتی کنار گوینده می نشستیم و در فاصله ی پخش یک موسیقی مطلب بعدی را به دست او می رساندیم. برای خود من بارها پیش آمد که حس می کردم تسلط ما بر شرایط موجود در لحظه های حساس پخش زنده در اوج عملیات نوعی معجزه است.»(30) جنگ که تمام شد و مملکت که به روال عادی خود برگشت، توسعه ی رادیو در دستور کار مسئولان قرار گرفت. نیمه ی شهرداری تهران بنا دارد بعد از راه اندازی روزنامه، که تجربه ی موفقی هم شد، یک شبکه ی رادیویی راه بیاندازد. تابلوهای زرد رنگ کنار بزرگ راه های تازه تاسیس که رویشان نوشته بود «رادیو پیام روی موج fm ردیف 47/10 از ساعت 6 صبح تا 10 شب.» حاصل قرارداد شهرداری با سازمان صدا و سیما بود که منجر به راه اندازی رادیو پیام در چهاردهم آذر سال 1372 شد. رادیو پیام هر 15 دقیقه یک بار اخبار پخش می کند و میان این دو خبر یک بار اخبار ترافیک را به اطلاع شنوندگانش می رساند و چند موسیقی ایرانی و غربی پخش می کند. شبکه ی پیام نخستین شبکه ی رادیویی پس از انقلاب بود که محور اصلی محتوای برنامه هایش انواع موسیقی ایرانی با کلام و موسیقی غربی بدون کلام بود. این عوامل باعث پرمخاطب شدن و گسترش سریع این شبکه و 24 ساعته شدن آن شد. هماکنون هم شبکه ی رادیویی پیام برترین شبکه ی رادیویی در کسب منابع مالی از لحاظ میزان پخش آگهی بازرگانی است. دومین شبکه ی تخصصی که در ایران راه اندازی شد رادیو قرآن بود. اسفند 1375 شبکه ی رادیویی جوان را افتتاح کردند که محور برنامه هایش جوانان کشور است و سال 1376 رادیو تخصصی معارف را در قم افتتاح کردند که مباحث دینی و حوزوی را به عرصه ی عمومی کشاند. تا سال 1376 تقریبا همه استان ها دارای فرستنده ی اختصاصی شدند و سال 1376 اولین فرستنده ی شهری را برای شهر کرج راه اندازی کردند. 1377 شبکه رادیویی فرهنگ، با پوشش سراسری و 24 ساعته، آغاز به کار کرد. شبکه ی ورزش، رادیو سلامت، رادیو تجارت و رادیو گفت وگو دیگر شبکه های تخصصی ای بودند که در سال های پس از انقلاب راه اندازی شدند. در سال 1386، شبکه ی اینترنتی رادیو با نام ایران صدا روی شبکه ی جهانی اینترنت افتتاح شد. همچنین بعد از انقلاب بیش از 30 شبکه ی رادیویی به زبان های مختلفی چون دری، عربی، انگلیسی، فرانسوی و عبری تأسیس شد تا صدای انقلاب را به کشورهای دیگر برسانند. رادیو پس از انقلاب علاوه بر رشد کمی، از لحاظ محتوایی هم دگرگون شده است. دیگر خبری از موسیقی ها و برنامه های مبتذل دوران پهلوی در رادیو نیست و جای آن ها را برنامه های آموزنده و تاثیرگذار گرفته است. بعد از انقلاب رادیو کاملا وارد زندگی سیاسی اجتماعی مردم شد و به ویژه در ایام جنگ و پس از دهه ی 70 به شکوفایی رسید. دکتر حسن خجسته، که حدود یک دهه رییس رادیو بود، در این زمینه می گوید: «انقلاب نقطه ی گذر برای رادیو است. به نظرم عصر طلایی رادیو، که شامل اوج مخاطب، رضایت مندی و اثر بخشی است، بعد از انقلاب آغاز شد. حتی بعد از انقلاب استقبال از رادیو به حدی بود که گروه های زیادی از جامعه رادیو خریدند. رادیو نقشی موثر در اطلاع رسانی، به ویژه در دوران جنگ تحمیلی داشت. بعد از انقلاب رادیو دو موفقیت مهم داشت. یکی مدت زمان گوش کردن به رادیو است که اوایل در حدود یک ساعت در روز بود، ولی الان بالای دو ساعت و 40 دقیقه در روز است. دومی میزان شنوندگان است که از 29 تا 30 درصد به بالای 51 درصد رسیده است.»(31) *انقلاب در تلویزیون روایت فراز و فرود تلویزیون در سی سال انقلاب روزهایی که امام در مدرسه ی علوی بود، چند متخصص و هنرمند انقلاب فرستنده ی تلویزیون انقلاب را با بردی کوتاه راه انداختند. آن فرستنده اولین رسانه ی جمعی انقلاب اسلامی بود که گروه اندکی از مردم تهران برنامه های آن را دریافت می کردند؛ زمانی که ارتش رادیو و تلویزیون ملی ایران را اشغال کرده بود. آن روزها کسی باورش نمی شد که در سی سالگی انقلاب اسلامی تلویزیون ایران هشت شبکه ی سراسری داخلی، بیش از بیست شبکه ی محلی و چند شبکه ی خارجی داشته باشد. انقلاب که پیروز شد، نخست وزیر قطب زاده را سرپرست سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران کرد و او هم به اقتضای دوران انقلاب ساعات پخش برنامه های تلویزیون را تا نصف کاهش داد. محتوای برنامه ها هم کاملا تغییر کرد. در حالی که پیش از انقلاب حدود 12 درصد برنامه های تلویزیون فقط موسیقی بود، زمان قطب زاده موسیقی 5/8 درصد برنامه ها شد و بعد از او دیگر موسیقی از تلویزیونی پخش نمی شد و به جای آن معمولا سرودهای انقلابی پخش می کردند. از دیگر تغییرات مهم برنامه های تلویزیونی حذف کامل پخش آگهی های بازرگانی بود. جامعه ی انقلابی ایران که از آگهی های تبلیغاتی مبتذل رژیم گذشته – که هدفی جز ترویج ابتذال، مصرف گرایی و تجمل پرستی نداشتند- دل خوشی نداشت تا مدت ها تبلیغ هر کالایی را ضد ارزش تلقی می کرد. شاید شرایط اقتصادی هم در این روی کرد تلویزیون بی تاثیر نبود. به هر حال در آن دوره عوامل رژیم سابق، گروهک های معارض با انقلاب، اعترافات آن ها و اخبار سراسری بود. یکی از پربیننده ترین برنامه های تلویزیونی آن دوره میزگردی بود که 11 اسفند 1358 با حضور مقامات بلند پایه ی سیاسی برگزار شد و 4 ساعت به طول انجامید. واحد تلویزیونی جهاد مهم ترین گروه برنامه سازی بود که بعد از انقلاب و پس از صدور فرمان تأسیس جهاد سازندگی از سوی امام شکل گرفت. هدف جهادگران جهادسازندگی خدمت به مردم در مناطق محروم بود و هدف گروه تلویزیونی جهاد شناساندن آن مناطق به مردم برای داشتن درک بهتری از کشورشان و شناساندن خدماتی که جهادگران انقلاب به محرومان می کردند. یکی از فعالان گروه جهاد سید مرتضی آوینی بود که سال 58 مجموعه ی شش روز در ترکمن صحرا و سیل در خوزستان را ساخت. خان گزیده ها و گم گشته های دیار فراموشی هم تولید او بود و درباره ی مردم محروم جنوب و جنوب شرق کشور. جنگ که شروع شد تلویزیون همچون دیگر رسانه های کشور با آن درگیر شد. خبرنگاران و برنامه سازان تلویزیون جمهوری اسلامی ایران را از کشور و دینشان به تصویر کشیدند. آمار می گوید(32) هر ده روز یک خبرنگار در دوران جنگ کشته شده که نشان دهنده ی حضور شجاعانه ی برنامه سازان در جنگ هشت ساله است. اعضای گروه جهاد و آوینی هم در جنگ حضور یافتند مستندهایی چون مجموعه ی روایت فتح را ساختند. حجت الاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی، فرمانده ی عالی جنگ، می گوید: «در دوران دفاع مقدس با بیان وقایع جنگ از سوی خبرنگاران توانستیم صدای مظلومیت خود را به گوش جهانیان برسانیم.»(33) علاوه بر برنامه های مستند، خبر و گزارش، برخی تولیدات سینمایی و سریال ها هم تاثیر شگرفی بر مردم در دوره ی جنگ داشتند. مجموعه ی سربداران یکی از آن ها بود که بسیار خوب ارزش فداکارای در دفاع از کشور را نشان داد. سلطان و شبان، آینه، امیرکبیر و مثل آباد هم از برنامه های پرمخاطب دوران جنگ بودند. بعد از جنگ ساخت برنامه های فاخر و ارزش مند شتاب بهتری به خود گرفت؛ تولید سریال و فیلم درباره ی مفاخر فرهنگی و دینی کشور چون بوعلی سینا، ملاصدرا، شیخ بهایی و ساخت برنامه هایی درباره ی تاریخ معاصر ایران و انقلاب اسلامی، چون کیف انگلیسی، خاک سرخ و مدار صفر درجه و تولید برنامه های اجتماعی موفق در قالب سریال و فیلم هایی چون زیر تیغ و صاحبدلان. دوران جنگ تلویزیون دو شبکه داشت که هر کدام در طول روز حتی ده ساعت هم برنامه پخش نمی کردند، برای همین بعد از جنگ توسعه ی کمّیِ تلویزیون هم در دستور کار قرار گرفت. مسئولان سال 1372 شبکه ی سه سیما را با محوریت جوانان و ورزش تاسیس کردند و سال 75 شبکه ی چهار سیما را برای پخش برنامه های علمی، فرهنگی و هنری ایران و جهان، برای مخاطب خاص، راه انداختند. همان سال شبکه ی یک شبانه روزی شد و برنامه های شبکه ی دو هم بیشتر شد. شبکه ی استان تهران را هم، که اولین شکبه ی استانی بود، سال 1375 راه انداختند. سال 78 شبکه ی خبر راه افتاد که بیش از هر چیز خبر و گزارش پخش می کند و تلویزیون سراسری آموزش هم سال 1381 کارش را شروع کرد تا فقط برنامه های آموزشی تهیه، تولید و پخش کند. هماکنون جمهوری اسلامی ایران 8 شبکه ی سراسری دارد و 28 شبکه ی استانی. و قرار است تا تابستان 1388 شبکه 24 ساعته و سراسری ورزش را تاسیس کنند. صدا و سیمای جمهوری اسلامی در راستای ارتباط برقرار کردن با ایرانیان مقیم خارج از کشور و دوستداران انقلاب اسلامی در دیگر کشورها و دیگر زبان ها، اولین برنامه ی سیمای جمهوری اسلامی را 25 آذر سال 1376 برای فارسی زبانان خارج از کشور از ماهواره پخش کرد. بعد از آن روزبه روز بر تعداد ساعات و برنامه های شبکه های برون مرزی سیمای جمهوری اسلامی افزوده شد تا جایی که هماکنون شبکه های جام جم1،2 و 3 برای اروپا، آمریکا، آسیا و اقیانوسیه برنامه پخش می کنند، شبکه های عرب زبان العالم (خبری) و الکوثر و شبکه ی خبری انگلیسی زبان پرس تی وی در سطح جهانی برنامه پخش می کنند و شبکه ی سحر هم روزانه بیست ساعت برنامه ی برون مرزی به شش زبان اردو، انگلیسی، بوسنیایی، ترکی آذری، فرانسه و کردی پخش می کند. در این بین تجربه ی اخیر شبکه ی العالم در شکستن انحصار خبری الجزیره بسیار جالب توجه است. یک ماه بعد از شروع به کال العالم جنگ آمریکا علیه عراق آغاز شد و شبکه ای که شش ساعت برنامه پخش می کرد، خیلی زود بیست و چهار ساعته شد و توانست تاثیری بسیاری بر مردم عرب زبان منطقه بگذارد. هماکنون العالم در تهران، واشنگتن، نیویورک، بیروت، بغداد، مصر، موریتانی، الجزایر، سوریه، لبنان، اردن و فلسطین دفتر دارد. در غزه، رام الله، و حتی سرزمین های اشغالی1948 (اسرائیل سازمان ملل) هم خبرنگار دارد. شاید بتوان اوج فعالیت العالم را جنگ 33 روزه ی اسرائیل و حزب الله لبنان دانست. العالم از ساعات اولیه ی حمله ی رژیم صهیونیستی به لبنان به سرعت برنامه های عادیش را قطع کرد و برنامه های زنده و خبی از مناطق مختلف لبنان و فلسطین اشغالی پخش کرد. استقرار سریع و به موقع خبرنگارن شبکه در مناطق مختلف از جمله حیفا، جنوب لبنان، صور، رام الله، بیروت، نبطیه، بقاع غربی، بعلبک و بنت جبیل و غیره، پوشش لحظه ای و آنی از اخبار این مناطق، العالم را مرجع خبرگزاری های مهم دنیا کرده بود. گزارش های خضر شاهین خبرنگار شبکه ی خبری العالم و دستیارش از شروع حمله ی زمینی ارتش رژیم صهیونیستی به نوار غزه هم از نقاط بسیار برجسته ی کارنامه خبری العالم است. آن چنان که رژیم صهیونیستی را برآشفت، عصبانی کرد و خضر شاهین را بازداشت و محاکمه کرد. از دیگر بخش هایی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی رشد کیفی چشمگیری داشته، بخش پژوهش و تحقیق در رسانه است. بخشی که پیش از انقلاب مرکز فرهنگ مردم و بعدها کمیته ی سنجش افکار نام داشت و اواخر به مرکز تحقیقات اجتماعی ونظرخواهی برنامه ها تغییر نام داد. پس از انقلاب اسلامی، به ویژه در دوران جنگ، واحدهای مختلفی برای پژوهش در صدا و سیما به وجود آمدند که سال 1368 همه با هم ادغام شدند و مرکز تحقیقات، مطالعات و سنجش برنامه ای را به وجودآوردند. سال 1381 این مرکز دارای سه اداره ی کل پژوهش های رسانه و ارتباطات، پژوهش های اجتماعی و سنجش برنامه ای، و پشتیبانی پژوهش شد و دو واحد فرهنگ مردم و امور پژوهش شهرستان ها و خارج از کشور را راه اندازی کرد تا کارهایش را بهتر انجام دهد. سال 1381 در ساختار مرکز تجدید نظر کردند و مرکز جدیدی با نام مرکز تحقیقات صدا و سیما راه اندازی کردند که درباره ی رضایت، اعتماد و تعداد مخاطبان شبکه های استانی و شهرها و روستاهای کشور تحقیق می کند. مرکز تحقیقات صدا و سیما به بررسی نیازها، نظرات و دیدگاه های ایرانیان مقیم خارج از کشور برای شبکه های جام جم و مخاطبان شبکه هایی مانند العالم و سحر می پردازد. این مرکز به طور مستمر درباره ی مسایل مهم سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی کشور پژوهش می کند، گزارش تولید می کند و خلاصه و متن کامل آن را به مسئولان رسانه ی ملی ارائه می کند. تولید برخی کتاب های تخصصی درباره ی رسانه ها و انتشار فصل نامه ی پژوهش و سنجش، فصل نامه ی فرهنگ مردم و ماه نامه ی پیام پژوهش از دیگر فعالیت های مرکز است. صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران بیش از صد سایت اینترنتی دارد که سایت اصلی irib.ir است و 8 شبکه ی تلویزیونی داخلی، 12 شبکه رادیویی داخلی، 27 شبکه برون مرزی و 6 شبکه ی ماهواره ای هر کدام جداگانه سایت دارند و برنامه هاشان را بر آن پخش می کنند. روزنامه ی جام جم هم با تیراژ بیش از 400هزار نسخه و مجله های سروش، سروش جوان، سروش نوجوان، سروش کودکان و سروش اندیشه از دیگر تولیدات صدا و سیما پس از انقلاب هستند. اما شاید دل چسب ترین دستاورد انقلاب تربیت نیروی های متخصص رسانه در پخش فنی و تولید محتوا باشد. پس از انقلاب مستشاران آمریکایی و اسرائیلی از تلویزیون ملی اخراج شدند و هماکنون تمام امور رادیو و تلویزیون جمهوری اسلامی را متخصصان ایرانی اداره می کنند. بسیاری از گیرنده های رادیو و تلویزیون و پیچیده ترین قطعات فرستنده های تلویزیون را هم در کشورمان تولید می کنیم. شاید به جرات بتوان گفت مهم ترین دستاورد انقلاب اسلامی در عرصه ی رسانه ها احیای مفهوم مردم مداری و استقلال رسانه ای است. پس از انقلاب رسانه های کشور از لحاظ کمّی سریع رشد کردند. این ادعا در آمارهایی که در بخش های مختلف همین کتاب آورده شد کاملا مشهود است، ولی از آن مهم تر، رشد خودباوری در عرصه ی رسانه هاست. پس از انقلاب، اصحاب رسانه در ایران به این باور رسیدند که می توانند نقش مهمی در توسعه ی اجتماعی و سیاسی کشور ایفا کنند. امری که در طی دوران رژیم پهلوی از آنان دریغ داشته بودند. در دوران پهلوی به رغم تلاش برخی چهره ها در مقاطعی کوتاه همیشه رسانه ها تحت سلطه ی دولت ها بودند. و مسئولین رسانه ها را ابزار تبلیغ خود می دیدند. پیروزی انقلاب این تصور را از میان برد و مردم دیدند که رسانه ها چگونه مسئولان را به پاسخ گویی واداشتند. پی نوشت ها: 1- صحیفه امام (ره)، ج5، ص270 2- مطبوعات رژیم شاه، ص 132 3- شبه خاطرات، ج3 4- مطبوعات عصر پهلوی به روایت اسناد ساواک، ص 12 5- داستان های عصر رضاشاه، ص 279 6- صد خاطره از صد رویداد، ص 36 7- تاریخ شفاهی مطبوعات ایران، ص 13 8- ایران در چهار کهکشان ارتباطی، ص 1534 9- ایران در چهار کهکشان ارتباطی، ص 1593 10- خاطرات مطبوعاتی، ص 208 11- پژوهش نامه مطبوعات ایران 12- ایران در چهار کهکشان ارتباطی، ص 1536 13- همان، ص 1593 14- تاریخ تحولات سیاسی و اجتماعی ایران، ص84 15- همان، صص85 تا 95 16- دوران انقلاب ایران، ص70 17- صحیفه امام (ره)؛ ج6، ص 265 18- صحیفه امام (ره)؛ ج6، ص265 19- صحیفه امام (ره)؛ ج6، ص274 20- سخنان مقام معظم رهبری، 12/11/78 21- سخنان مقام معظم رهبری، 12/5/1378 22- سایت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی 23- مطبوعات در عصر خاتمی، ص80 24- فصلنامه پژوهش و سنجش، ش 22، ص 106 25- مطبوعات در عصر خاتمی، ص 2 26- فصلنامه پژوهش و سنجش، ش22، ص 170 27- ایران در چهار کهکشان ارتباطی، ص 1633 28- سخنان مقام معظم رهبری، 29/11/1370 29- ایران در چهار کهشکشان ارتباطی، 1699 30- همان، 1699 31- خبرگزاری مهر، 20/10/78 32- ایران در چهار کهشکشان ارتباطی، صص1677 و 1678 33- همان، ص 1699 منبع: کتاب آن روزها این روزها / 4، دستاوردهای فرهنگی انقلاب اسلامی (کتاب مطبوعات، رادیو و تلویزیون، نویسنده مرتضی پایدار، ناشر معاونت فرهنگی سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران